غزل شمارهٔ ۴۵۶
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون گذر عمر و لذت از لحظات زندگانی میپردازد. شاعر با صحبت به غلام، از او میخواهد که قدح می بیاورد و او را به یادآوری دردهای زندگی و فانی بودن وجود انسان دعوت میکند. در این شعر از آتش دل و نیاز به نوشیدن الکل بهمنظور فرار از زحمتهای زندگی صحبت میشود. شاعر به یادآوری این نکته میپردازد که زندگی به سرعت میگذرد و در نهایت مرگ بر همگان سایه میافکند. او از غلام میخواهد که در برابر مشکلات تسلیم نشود و به خاطر لذتهای زندگی بکوشد، چرا که امید و شادی در لحظات کوتاه زندگی نهفته است.
صبح رخ از پرده نمود ای غلامچند کنی گفت و شنود ای غلام
هوش مصنوعی: صبح وقتی چهرهات را نمایان میکنی، ای غلام، چرا صحبت و بحث میکنی؟
دیر شد آخر قدحی می بیارچند زنم بانگ که زود ای غلام
هوش مصنوعی: بیا زود امروز چند جام شراب بیاور تا بتوانیم کمی بیشتر خوش بگذرانیم، ای خدمتکار! وقت را تلف نکنید.
درد خرابات مپیمای کمهین که بسی درد فزود ای غلام
هوش مصنوعی: در انجمن خراباتیها، درد و رنج کمتر نشان نده؛ زیرا بهزودی درد و رنجهای بیشتری بر تو افزوده خواهد شد، ای غلام.
در دلم آتش فکن از می که میآینهٔ دل بزدود ای غلام
هوش مصنوعی: در دلم آتش ایجاد کن با شرابی که آینهٔ دل را پاک کند، ای خدمتگزار.
آتش تر ده به صبوحی که عمرمیگذرد زود چو دود ای غلام
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که باید در صبحها به زندگی و لذتها بپردازیم و از آنها بهرهمند شویم، زیرا عمر به سرعت میگذرد و ممکن است بهزودی تمام شود. به عنوان یک اشاره به ناپایداری زندگی، به گوشزد کردن این نکته تاکید دارد که نباید لحظات خوب را از دست بدهیم.
عمر تو چون اول افسانهایهرچه همی بود نبود ای غلام
هوش مصنوعی: زندگی تو مانند یک داستان آغازین است که هرچه در آن رخ داده، در واقع وجود نداشته است، ای جوان.
روی زمین گر همه ملک تو شددر پی تو مرگ چه سود ای غلام
هوش مصنوعی: اگر همه دنیا و نعمتهایش هم از آن تو باشد، اما در پی تو مرگ بیفایده است ای بنده.
پشت بده زانکه بلایی دگرهر نفست روی نمود ای غلام
هوش مصنوعی: به خودت فشار نیاور و با نگرانیت مقابله کن، زیرا مشکل دیگری در هر نفس تو نمایان میشود، ای خدمتکار.
گوشهنشین باش که چوگان چرخگوی ز پیش تو ربود ای غلام
هوش مصنوعی: در گوشهای قرار بگیر و ساکت باش، زیرا زندگی و سرنوشت ممکن است از دستان تو فرار کند، ای خدمتگذار.
دانهٔ امید چه کاری که دهردانهٔ ناکشته درود ای غلام
هوش مصنوعی: امید هرچقدر قوی باشد، در برابر مشکلات زندگی چندان تأثیری ندارد، پس ای خدمتگزار، باید بیشتر به فکر عمل و کوشش باشیم.
صد قدح خونش بباید کشیدهر که دمی خوش بغنود ای غلام
هوش مصنوعی: هر کسی که لحظهای در کنار معشوق خوشوقت باشد، باید صد جام از خونش بنوشد؛ ای بنده!
بر دل عطار فلک هر نفسصد در اندوه گشود ای غلام
هوش مصنوعی: هر لحظه آسمان به دل عطار غم و اندوهی عمیق میافزاید، ای بنده.