غزل شمارهٔ ۷۹۷
هوش مصنوعی: این شعر با بیان عشق عمیق و فدای جان کردن در راه معشوق آغاز میشود. شاعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره کرده و از آمادگی خود برای نثار جانش در عشق او سخن میگوید. او میگوید که جز عشق معشوق هیچ دینی ندارد و حتی اگر همه جهان بر او شورش کنند، از عشق او کاسته نخواهد شد. شاعر از معشوق میخواهد که او را به عنوان پاسبان عشق خود بپذیرد و در انتها به بینشانی و عدم توانایی در وصف عشق اشاره میکند. به طور کلی، شعر به عمق عشق و فدای جان در راه معشوق پرداخته و بیانگر احساسات عمیق عاشق است.
هزاران جان سزد در هر زمانینثار روی چون تو دلستانی
هوش مصنوعی: در هر زمان، شایسته است که هزاران جان برای دیدن چهرهای مانند تو فدای شود، زیرا تو دلانگیز و زیبا هستی.
توان کردن هزاران جان به یک دمفدای روی تو چه جای جانی
هوش مصنوعی: توانایی فدای جانهای بسیار در یک لحظه برای دیدن چهره تو، چه نیازی به جان دیگری است؟
نثار تو کنم منت پذیرماگر جانم بود هر دم جهانی
هوش مصنوعی: میگوید که اگر جانم هم باشد، من آمادهام تا آن را فدای تو کنم و هر لحظه به خاطر تو درگیر یک دنیا شوم.
بجز عشقت ندارم کیش و دینیبجز کویت ندارم خان و مانی
هوش مصنوعی: من به جز عشق تو هیچ مذهب و اعتقادی ندارم و جز حضورت در کنارم، هیچ خانه و جایی ندارم.
نیارم داد شرح ذوق عشقتاگر هر موی من گردد زبانی
هوش مصنوعی: نمیتوانم احساسم را درباره عشق تو بیان کنم، حتی اگر هر موی من به زبانی برای گفتن آن تبدیل شود.
اگر هر دو جهان بر من بشورندز شور عشق کم نکنم زمانی
هوش مصنوعی: اگر هر دو جهان بر من بیفتند و علیه من شورش کنند، از شوق و عشق خود هرگز کم نخواهم کرد.
مرا جانا از آن خویشتن خوانتوانی دید خود را تا توانی
هوش مصنوعی: عزیزم، میتوانی از خودت جدا شوی و به من توجه کنی. تا زمانی که میتوانی، خود را فراموش کن و تنها به من فکر کن.
تو سلطانی اگر محرم نیم منقبولم کن به جای پاسپانی
هوش مصنوعی: اگر تو پادشاهی و من در جمع تو نیستم، اشکالی ندارد، مرا به عنوان همراه و پاسبان بپذیر.
چه میگویم چه مرد این حدیثمخطار رفت این سخن یارب امانی
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده در حال ابراز نگرانی و شگفتی از سخنی است که میخواهد بگوید. او حس میکند که ممکن است این سخن موجب خطا یا اشتباه شود و به دنبال آرامش و امان از عواقب آن است. او از خداوند درخواست میکند تا از او محافظت کند.
اگر صد بار خواهم کوفت این درنخواهد گفت کس کامد فلانی
هوش مصنوعی: اگر هزار بار بر این در بکوبم، باز هم کسی نخواهد گفت که فلانی آمده است.
نشان کی ماند از عطار در عشقچو میجوید نشان از بی نشانی
هوش مصنوعی: وقتی عشق را میجوید، دیگر از عطار تنها یک یادگار نیست؛ چرا که در عمق عشق، بینشانی و عدم وجود خود را به نمایش میگذارد.