قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به مخاطب یادآوری میکند که زمان بیداری و کار فرا رسیده است. شاعر به دوستی اشاره میکند که در خواب غفلت به سر میبرد و از او میخواهد که از خواب بیدار شود و به خدا نزدیکتر شود. او تأکید میکند که روزه تنها به معنای نخوردن نیست و باید تمام اعضای بدن در عبادت و یاد خدا باشند.
شاعر به مراقبت از چشم، گوش، زبان و عملها در زمان روزهداری تأکید میکند و هشدار میدهد که پرخوری و غفلت از یاد خدا به معنای واقعی روزهداری نیست. او از خداوند طلب مغفرت میکند و به لزوم توبه و بازگشت به مسیر درست اشاره میکند. در نهایت، شاعر از خدا میخواهد که بندگان خوب را مورد عفو و بخشش قرار دهد.
ای در غرور نفس به سر برده روزگاربرخیز و کارکن که کنون است وقت کار
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر خودخواهی و غرور، روزهای خود را سپری کردهای، اکنون وقت آن رسیده که بلند شوی و دست به کار شوی.
ای دوست ماه روزه رسید و تو خفتهایآخر ز خواب غفلت دیرینه سر برآر
هوش مصنوعی: ای دوست، روزهای روشن و زیبا فرا رسیده و تو هنوز در خواب هستی. بالاخره از خواب غفلت و بیتوجهی قدیمیات بیدار شو.
سالی دراز بودهای اندر هوای خویشماهی خدای را شو و دست از هوا بدار
هوش مصنوعی: تو مدت زیادی در آرزوها و تمایلات خود غرق بودهای، حال وقت آن است که به معبود خود نزدیک شوی و از این خواستهها دست برداری.
پنداشتی که چون نخوری روزهٔ تو آنستبسیار چیز هست جز این شرط روزهدار
هوش مصنوعی: خیلی خیال کردی که اگر غذا نخوری، روزهات به همین سادگی خواهد بود. روزهداری شرایط و احکام دیگری هم دارد که باید به آنها توجه کنی.
هر عضو را بدان که به تحقیق روزهای استتا روزهٔ تو روزه بود نزد کردگار
هوش مصنوعی: هر بخشی از وجود تو به نوعی روزهدار است، بنابراین زمانی که تو روزه میگیری، تمامی اجزای وجودت نیز در روزهداری تو سهیم هستند و نزد خداوند ارزشمند است.
اول نگاهدار نظر تا رخ چو گلدر چشم تو نیفکند از عشق خویش خار
هوش مصنوعی: ابتدا باید سعی کنی که نظر خود را حفظ کنی تا چهرهات مانند گل، در چشمان دیگران با عشق و محبت تاثیر نگذارد و از عشق خود درد و خاری را به وجود نیاورد.
دیگر ببند گوش ز هر ناشنودنیکز گفت و گوی هرزه شود عقل تار و مار
هوش مصنوعی: دیگر به هر چیزی که نمیشنوی، گوش نده؛ زیرا صحبتهای بیفایده موجب سرگردانی و نابودی عقل میشود.
دیگر زبان خویش که جای ثنای اوستاز غیبت و دروغ فروبند استوار
هوش مصنوعی: زبان خود را که مناسب ستایش اوست، از غیبت و دروغ دور نگهدار و محکم باشد.
دیگر به وقت روزهگشادن مخور حرامزیرا که خون خوری تو از آن به هزار بار
هوش مصنوعی: دیگر در زمان افطار حرام نخور، زیرا که گناه تو از آن به هزار بار بیشتر است.
دیگر بسی مخسب که در تنگنای گورچندانت خواب هست که آن نیست در شمار
هوش مصنوعی: دیگر زیاد خواب نیا و نگذران وقت، چون در تنگی قبر، چندین خواب تو را در بر نمیگیرد و قابل شمارش نیست.
دیگر به فکر آینهٔ دل چنان بکنکز غیر ذکر حق ننشیند برو غبار
هوش مصنوعی: بهتر است به وضعیت درون خود توجه کنی و طوری عمل کنی که دیگر هیچ چیزی جز یاد خدا در آن نماند و غبار ناامیدی و بیخبری از دل پاک شود.
این است شرط روزه اگر مرد روزهایگرچه ز روی عقل یکی گفتم از هزار
هوش مصنوعی: این شرط روزه است که اگر کسی روزه بگیرد، حتی اگر از طریق عقل به یک چیز برسد، باز هم باید از هزار نکته بگذرد. به عبارت دیگر، باید از چالشها و آزمونهای مختلف عبور کند.
دیگر بسی مخور که هر آن کس که سیر خورداعضاش جمله گرسنه گردند و بی قرار
هوش مصنوعی: دیگر زیاد نخور، زیرا هر کس که سیر شود، اعضای بدنش همه گرسنه و بی قرار باقی میمانند.
تو خود نشسته تا که کی آید پدید شبچون شمع جان خویش بسوزی در انتظار
هوش مصنوعی: تو در انتظار نشستهای تا ببینی چه کسی پیدا میشود، در حالی که مانند شمع جان خود را میسوزانی.
تا خوان و نان بسازی از غایت شرهگویی دو چشم تو شود از هر سویی چهار
هوش مصنوعی: برای اینکه سفرهای بچینی و نانی درست کنی، به قدری دلبستگی و شور و شوق داری که چشمانت از همه سو به چهار سمت مینگرد.
چندان خوری که دم نتوانی زد از گلوور دم زنی برآورد آن دم ز تو دمار
هوش مصنوعی: هر قدر میخواهی بخور که نتوانی دم از گلو بیرون بیاوری، و اگر دم بزنی، آن دمی که میزنی باعث نابودیت خواهد شد.
صد بار باشدت چو شکمپر شد از طعامحالی ز پشت تو همه باز اوفتاد بار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی انسان از خوردن خوراکیها سیر و پر میشود، دیگر نمیتواند بار سنگینی را حمل کند و همه چیز به دوش او میافتد. به عبارت دیگر، در زمان سیر شدن، فرد قادر به انجام کارهای سنگین و طاقتفرسا نیست.
این روزه نیست گر شرف روزه بایدتبیرون شوی ز تویی تو بر مثال مار
هوش مصنوعی: این روزه نیست، اگر واقعا میخواهی به مقام والای روزهداری برسی، باید از خودخواهی و خودبینی خود جدا شوی و مانند ماری که پوست میاندازند، به یک حالت جدید و بازسازیشده دست پیدا کنی.
مویت سپید گشت و دل تو سیاه شدتا کی کند سپیدگری ای سیاه کار
هوش مصنوعی: موهای تو سفید شدند و دل تو پر از غم و ناراحتی شد. تا کی میخواهی به این کارهای زشت ادامه دهی؟
یارب به حق طاعت پاکان پاک دلیارب به حق روزهٔ مردان روزهدار
هوش مصنوعی: ای خدا، به حق بندگان نیکوکاری که دلهای پاک دارند، و به حق روزهداران، به من توجه کن و رحمت بفرما.
کز هرچه دیدهای تو ز عطار ناپسندکانرا نبودهای تو به وجهی پسند کار
هوش مصنوعی: هر چیزی که تو از عطار دیدهای، ناپسند است، زیرا تو هیچ چیزی را به صورت پسندیده در نظر نگرفتهای.
چون با در تو گشت و پشیمان شد از گناهوز فعل خویش خیره فروماند و شرمسار
هوش مصنوعی: وقتی که با در تو روبرو شد، از گناه خود پشیمان شد و از کارهایی که انجام داده بود، در حیرت و شرمندگی فرو رفت.
عفوش کن و ببخش تو دانی که لایق استتا جرم آفریده کرم ز آفریدگار
هوش مصنوعی: ببخش و عفو کن، زیرا تو میدانی که این کار شایسته است، چرا که مخلوقی که خطا کرده، از جانب آفریدگار خود کرامت و بزرگی دارد.