غزل شمارهٔ ۷۰۱
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جاذبهی محبوبش میپردازد. او اشاره میکند که جمال معشوقش چون گنجی نادیده است و هر چیزی از او جادو و سحری خاص دارد. اشکهای سفرش به مانند نقاشی زیبایی را به وجود آورده و چهرهی محبوبش به خورشید میماند که در پس پردهای از زلفهایش پنهان شده. همچنین شاعر به عشقش و شیفتگیاش اشاره کرده و خواهان وصول به محبوب است تا از بوی او به خاک او برسد. در پایان، او عشق را به کمانی تشبیه میکند که هیچکس جز محبوبش توانایی کشیدن آن را ندارد. این شعر، نمایانگر عشق عمیق و دلباختگی شاعر به محبوبش است.
ذرهای نادیده گنج روی توره بزد بر ما طلسم موی تو
هوش مصنوعی: یک ذره نادیدنی از زیبایی تو، ما را تحت تأثیر قرار داد و جادوئی از موی تو بر ما افکنده است.
گشت رویم چون نگارستان ز اشکای نگارستان جانم روی تو
هوش مصنوعی: چهرهام مانند باغی پر از نقش و نگار شده است از اشک، ای باغ جانم، چهره تو.
هست خورشید رخت زیر نقابجملهٔ ذرات چشماروی تو
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلربای تو همچون خورشید در پس پردهای نهان است که همه ذرات جهان به تماشای آن مشغولاند.
در درون چون نافهٔ آهوی حسنخون جانها مشک شد بر بوی تو
هوش مصنوعی: در دل، مانند عطر مشک که از ناف آهوی زیبا برمیخیزد، بوی جانهای عاشق به خاطر تو پراکنده شده است.
شیر گردون جامه میپوشد کبوداز سواد چشم چون آهوی تو
هوش مصنوعی: شیر آسمانی لباس کبودی بر تن میکند که از رنگ چشم تو به یاد آهوست.
آسمان را چون زمین در حقه کردآرزوی حقهٔ للی تو
هوش مصنوعی: آسمان را همچون زمین در نظر میگیرد، آرزوی حقهی لنز تو.
هندویم هندوی زلفت را به جانگر توان شد هندوی هندوی تو
هوش مصنوعی: من هندی هستم و عشق زلف تو به جانم مینشیند، اگر بتوانم به طرز کامل به عشق تو دلبسته شوم.
چون ز چشمت تیرباران در رسیدطاق افتادیم از ابروی تو
هوش مصنوعی: وقتی تیر نگاه تو به دل ما برخورد کرد، خیلی سریع از زیبایی ابروی تو تحت تأثیر قرار گرفتیم و در برابر آن شکستیم.
نی که بنمودیم صد سحر حلالدر صفات نرگس جادوی تو
هوش مصنوعی: ما از نی به هزاران جادو و افسون در ویژگیهای نرگس سحرآمیز تو اشاره کردیم.
خاک خواهم گشت تا بادی مرابو که برساند به خاک کوی تو
هوش مصنوعی: من به آن اندازه خاک میشوم که باد مرا به سوی خاک، یعنی به محله و کوی تو، برساند.
نی ز چون من خاک گردی از درتگر مرا بادی رساند سوی تو
هوش مصنوعی: اگر بادی مرا به سمت تو برساند، من هم چون غباری از خاک دور تو میگردم.
چون کند از توکسی پهلو تهیچون همی هستند در پهلوی تو
هوش مصنوعی: وقتی کسی از تو دور میشود و کنارت نیست، دیگران در کنارت خواهند بود.
از کمان عشق بگریز ای فریدکین کمانی نیست بر بازوی تو
هوش مصنوعی: از عشق دور شو، ای فرید، زیرا این عشق دیگر نمیتواند بر تو تاثیر بگذارد.