قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت لبان معشوق، که به پسته خندان تشبیه شده است، نوشته شده است. شاعر از حسرت و عشق عمیق خود به معشوق میگوید و اشاره میکند که هر کسی که به این پسته خندان لبان معشوق علاقه داشته باشد، باید جان خود را فدای او کند. او به تلخی و شیرینی عشق اشاره دارد و نشان میدهد که محبت به معشوق مانند پستهای است که زیر نمک فشرده شده و قلب عاشق را دچار درد و رنج میکند. شاعر همچنین از اشک و غم ناشی از دوری معشوق و زیبایی خیره کننده او صحبت میکند و خواستار توجه و نگاهی از جانب معشوق است. در نهایت، شاعر احساس میکند که عشق به معشوق نه تنها زیبایی زندگیاش است، بلکه نیز بار سنگینی از درد و غم را با خود به همراه دارد.
هرکه بر پستهٔ خندان تو دندان داردجان کشد پیش لب لعل تو گر جان دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و شادنمایی تو حسادت کند، باید جانش را بدهد تا لبهای زیبایت را ببیند، اگر واقعاً حال و جانش را دارد.
شکر و پستهٔ خندان تو میدانی چیستچشم سوزن که درو چشمهٔ حیوان دارد
هوش مصنوعی: شما خوب میدانید که شکری که شیرینی آن در پستهای خوشمزه نهفته است، چه چیز جالبی است. این مانند سوزن چشمی است که درون آن چشمهای از زندگی و انرژی وجود دارد.
هرکه را پستهٔ خندان تو از دیده بشددیده از پستهٔ خندان تو گریان دارد
هوش مصنوعی: هر کسی که از پستهٔ خوشحال تو دور شود، به یاد آن پستهٔ خوشحال از چشمانش اشک میریزد.
لب خندان تو از تنگ دلی پر نمک استکه بسی زیر نمک پستهٔ خندان دارد
هوش مصنوعی: لبخند تو از دل تنگت نشأت میگیرد و در آن، تلخیهایی نهفته است که در زیر ظاهر شاداب و خندان تو، پنهان شدهاند.
پسته را زیر نمک از لب تو سوخت جگرپس لبت سوختهای را به چه سوزان دارد
هوش مصنوعی: پستهای که زیر نمک نگهداری شده بود از زبان تو باعث درد و رنج من شد، حالا با لبانی که سوختهاند، چه آتشی میتواند داشته باشد؟
شکر از پستهٔ شیرین تو شور آورده استکه لب چون شکرت شور نمکدان دارد
هوش مصنوعی: شکر لذت و شیرینی طعم پستهٔ شیرین تو را به یاد میآورد، چون لبهایت طعم شور نمک را دارند.
جانم از پستهٔ پرشور تو چون پسته شودنمک سوختگی بر دل بریان دارد
هوش مصنوعی: روح من از شوق تو مانند پستهای است که شور و هیجان دارد، اما در دل مثل نمک بر روی گوشت سوختهای احساس درد و سوزش میکند.
وآنگه از پستهٔ تو این دل شور آوردهبا جگر پر نمک انگشت به دندان دارد
هوش مصنوعی: دل بیتاب و شوری از عشق تو دارد و با ناراحتی و درد، انگشت خودش را به دندان میساید.
عقل چون پسته دهن مانده مگر از هم بازکان چه شور است که او را شکرستان دارد
هوش مصنوعی: عقل مانند پستهای است که به خاطر بسته بودنش نمیتوان به راحتی به مغز آن دسترسی پیدا کرد. از سوی دیگر، در درون این مغز، چیزهایی وجود دارد که شاید تلخ به نظر برسند، اما به خاطر وجود شکر و شیرینی در کنارشان، قابل تحمل و دلپذیر میشوند.
ای بت پستهدهن بر دل و جانم یک شبنظری کن که دلم حال پریشان دارد
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، یک شب به من نگاهی بینداز که دل و روح من در آشفتگی و بیقراری است.
تو مرا هر نفسی پستهصفت میشکنیدردم از حد بشد این کار چه درمان دارد
هوش مصنوعی: تو هر لحظه مرا آزردهخاطر میکنی و درد من از حد گذشته است. این وضعیت چه راه درمانی دارد؟
جان آمد به لب از پستهٔ رعنات مرافرخ آن کو لب خود بر لب جانان دارد
هوش مصنوعی: حالم به حدی بد شده که میل به زندگی ندارم، اما خوشحال هستم که آن شخصی که دلش به لبش میرسد، نزد محبوبش است.
هیچ شک نیست که چون پسته نگنجد در پوستهر که لب بر لب آن لعل بدخشان دارد
هوش مصنوعی: هیچ تردیدی وجود ندارد که مثل پستهای که در پوستش جا نمیشود، هیچکس نمیتواند به زیبایی و جذابیت آن لعل بدخشان دست یابد.
پسته در باز کن آخر چه در بسته دهیکه دلم کار فرو بسته فراوان دارد
هوش مصنوعی: تو که در دل مرا به عشق و علاقهات بستهای، چرا از من پستهای که در بسته است درخواست میکنی؟ در حالی که دلم پر از احساسات و کارهای ناتمام است.
زلف برگیر که خورشید تو در سایه بماندپسته بگشای که یاقوت تو مرجان دارد
هوش مصنوعی: موهایت را باز کن تا خورشید زیباییات در سایه نماند. پسته را بشکن تا ببینی، که گوهر ارزشمند تو در دلش مانند مرجان وجود دارد.
با من سوخته چون پسته برون آی از پوستچندم از پستهٔ خندان تو گریان دارد
هوش مصنوعی: با من که مثل پستهای سوخته و تلخ هستم، بیرون بیا و از خودت را جدا کن؛ زیرا پستهای که خندان و شاداب است، گاهی هم ممکن است اشک بریزد و ناراحت باشد.
محنت از روی فروبستهٔ خویشم منمایکه دل سوخته خود محنت هجران دارد
هوش مصنوعی: از روی ظاهرم، به تو زحمت نرسانم؛ چون دل من خود، از درد جدایی آتش میگیرد.
آن خط سبز که از پستهٔ لعل تو دمیدتازگی از گل و سرسبزی ریحان دارد
هوش مصنوعی: آن خط سبز که از پستهٔ زیبای تو پیداست، نماد تازگی است و طراوتی شبیه به گلها و سبزی ریحان را دارد.
شده این پستهٔ تو تازه و سرسبز چراستمگر از اشک من سوخته باران دارد
هوش مصنوعی: این پسته که تو به آن اشاره میکنی، چرا با طراوت و سبز شده است؟ آیا ممکن است به خاطر اشکهای من باشد که بر آن ریخته شده و آن را بارانزده کرده است؟
نه که در پستهٔ تو حقهٔ خضر است نهانآب از چشمه خورد تازه رخ از آن دارد
هوش مصنوعی: در پستهی تو نوعی راز و حکمت نهفته است، چراکه آب از چشمهای مینوشد که باعث طراوت و تازگی چهرهاش میشود.
دلم از ظلم خط فستقیت میخواهدتا تظلم ز تو در درگه سلطان دارد
هوش مصنوعی: دل من از ظلم و ستمی که بر من رفته، میخواهد که شکایتش را با زبانی مؤدب و مناسب بیان کند تا بتواند در پیشگاه پادشاه، از تو درخواست کمک کند.
تا به خشمت برسد سوخته گردد خورشیدزان که بغض تو شها نیم سپندان دارد
هوش مصنوعی: اگر خشم تو برانگیخته شود، خورشید به تندی خواهد سوخت، زیرا بغض تو همچون آتش سوزان است و قدرتی فراوان دارد.
تا بقای من دلسوخته صورت بنددخاطرم ذات تو را بستهٔ پیمان دارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که وجود من به خاطر عشق شدیدم باقی است، یاد و خاطرهٔ تو برایم مثل پیمانی است که به آن وابستهام.
تا درین دایره این نقطهٔ خاکی برجاستتا که پرگار فلک گردش دوران دارد
هوش مصنوعی: تا زمانی که این نقطهٔ خاکی در این دایره وجود دارد و تا زمانی که جهان در حال چرخش است، این وضعیت ادامه خواهد داشت.
سال عمر تو که از گردش دوران خیزدباد چندان که اگر بشمرد امکان دارد
هوش مصنوعی: سالهای عمر تو مانند مدت زمانی است که در چرخش زمان میگذرد و میتوان به تعداد زیادی از آنها اشاره کرد، تا جایی که اگر بخواهی شمارش کنی، به نظر میرسد این کار ممکن است.
خسروا خاطر عطار به مداحی توکف موسی ز دم عیسی عمران دارد
هوش مصنوعی: عطار به خاطر مدح و ستایش تو، به مقام و عظمت بالایی رسیده است؛ زیرا که تو مانند موسی در بالای جبین خود، معجزهای از عیسی بن عمران داری که نشان از بزرگی و مقام تو است.