غزل شمارهٔ ۷۸۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تغییرات و احساسات متناقض عاشق در برابر معشوق پرداخته است. شاعر از لطف و قهر معشوق سخن میگوید و احساس سوزش و سوختن در میان این دو حالت را بیان میکند. او به عشق و دلنوازی اشاره کرده و درخواست میکند که معشوق به او محبت کند. همچنین اشارهای به توبه و مسائل معنوی دارد و به این نتیجه میرسد که شاید این توبهها بیشتر ظاهری هستند. در انتها، شاعر به حس غم و اندوه عطار اشاره میکند و از طولانی بودن داستان عشق گلایه میکند.
گاهیم به لطف می نوازیگاهیم به قهر میگدازی
هوش مصنوعی: گاهی با محبت و مهربانی به من توجه میکنی و گاهی هم با قهر و خشم از من دوری میکنی.
در معرض قهر و لطف تو منزان میسوزم که مینسازی
هوش مصنوعی: من به خاطر قهر و محبت تو درحرکت هستم و دلم میسوزد چون تو نمیسازی.
چون چنگ دو تا شدم به عشقتبنواز مرا به دلنوازی
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر عشق تو به دو بخش تقسیم شدم، چون ساز چنگ، لطفاً با نوازش دلنشین خودم را نوازش کن.
ای ساقی عشق جام در دهکین توبهٔ ماست بس مجازی
هوش مصنوعی: ای ساقی عشق، لیوان را به من بده، چرا که این توبهام تنها یک ظاهر است.
این کار ازین بسی بهستیگر توبهٔ ماستی نمازی
هوش مصنوعی: این کار از این بهتر است که اگر توبه کردهای، نماز بگذاری.
در ده می عشق تا زمانیاز سر بنهیم سرفرازی
هوش مصنوعی: در روستای عشق، تا زمانی که با سر بلندی و افتخار زندگی کنیم، باید عشق را در دل داشته باشیم.
زنار نهاد بر کشیدیمدر حلقه کنیم خرقه بازی
هوش مصنوعی: ما زنجیری به دور خود انداختیم و در دایرهای قرار گرفتیم تا در بازی پرشور و خوشایند خود، خرقهای بپوشیم.
عطار خموش و غصه می خورقصه چه کنی بدین درازی
هوش مصنوعی: عطار ساکت است و از غصه در دل دارد، حالا چه فایدهای دارد که داستان را اینقدر طولانی کنی؟