غزل شمارهٔ ۷۶۸
هوش مصنوعی: این شعر به وسعت عشق و درد ناشی از جدایی میپردازد. شاعر به معشوق خود اشاره میکند و میگوید اگر او اینگونه سرکش و سختدل نبود، حالش به این زاری نمیافتاد. او تأکید میکند که اگر عشق و هجران نبود، شادی و خوشی در دنیا معنا نداشت. همچنین، شاعر بیان میکند که اگر معشوقش به بازار نمیگذشت، حال و هوای آنجا اینطور نبود و هر زاهد و عابدی نیز تحت تأثیر عشق قرار نمیگرفت. در نهایت، او از زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دنیا سخن میگوید و تأکید میکند که اگر معشوق خود را به نمایش نمیگذاشت، هیچکس قابل مقایسه با او نبود.
گر یار چنین سرکش و عیار نبودیحال من بیچاره چنین زار نبودی
هوش مصنوعی: اگر محبوب من اینقدر سرکش و بیتاب نبود، حال و روز من اینقدر زار و miserable نمیبود.
گر عشق بتان خنجر هجران نکشیدیدر روی زمین خوشتر ازین کار نبودی
هوش مصنوعی: اگر عشق معشوقان درد جدایی را تحمل نمیکرد، در روی زمین کار بهتری از این وجود نداشت.
از شادی من خلق جهان شاد شدندیگر بر دل من بار غم یار نبودی
هوش مصنوعی: اگر غم یار بر دل من نبود، میتوانستم به قدری شاد باشم که همه مردم جهان نیز از شادی من شاد شوند.
از بادهٔ من خلق جهان مست بدندیدر روی زمین یک تن هشیار نبودی
هوش مصنوعی: به خاطر نوشیدنی من، تمام موجودات جهان در مستی به سر میبرند و در زمین هیچ کس در حالت بیداری و هوشیاری نیست.
گر یار گذر بر سر بازار نکردیهنگامهٔ ما بر سر بازار نبودی
هوش مصنوعی: اگر محبوب تو از کنار بازار نگذرد، پس هیاهوی ما در بازار هم وجود نخواهد داشت.
هر زاهد خشکی نفس از عشق زدندیگر یار چنین سرکش و خونخوار نبودی
هوش مصنوعی: اگر یار چنین پرشور و سرکش نبود، زاهدان خشک و خموش هم از عشق به شور و شوق میافتادند.
زلف تو اگر دعوت کفار نکردیامروز کس لایق زنار نبودی
هوش مصنوعی: اگر زلفهای تو ما را به گناه نمیخواند، امروز هیچکس را نمیتوانستیم پیدا کنیم که شایستهی بندگی باشد.
گر یار نمودی رخ خود را به همه خلقاندر دو جهان همدم عطار نبودی
هوش مصنوعی: اگر محبوب خود را به همه نشان میدادی، حتی در این دو جهان هم کسی همچون عطار نمیتوانست برای تو همدم باشد.