غزل شمارهٔ ۸۵۲
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و زیبایی صورت معشوق میپردازد و میگوید که زیبایی او فراتر از همهی تصورات و گفتهها است. اشاره میکند که چهرهاش اگر تنها یک ذره از زیباییاش نمایان شود، دو جهان (دنیا و آخرت) از زیبایی او مست میشوند. شاعر از خداوند میخواهد که چنین زیباییای در دنیا وجود ندارد که در چشم جان قابل مشاهده باشد. او همچنین به این نکته اشاره میکند که اگر خداوند بخواهد، میتواند به عاشقان آسیب برساند و حتی خون آنها را بر روی زمین بریزد. در نهایت، شاعر به عطار (عاشق و سالک) میگوید که اگر در مسیر عشق واقعی قرار دارد، باید از خود بگذرد و به عشق الهی بپردازد.
ای آفتاب رویت از غایت نکوییافزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی
هوش مصنوعی: ای خورشید زیباییات، از حد زیبایی فراتر رفتهای و برتر از هر چیزی هستی که میشناسیم و میگوییم.
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نمایددو کون مست گردد از غایت نکویی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی چهرهات تنها کمی نمایان شود، آسمان و زمین از شدت زیبایی به وجد میآیند.
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگزدر چشم جان نیاید مثلت به خوبرویی
هوش مصنوعی: ای خدای من، چه خورشیدی است که در دو جهان هیچگاه در چشم جان نمیافتد، مثل تویی از نظر زیبایی.
چون از کمال غیرت بر جان کمین گشاییاز خون عاشقانت روی زمین بشویی
هوش مصنوعی: وقتی به خاطر غیرت و محبت خود، به جان عاشقان آسیب میزنی، خون آنها را بر روی زمین میریزی.
عطار در ره او از هر دو کون بگذروانگه ز خود فنا شو گر مرد راه اویی
هوش مصنوعی: عطار میگوید که اگر واقعاً در مسیر الحق و حقیقت قدم برداری، باید از همه چیز در این دنیا و جهان مادی بگذری و حتی از خودت نیز فانی شوی. برای کسی که در جستجوی حقیقت است، این گذر از خود، ضروریست.