غزل شمارهٔ ۲۹۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عمق و ارزش عشق و وصال میپردازد. شاعر میگوید که تنها کسی که به راستی عاشق باشد، میتواند ارزش عشق را درک کند و برای او سختیها و فراق معنیدار است. او به طور خاص تأکید میکند که افرادی که در عشق واقعی شجاعت و فداکاری نشان میدهند، میدانند که این عشق چه بهایی دارد. همچنین، تصاویری از پروانه و شمع برای نشان دادن جانفشانی در عشق به کار میرود. در نهایت، شاعر بیان میکند که کسی که عشق واقعی را تجربه نکرده، در حقیقت از جوهر زندگی و عشق غافل است.
نه قدر وصال تو هر مختصری داندنه قیمت عشق تو هر بی خبری داند
هر آدم حقیری قدر وصال تو را درک نمیکند و قیمت و بهای عشق تو را هر بیخبری نمیداند.
هر عاشق سرگردان کز عشق تو جان بدهداو قیمت عشق تو آخر قدری داند
کسی که در راه عشق تو جان داد اوست که قیمت و ارزش عشق تو را کمی شناخته است.
آن لحظه که پروانه در پرتو شمع افتدکفر است اگر خود را بالی و پری داند
لحظهای که پروانه در پرتو شمع جان دهد اگر به فکر بال و پر خود باشد آن از کفر است.
سگ به ز کسی باشد کو پیش سگ کویتدل را محلی بیند جان را خطری داند
سگ از کسی برای جان و دل خود در برابر سگ کوی تو ارزشی قائل شود، بهتر است.
گمراه کسی باشد کاندر همه عمر خوداز خاک سر کویت خود را گذری داند
هوش مصنوعی: کسی که در تمام عمرش از خاک سر کویت نتوانسته عبور کند، در واقع گمراه است.
مرتد بود آن غافل کاندر دو جهان یکدمجز تو دگری بیند جز تو دگری داند
هوش مصنوعی: کسی که در دو جهان، حتی برای یک لحظه غیر از تو چیزی ببیند و غیر از تو چیزی را بداند، در حقیقت از اصل خود غافل است و دور است.
برخاست ز جان و دل عطار به صد منزلدر راه تو کس هرگز به زین سفری داند
هوش مصنوعی: عطار با تمام وجود برای تو آماده شده و در این مسیر طولانی، کسی مانند او را پیدا نخواهی کرد که سفر به این سختی را بشناسد.