غزل شمارهٔ ۷۶۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود اشاره میکند و از وفا و جفایی که بین آنها وجود دارد صحبت میکند. او میگوید که اگر کسی به وفای عاشقانهاش پی برد، باید بداند که خود او چه جفاهایی را متحمل شده است. شاعر از جدایی و بیاعتنایی معشوق شکایت میکند و به وفا و صفای خود اشاره میکند. او همچنین از معشوق میخواهد که درک کند که عشق و وفا چگونه میتواند زندگی را تحت تأثیر قرار دهد و در پایان به عطار و وضعیت خود اشاره میکند. به طور کلی، شعر به بیان درد و رنج ناشی از عشق و وفای طرفین اشاره دارد.
گر از همه عاشقان وفا دیدیچون من به وفای خود که را دیدی
هوش مصنوعی: اگر از میان همه عاشقانی که وفادارند، وفاداری مانند من را دیدهای، پس کی چنین وفاداری را دیدهای؟
دانی تو که جز وفا ندیدی خوددر جملهٔ عمر تا مرا دیدی
هوش مصنوعی: میدانی که در تمام عمرت جز وفا و صداقت چیزی ندیدی، اما وقتی من را دیدی، همه چیز تغییر کرد.
من از تو به جان خود جفا دیدمتو از من خسته دل وفا دیدی
هوش مصنوعی: من از تو آسیب و بیوفایی را تجربه کردم، در حالی که تو از من فقط وفاداری و صمیمیت را دیدهای.
این است جفا که زود بگذشتیاز بی رویی چو روی ما دیدی
هوش مصنوعی: این درد و رنجی است که تو به من روا داشتی؛ چون چهرهام را دیدی، خیلی زود از کنارم گذشتی و مرا فراموش کردی.
برگشتی تو ز بی دلی هر دماین مصلحت آخر از کجا دیدی
هوش مصنوعی: تو هر لحظه از ناامیدی برگشتی، اما این کار نیکو را از کجا فهمیدی؟
میبگذری و روی تو از پیشمما را تو به راه آسیا دیدی
هوش مصنوعی: تو از کنار من میگذری و من تو را از دور میبینم، تو در مسیر زندگی به من نگاه کردی.
بیگانه مباش چون دو چشمم رااز خون جگر در آشنا دیدی
هوش مصنوعی: دوست من، وقتی چشمانم را بسته به خاطر ناراحتی و غم دیدهای، نباید در زندگیام بیگانه و دور از من باشی.
تا روی چو آفتاب بنمودیبس دل که چو ذره در هوا دیدی
هوش مصنوعی: وقتی چهرهات را مثل آفتاب نشان دادی، دلهای زیادی به اندازه ذرههایی که در هوا هستند، تو را مشاهده کردند.
عطار ز دست رفت و تو با اودیدی که چه کردی و چها دیدی
هوش مصنوعی: عطار از دست رفت و تو دیدی که چه کار کردی و چه تجربیاتی را پشت سر گذاشتی.