غزل شمارهٔ ۵۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات عرفانی و الهی اشاره دارد و بیانگر احساساتی است که از زندگی معنوی و تجربههای روحانی ناشی میشود. شاعر میگوید که ما از شراب و لذتهای دنیوی میگذریم و با روح قدسی آشنا شدهایم. او بر این باور است که ما در کنار موجودات معنوی پرورش یافتهایم و از دنیای مادی شرم داریم. همچنین، تاکید میکند که ما به عشق الهی رسیدهایم و به همین دلیل دیگر نیازی به تعلق به دنیای مادی نداریم. شاعر دعوت میکند کسانی که این باورها را نمیپذیرند، بیایند و با اندیشههای او آشنا شوند. در نهایت، او میگوید که حتی اگر به عطار معروف باشند و بوی خوشی بدهند، خود را برتر از دیگران نمیشمارند، زیرا او واقعا درونی با حقیقت در ارتباط است.
ما می از کاس سعادت خوردهایمدر ازل چندین صبوحی کردهایم
هوش مصنوعی: ما از شراب خوشبختی نوشیدهایم و در گذشته باری چند صبحانههای شادمانی را برای خود فراهم کردهایم.
با غذای خاک نتوانیم زیستما که شرب روح قدسی خوردهایم
هوش مصنوعی: ما با غذاهایی که از خاک تهیه شدهاند نمیتوانیم زندگی کنیم، زیرا ما روحی مقدس و الهی را در وجود خود داریم.
عار از آن داریم ازین عالم که مادر کنار قدسیان پروردهایم
هوش مصنوعی: ما از این دنیا شرمندهایم، زیرا در کنار افراد مقدس و پاک طینت بزرگ شدهایم.
تا که مهر مهر او بر جان زدیمنقش غیر از لوح دل بستردهایم
هوش مصنوعی: ما وقتی که محبت او را در وجودمان احساس کردیم، غیر از عشق و محبت او را در دل ثبت نکردیم.
هر که این باور نمیدارد ز ماگو بیا اینک بیان آوردهایم
هوش مصنوعی: هر کسی که این عقیده را قبول ندارد، بیا و اینجا بیانات ما را مشاهده کن.
از برون پرده ما را کس ندیدزانکه ما در اندرون پردهایم
هوش مصنوعی: هیچکس ما را از بیرون پرده نمیبیند، زیرا ما در درون پردهای دیگر هستیم.
گرچه عطاریم و بوی خوش دهیمخویشتن را به ز کس نشمردهایم
هوش مصنوعی: ما هرچند که عطار هستیم و عطر خوشی پخش میکنیم، اما خود را از دیگران کمتر نمیشماریم.