غزل شمارهٔ ۳۵۹
هوش مصنوعی: در این شعر وصف زیبایی و魅بت دلبر است. شاعر از طرز رفتار و جلوههای دلبر میگوید که با رویی گشاده و زلفی تابدار نزد او میآید. دلبر به دل سنگی که در اوست، لعل میبندد و زیبایی او چنان است که همه را مسحور میکند. حتی شاهان نیز برای دیدن او در حرکت هستند. زلفهای او به هم ریخته و چهرهاش مستکننده است و از لبانش بوی شراب میآید. خط او در میان سبزیهای طبیعت مانند قلمی درخشان است و عقل کل به تماشای آن میآید. ماه نیز با زیباییاش بر سر او ایستاده و آفتاب مانند تیغ بر او سایه افکنده است. در نهایت، شخصیت او را به گوهری پاک و عزیز تشبیه میکند.
دلبرم رخگشاده میآیدتاب در زلف داده میآید
هوش مصنوعی: محبوب من با چهرهای دلنشین و شگفتانگیز نزدیک میشود و در بازی زلفهایش طنازی میکند.
در دل سنگ لعل میبنددکو چنین لبگشاده میآید
هوش مصنوعی: در دل سنگ، سنگی با ارزش و زیبا مانند لعل قرار میگیرد؛ کسی که اینگونه با سخاوت و بازبودن دلش، به راحتی خود را نشان میدهد.
شهسوار سپهر از پی اومیرود کو پیاده میآید
هوش مصنوعی: خورشید به دنبال او میرود، در حالی که او با آرامش و بدون عجله وارد میشود.
زلف بر هم فکنده میگذردخلق بر هم فتاده میآید
هوش مصنوعی: دختران با موهای آشفته و پریشان از کنار ما میگذرد، در حالی که مردم نامنظم و بههمریخته به سوی او میآیند.
ای عجب چشم اوست مست و خرابوز لبش بوی باده میآید
هوش مصنوعی: چشمان او به قدری جذاب و بیخود کننده است که انسان را مدهوش میکند و لبهایش بوی شراب را به مشام میرساند.
پیش سرسبزی خطش چو قلمعقل کل بر چکاده میآید
هوش مصنوعی: زمانی که خطی سرسبز و زیبا مینویسد، مانند این است که عقل جامع و کامل بر او برتری مییابد.
ماه سر درفکنده میگذردچرخ بر سر ستاده میآید
هوش مصنوعی: ماه بر روی زمین میتابد و همچنان که زمان میگذرد، چرخ روزگار به سوی ما میرسد.
آفتابی که سرکش است چو تیغبر خطش سر نهاده میآید
هوش مصنوعی: خورشیدی که تند و سرکش است، مانند تیغی بر سر خطش قرار گرفته و به جلو میآید.
در صفاتش ز بحر جان فریدگهر پاکزاده میآید
هوش مصنوعی: در ویژگیهای او مانند دریا، جواهر نایابی از نسل پاک و برگزیده به چشم میخورد.