غزل شمارهٔ ۴۹۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان هویت و تغییرات شخصیتی شاعر میپردازد که خود را به عنوان یک گبر (کافر) معرفی میکند که به دعا و ندا در مورد بتها و کفر میپردازد. او اشاره میکند که بار دیگر بتها را زنده کرده است و خود را به خاطر زنا و رابطهاش با مادرش مورد انتقاد قرار میدهد. همچنین به تولد عیسی و ارتباطش با مادرش اشاره میکند و بیان میکند که به خود را فنا کرده است. این شعر نمادین و فلسفی به بررسی باورها و هویتهای مختلف پرداخته و تضادهای درونی را به تصویر میکشد.
منم آن گبر دیرینه که بتخانه بنا کردمشدم بر بام بتخانه درین عالم ندا کردم
هوش مصنوعی: من همان فرد قدیمی هستم که معبدی برای بتها ساختهام و از بالای آن در این دنیا پیامی را اعلام کردهام.
صلای کفر در دادم شما را ای مسلمانانکه من آن کهنه بتها را دگر باره جلا کردم
هوش مصنوعی: من به شما مسلمانان خبر میدهم که من دوباره آن بتهای قدیمی را زنده و درخشان کردهام.
از آن مادر که من زادم، دگر باره شدم جفتشاز آنم گبر می خوانند که با مادر زنا کردم
هوش مصنوعی: از مادری که من از او به دنیا آمدهام، دوباره شبیه او شدم و به همین خاطر مرا گبر مینامند، چون با مادرش رابطهای نادرست داشتم.
به بکری زادم از مادر از آن عیسیم میخوانندکه من این شیر مادر را دگر باره غذا کردم
هوش مصنوعی: من از مادری به دنیا آمدهام که به خاطر معجزه عیسی (ع) مرا مینامند و به همین دلیل است که من دوباره از این شیر مادر تغذیه کردهام.
اگر عطار مسکین را درین گبری بسوزانندگوا باشید ای مردان که من خود را فنا کردم
هوش مصنوعی: اگر عطار بیپناه را در این آتش سوزانید، گواه باشید ای مردان که من خود را فنا کردهام.