حکایت دیوانهای برهنه که جبهای ژنده به او بخشیدند
هوش مصنوعی: در این شعر، دیوانهای به درگاه خداوند میگوید که به او جامهای محکم بدهد. او به خاطر برهنگیاش از آفتاب رنج میبرد و از خداوند میخواهد که مثل دیگران خوشحال و آراسته شود. خداوند به او میگوید که باید ده روز صبر کند تا جامهای به او بدهد. پس از گذشت ده روز، او جامهای دریافت میکند که بسیار پارهپاره است. دیوانه از خداوند میپرسد چرا چنین جامهای داده و به او یادآوری میکند که کار درگاه خدا آسان نیست و نیاز به فداکاری دارد. در نهایت، پس از سالها تلاش، او به مقصود خود میرسد، اما در حسرت میماند که نتوانسته به خواستههای واقعیاش دست یابد.
بود آن دیوانه دل برخاستهبرهنه میرفت و خلق آراسته
هوش مصنوعی: یک مرد دیوانه با دل شجاع و بیپروا در حال حرکت است و در حالی که برهنه است، دیگران با لباسهای آراسته و زیبا در اطراف او هستند.
گفت یا رب جبهای ده محکممهمچو خلقان دگر کن خرمم
هوش مصنوعی: ای پروردگار، مانند دیگران صورت و ظاهری محکم به من بده و مرا خوشحال و خرم کن.
هاتفش آواز داد و گفت هینآفتاب گرم دادم درنشین
هوش مصنوعی: صدا زد و گفت: ای اهل زمین، من نور و گرما را به شما هدیه کردم، پس از آن بهرهمند شوید.
گفت یا رب تا کیم داری عذابجبهای نبود ترا به ز آفتاب؟
هوش مصنوعی: ای پروردگار، تا کی باید عذاب تو را تحمل کنم؟ نمیتوانم بدون تو تاب بیاورم، حتی گرمای خورشید را هم برانهام.
گفت رو ده روز دیگر صبرکنتا ترا یک جبه بخشم بیسخن
هوش مصنوعی: گفت که ده روز دیگر صبر کن تا بدون هیچ حرفی یک لباس به تو هدیه دهم.
چون بشد ده روز، مرد سوختهجبهای آورد بر هم دوخته
هوش مصنوعی: پس از گذشت ده روز، مردی که در آتش سوخته بود، لباسی را که دوخته شده بود، به همراه آورد.
صد هزاران پاره بر وی بیش بودزانکه آن بخشنده بس درویش بود
هوش مصنوعی: او به طور قابل توجهی مورد محبت و بخشش قرار گرفته است، به طوری که این محبت فراتر از تصور میرود، زیرا این بخشنده خود شخصی فقیر و نیازمند است.
مرد مجنون گفت: «ای دانای رازژندهای بر دوختی زان روز باز
هوش مصنوعی: مرد دیوانه گفت: ای کسی که به اسرار آگاهی، تو از روزی که پارچهای کهنه به تن کردهای، ندانسته خود را در قید و بند قرار دادهای.
در خزانهات جامهها جمله بسوختکاین همه ژنده همیبایست دوخت
هوش مصنوعی: در صندوقچهات تمام جامها خراب شد، زیرا همه چیزهایی که فرسوده هستند، نیاز به ترمیم و بازسازی دارند.
صد هزاران ژنده بر هم دوختیاین چنین درزی ز که آموختی؟»
هوش مصنوعی: تو هزاران تکه پارچه را به هم دوختهای، این مهارت را از چه کسی آموختهای؟
کار آسان نیست با درگاه اوخاک میباید شدن در راه او
هوش مصنوعی: رسیدن به مقام و قرب الهی کار سادهای نیست، بلکه باید خود را در مسیر او humble و فروتن کرد.
بس کسا کامد بدین درگه ز دورگه بسوخت و گه فروخت از نار و نور
هوش مصنوعی: بسیاری از انسانها به این درگاه آمدهاند؛ برخی از آنها از دور به اینجا رسیده و پس از آزمایشهای سخت و کشمکشهای مختلف، یا به نتیجهای خوب دست یافتهاند یا در این راه از بین رفتهاند.
چون پس از عمری به مقصودی رسیدعین حسرت گشت و مقصودی ندید
هوش مصنوعی: پس از سالها تلاش و سیری در مسیر زندگی، وقتی به هدفی رسید، اندوه و حسرت بر دلش حاکم شد، زیرا چیزی که میخواست و آرزویش را داشت، در نهایت به دست نیاورد.