غزل شمارهٔ ۳۶۱
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع عشق و تنهایی پرداخته و بیان میکند که فردی که عاشق است، نمیتواند بهراحتی به محبوبش دست یابد. شاعر تأکید میکند که در عشق، هر کس در پی خود و عشقش است و هیچکس برای کسی که در غم و اشتیاق است، نمیآید. عشق حقیقی و ارتباط عمیق میان معشوق و عاشق آنچنان نیست که به سادگی قابل دسترسی باشد. شاعر همچنین به مقایسههایی زیبا اشاره میکند و میگوید که در عالم عشق، امور عادی و دنیوی نمیتوانند به آن عمق و تعالی برسند. در نهایت، عشق یک مسیر دشوار و پر از جستجو است و دستیابی به آن بسیار مشکل و گاه غیرممکن به نظر میرسد.
آن ماه برای کس نمیآیدکو با غم خویش بس نمیآید
هوش مصنوعی: این ماه، به هیچکس نمیآید که نتواند با غم و اندوه خود کنار بیاید.
در آینه روی خویش میبینددر دام هوای کس نمیآید
هوش مصنوعی: آدمی در آینه خود را میبیند و تحت تأثیر آرزوها یا تمایلات دیگران قرار نمیگیرد.
گر تو به هوس جمال او خواهیاو در طلب و هوس نمیآید
هوش مصنوعی: اگر تو به دنبال زیبایی او باشی، او هرگز به جستجو و آرزوی تو نمیآید.
جانا ره عشق چون تو معشوقیدر زیر تک فرس نمیآید
هوش مصنوعی: عزیزم، مسیر عشق چنان است که عشق تو را به سادگی نمیتوان در زیر یک اسب تک نفره جستجو کرد.
در وادی بینهایت عشقشسیمرغ به یک مگس نمیآید
هوش مصنوعی: در دنیای بیپایان عشقش، موجودی چون سیمرغ هرگز به پای یک مگس نمیرسد.
هرگز نشوی تو هم نفس کس راکانجا که تویی نفس نمیآید
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانی با کسی هم نفس شوی، زیرا در جایی که تو هستی، نفس دیگری وارد نمیشود.
خورشید بلند را چه کم بیشیکش سایه ز پیش و پس نمیآید
هوش مصنوعی: سایهای که در پیش و پس از خورشید بلند وجود دارد، تغییر نمیکند و نمیتواند کم و زیاد شود.
چون در قعر است در وصل توجز بر سر آب خس نمیآید
هوش مصنوعی: وقتی در عمق عشق و پیوند تو هستم، تنها علفهای خشک و بیفایده به ذهنم میرسد.
در پای فراق تو شوم پامالچون وصل تو دسترس نمیآید
هوش مصنوعی: در حالتی که نتوانم به وصالت دست پیدا کنم، به عمق فراق تو پایمال میشوم.
عطار که چینهٔ تو میچیندمرغی است که در قفس نمیآید
هوش مصنوعی: عطار شخصی است که به تو توجه و محبت دارد، اما مانند پرندهای است که نمیتوان او را در قفس حبس کرد.