غزل شمارهٔ ۷۱۱
هوش مصنوعی: این سروده به زیبایی به نور و شان و مقام انسان اشاره میکند. شاعر از ذرهای از نور الهی صحبت میکند که بر عرش اعظم تافته و بر همه عالم تأثیرگذار است. این نور به قدری خاص و قابل توجه است که در وجود انسان، نیات و صفات الهی را تداوم میبخشد. همچنین، اشاره میشود که انسانها به وجود آمدهاند و به دنبال عشق و زیبایی هستند، در حالیکه نور الهی بر زندگی و دلهای آنان اثر میگذارد. این متن به تجلی خداوند در وجود انسان و عشق و شوق به او پرداخته و عمق ارتباط بین روح انسانی و نور الهی را به تصویر میکشد.
ای ذرهای از نور تو بر عرش اعظم تافتهاز عرش اعظم در گذر بر هر دو عالم تافته
هوش مصنوعی: ای نوری که از تو به آسمانهای بینهایت تابیدهای و از آن جایگاه بزرگ، نور تو به همه عالم سرازیر شده است.
آن ذره ذریت شده، خورشیدِ خاصیّت شدهسر تا قدم نیت شده، بر جان آدم تافته
هوش مصنوعی: آن ذره که نورش کم شده، به خاصیتی چون خورشید دست پیدا کرده است. تمام وجودش به نیت و مقصود تبدیل شده و بر روح آدمی تابش پیدا کرده است.
اولاد پیدا آمده، خلقی به صحرا آمدهپس بیمحابا آمده بر بیش و بر کم تافته
پیدا آمده: متولد شده
یک موی تو در صبحدم بر گاو و آهو زد رقممشک است یا عنبر بههم موی تو بر هم تافته
هوش مصنوعی: یک رشته موی تو در صبح زود، به شکلی زیبا و دلفریب، بر گاو و آهو تأثیر میگذارد. آیا بوی خوش مشک یا عنبر را به یاد میآورد؟ این موی تو بههم پیچیده و جذاب است.
بر عاشقان روی تو بر ساکنان کوی تودر پرتو یک موی تو کاری است معظم تافته
هوش مصنوعی: روی تو دلربایی است که بر دل عاشقان و ساکنان کوی تو تاثیر میگذارد و حتی یک تار موی تو به تنهایی دارای ارزش و اهمیت بالایی است.
عکس رخت از نُه فلک بگذشته تا پشت سمکبیواسطه بر یکبهیک نوری مسلّم تافته
هوش مصنوعی: عکس صورتت از تمامی آسمانها عبور کرده و به پشت ستارهها رسیده است، به طوری که هر یک از آنها به وضوح نوری روشن را متجلی کردهاند.
گه جانِ پُر اسرار را، کرده فدا دیدار راگاهی دل عطار را عشقت به یکدم تافته
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، جان پر از اسرار را برای دیدن محبوب فدای او کردهام و عشق تو، دل عطار را در یک آن شگفتزده میکند.