حکایت خواجهای که بایزید و ترمذی را در خواب دید
هوش مصنوعی: این متن به داستان خواجهای اشاره دارد که از نسل اکاف است و دارای اوصاف پاکی و بزرگی است. او در خواب میبیند که با دو شخصیت مهم، بایزید و ترمدی ملاقات میکند. هر دو به او احترام گذاشته و او را به رهبری انتخاب میکنند. پس از بیدار شدن، او در سحرگاه احساس میکند که فریادی از دلش بیرون آمده که به او راهی را میگشاید.
تعبیر این خواب به او نشان میدهد که این دو بزرگ به او احترام میگذارند اما او به طور مستقیم از آنها چیزی نمیخواهد. او در پاسخ به آنها میگوید که خواستهاش باید مطابق با اراده خداوند باشد و تنها به فرمان او راضی است. او معتقد است که بنده واقعی کسی است که در امتحان خود را نشان میدهد و بر اساس فرمان خداوند عمل میکند. در نهایت، او بر این باور است که بندگی واقعی در پیروی از اراده الهی و امتحان است.
خواجهای کز تخمهٔ اکاف بودقطب عالم بود و پاک اوصاف بود
هوش مصنوعی: مردی بزرگ و محترم از خانوادهای شریف و نیکو و با ویژگیهای عالی و بدون عیب و نقص وجود دارد که در جهانی با فضایل و خصوصیات خوب زندگی میکند.
گفت شب در خواب دیدم ناگهیبایزید و ترمدی را در رهی
هوش مصنوعی: در خواب شبانه، ناگهان بایزید و ترمذی را در مسیری مشاهده کردم.
هر دو دادندم به سبقت سروریپیش ایشان هر دو، کردم رهبری
هوش مصنوعی: هر دو پیش من پیشی گرفتند و به من مقام رهبری و سروری دادند.
بعد از آن تعبیر آن کردم تمامکز چه کردند آن دو شیخم احترام
هوش مصنوعی: پس از آن، به این نتیجه رسیدم که چه چیزی موجب احترام آن دو بزرگوار شده است.
بود تعبیر این که در وقت سحربیخودم آهی برآمد از جگر
هوش مصنوعی: پیش از صبح، حالم چنان بود که بدون کنترل، آهی عمیق از دل برآمد.
آه من میرفت تا راهم گشادحلقه میزد تا که درگاهم گشاد
هوش مصنوعی: ناله و افسوس من به جایی رسیده بود که راه من باز شد و به من نوید ورود به دنیای جدیدی را داد.
چون پدید آمد مرا آن فتح باببی زفان کردند سوی من خطاب
هوش مصنوعی: وقتی آن پیروزی بزرگ برایم نمایان شد، بدون سخن گفتن، به من توجه کردند و با من صحبت کردند.
کان همه پیران و آن چندان مریدخواستند از ما برون از بایزید
هوش مصنوعی: تمامی پیران و آن تعداد مریدان، خواستند که ما را از بایزید دور کنند.
بایزید از جمله مرد مرد خاستزانک ما را خواست هیچ از ما نخواست
هوش مصنوعی: بایزید از جمله مردان بزرگ و نامی است که به خاطر بلندمرتبه بودنش به دنیا آمد. او فقط به ما توجه نکرد و هیچ چیزی از ما طلب نکرد.
گفت چون بشنودم آن شب این خطابگفتم این و آن مرا نبود صواب
هوش مصنوعی: زمانی که آن شب این سخن را شنیدم، با خود گفتم که نباید این حرف را بزنم و فکر کردم که بهتر است چیزی نگوییم.
من ز تو چون خواهم و درد تو نهیا ترا چون خواهم و مرد تو نه
هوش مصنوعی: من از تو چه بخواهم وقتی که تو درد مرا احساس نمیکنی، یا تو از من چه بخواهی وقتی که من دیگر زنده نیستم؟
آنچ فرمایی مرا آنست خواستکار من بر وفق فرمانست راست
هوش مصنوعی: هر آنچه که تو به من دستور بدهی، همان چیزی است که من خواهان آنم و کارم بر اساس دستورات تو پیش میرود.
نه کژی نه راستی باشد مرامن کیم تا خواستی باشد مرا
هوش مصنوعی: من نه به راستایی معتقدم و نه به کژی؛ من کیستم که خواستههای دیگران بر من تأثیر بگذارد.
آنچ فرمایی مرا آن بس بودبندهای را رفتن به فرمان بس بود
هوش مصنوعی: هرچه تو بگویی برای من کافی است، برای یک بنده همین که به دستورات تو عمل کند کافیست.
این سخن آن هر دو شیخ محترمسبقتم دادند برخود لاجرم
هوش مصنوعی: این صحبت را هر دو عالم بزرگ به من آموزش دادند، بنابراین من خودم را ملزم به عمل به آن میدانم.
بنده چون پیوسته بر فرمان رودبا خداوندش سخن در جان رود
هوش مصنوعی: انسانی که همواره از دستورات پیروی کند، ارتباط نزدیکی با معشوق خود دارد و به عمق جانش میرود.
بنده نبود آنک از روی گزافمیزند از بندگی پیوسته لاف
هوش مصنوعی: خدمتگزاری که فقط به طور تصادفی و بدون دلیل از خود بزرگنمایی میکند، در واقع همواره در حال فخر فروشی دربارهٔ بندگیاش است.
بنده وقت امتحان آید پدیدامتحان کن تا نشان آید پدید
هوش مصنوعی: زمانی که آزمون سختی پیش میآید، خود را نشان میدهد. بنابراین آزمون بده تا ویژگیها و تواناییهای حقیقیات آشکار شود.