غزل شمارهٔ ۵۶۴
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس عمیق خود نسبت به معشوق صحبت میکند و بر تنهایی و درد عشقش تأکید میکند. او میگوید که بدون معشوق نمیتواند نفس بکشد و هر نوع شادی برایش بیمعناست. شاعر longing میکند برای لحظاتی که با معشوق باشد و از غم دوری رنج میکشد. او به زیبایی معشوق اشاره میکند و به قدرت عشقش که نمیگذارد از درد آن سخن بگوید. در نهایت، او عزم خود را برای مواجهه با همه موانع و چالشها در عشق اعلام میکند.
دست می ندهد که بی تو دم زنمبی تو دستی شاد چون برهم زنم
هوش مصنوعی: نمیتوانم بدون تو صحبت کنم و حتی اگر بخواهم، نمیتوانم شادی را با تو بودن احساس کنم.
کو مرا در درد عشقش همدمیتا دم درد تو با همدم زنم
هوش مصنوعی: دوست میخواهم تا در درد عشقش با من همآوایی کند؛ تا زمانی که من در درد تو با همصحبت شوم.
نی که بی تو دم نیارم زد از آنکگر زنم دم بی تو نامحرم زنم
هوش مصنوعی: نی که بی تو نمیتوانم نواخت، چون اگر صدایی از خودم درآورم، بیتو ناخواسته به نامحرمان میزنم.
از غم من چون تو خوشدل میشویخوش نباشد گر نفس بی غم زنم
هوش مصنوعی: وقتی تو از غم من خوشحال میشوی، نباید خوشحال باشی، چون اگر هم غم نداشته باشم، باز هم خوشحالی ات جای نگرانی دارد.
با تو باید از دوعالم یک دممتا دو عالم را به یک دم کم زنم
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانم از دو جهان و مسائلشان رهایی یابم، تنها به یک لحظه با تو بودن نیاز دارم.
گر ز دوری جای بانگت بشنومبانگ بر خیل بنی آدم زنم
هوش مصنوعی: اگر از دور صدای تو را بشنوم، صدایم را در جمع مردم بلند میکنم.
گر دهد یک مژهٔ تو یاریمبر سپاه جملهٔ عالم زنم
هوش مصنوعی: اگر فقط یک مژهٔ تو به من کمک کند، من بر تمام عالم پیروز میشوم.
پیش لعلت سنگ برخواهم گرفتتا برین فیروزهگون طارم زنم
هوش مصنوعی: برای تو سنگی را آماده میکنم تا به زیبایی تو افتخار کنم و بر این آسمان آبی رنگ بزنم.
نفی تهمت را چو جام لعل توپیشم آید لاف جام جم زنم
هوش مصنوعی: وقتی که تهمتها را از خود دور کنم و پاکیام را به اثبات برسانم، مانند جام زربفتی که در دست دارم، شروع به افتخار و غرور کرده و از زیبایی و بزرگی خود حرف میزنم.
گفته بودی دم مزن از زخم منگرچه زخمت بر جگر محکم زنم
هوش مصنوعی: تو گفته بودی که از درد من حرف نزن، اما اگر بخواهی، من میتوانم به شدت به زخم تو آسیب برسانم.
چون گلوگیر است زخم عشق تومن چگونه پیش زخمت دم زنم
هوش مصنوعی: زخم عشق تو آنقدر عمیق و دردناک است که من نمیتوانم حتی در حضور تو حرف بزنم.
کافرم گر پیش روی تو مرازخمی آید رای از مرهم زنم
هوش مصنوعی: اگر من کافر باشم و در حضورت زخم بردارم، باز هم از محبت تو به من آرامش میبخشم.
میروم در عشق همبر با فریدتا قدم بر گنبد اعظم زنم
هوش مصنوعی: به عشق فرید میروم تا بر بالای بزرگی قدم بگذارم.