غزل شمارهٔ ۷۰۲
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به رهایی از ریا و تزویر در دین است. شاعر از فردی که در ظاهر به دین پایبند است، میخواهد که از نفاق دست بردارد و با صداقت در معاملات خود عمل کند. او را تشویق میکند تا نسبت به خویشتن راستگو باشد و در عین حال به دوری از جامعه دینی که در آن بهطور واقعی حاضر نیست، بپردازد. در نهایت، شاعر سفارش میکند که فرد باید از حجابهای خود بیرون بیاید و به عالم حقیقت وارد شود.
ای مُرَقَّعپوش در خَمّار شوبا مغان مردانه اندر کار شو
هوش مصنوعی: ای کسی که لباسهای رنگارنگ به تن داری، با میگساران به صراحت و به شکل مردانه درگیر شو و در میخانه حضور پیدا کن.
چند ازین ناموس و تزویر و نفاقتوبه کن زین هر سه و دیندار شو
هوش مصنوعی: از این دروغها و تزویرها و نیرنگها دست بردار و به راستگویی و دینداری روی بیاور.
یا برو از حلقهٔ مردانِ دیندر میان حلقهٔ کُفّار شو
هوش مصنوعی: یا از جمع مردان دین خارج شده و به جمع کافران بپیوند.
یا منادی کن اناالحق در جهانچون اناالحق گفته شد بر دار شو
هوش مصنوعی: ای ندا دهنده، در دنیا اعلام کن که حقیقت وجود دارد. هنگامی که این حقیقت فاش شد، به مانند کسی که به دار (چوبهدار) رفته است، آمادهی پذیرش نتایج آن باش.
چون نهای در کفر و در ایمان تمامگیر زُنّاری و در خَمّار شو
هوش مصنوعی: اگر در حقیقت کفر و ایمان نیستی، به آنچه که میتواند تو را به مقصد برساند، چنگ بزن و در مسیر درست قرار بگیر.
چون حضورت نیست در مسجد دمیبیمُرقَّع گَرد و با زُنّار شو
هوش مصنوعی: وقتی که تو در مسجد نیستی، لحظهای هم بدون لباس نیکو و آراسته نزن و خود را در زمره زاهدان و مومنان قرار بده.
عاجزی در دین و زهدِ خویشتنخیز و زین دینِ تهی بیزار شو
هوش مصنوعی: خود را از ناتوانی در اعتقادات و زهد شخصی رهایی بخش و از این دین خالی و بیمحتوا دوری کن.
چند باشی در حجابِ خویش توعالمِ تجرید را عطّار شو
هوش مصنوعی: چند وقت در پوشش و حجاب خود باقی خواهی ماند؟ تو میتوانی به مراتب بالای معرفت و حقیقت دست پیدا کنی.