غزل شمارهٔ ۷۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان احساسات عاشقانه و غم و اندوه ناشی از عشق پرداخته است. او در سحرگاه به یاد معشوقهاش نشسته و آرزو دارد که از لبان او شکری برباید. وقتی موفق به این کار میشود، اما نمیتواند از عشق و زیبایی او سیراب شود و از آتش عشقش رنج میبرد. شاعر بیان میکند که از بوسهها و لحظات شیرین عاشقانه چه فایدهای میتواند داشته باشد، در حالی که در عمق دل غم و اندوه دارد. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که اگرچه آن لحظات شیرین میتوانند خوشایند باشند، اما درد جدایی و غم عاشقی همیشه در دل او باقی میماند.
دوش سرمست به وقت سحریمیشدم تا به بر سیمبری
هوش مصنوعی: دیشب در اوج خوشی و نشئگی، در وقت سحر به فکر کسی بودم که زیباییهای او مرا مجذوب کرده بود.
تیز کرده سر دندان که مگربربایم ز لب او شکری
هوش مصنوعی: دندانهای خود را تیز کردهام تا شاید بتوانم از لب او کمی شیرینی بچینم.
چون ربودم شکری از لب اوبنشستم به امید دگری
هوش مصنوعی: وقتی که از لب او طعمی شیرین چشیدم، به امید تجربهای تازه نشستم.
جگرم سوخت که از لعل لبششکری می نرسد بی جگری
هوش مصنوعی: دل من به خاطر لبهای شیرین او آتش گرفته است، زیرا بدون جان و دل نمیتوانم به طعم شیرینی او برسم.
گاهگاهی شکری میدهدمبر سر پای روان در گذری
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، در حین عبور از جایی، به نشانهی قدردانی، شکر و سپاسگزاری میکنم.
زین چنین بوسه چه در کیسه کنموای از غصهٔ بیدادگری
هوش مصنوعی: از این بوسه چه چیزی در دلم بماند، افسوس که از ظلم و ستم در درونم اندوهگینم.
زان همه تنگ شکر کو راهستاز قضا قسم من آمد قدری
هوش مصنوعی: از میان تمام تنگناها و سختیها، راهی برای شیرینی و راحتی وجود دارد که به قضا و قسمت من نسبت داده شده است.
تا خبر یافتهام از شکرشنیست از هستی خویشم خبری
هوش مصنوعی: از وقتی که از شیرینی و زیبایی زندگی باخبر شدم، دیگر خبری از وجود خودم ندارم.
کارم از دست شد و کار مرانیست چون دایره پایی و سری
هوش مصنوعی: من در کارهایم دچار مشکل شدهام و دیگر نمیتوانم کاری از پیش ببرم، چون نه پایی برای حرکت دارم و نه سر و سامانی برای تصمیمگیری.
وقت نامد که شوم جملهٔ عمرهمچو نی با شکری در کمری
هوش مصنوعی: زمانی میرسد که من نیز همچون نی، با خوشی و شیرینی از زندگیام فارغ شوم.
ماهرویا دل عطار بسوختمکن و در دل او کن نظری
هوش مصنوعی: ماهرویا دل عطار را به آتش کشید، اما تو این کار را نکن و به دل او نگاهی بینداز.