حکایت محمود که برای فتح غزنین نذر کرد غنایم را به درویشان بدهد
هوش مصنوعی: محمود شاه، پس از پیروزی بر دشمنان هندی، نذری کرد که هر غنیمت به دست آورد، به درویشان بدهد. او در میدان جنگ غنایم بسیار جمع کرد و در پی آن به فکر رساندن آنها به درویشان افتاد. در این میان، با مردی دیوانه به نام بوالحسین ملاقات کرد که نظرش را درباره تقسیم غنایم پرسید.
بوالحسین، به عنوان یک فرد بیغرض و آزاد، بیپرده و با صداقت سخن گفت و توصیه کرد که وی از غنایم کم نگذارد. او به شاه یادآوری کرد که حق نصرتدهی را فراموش نکند و در صورت برآورده شدن نذرش، باید به درویشان توجه کند. او همچنین بر اهمیت علم و روحانیون در جامعه تأکید کرد و هشدار داد که ارزشهای معنوی و روحانی جایگاه ویژهای دارند که نمیتوان آنها را با مال و ثروت سنجید. در نهایت، شاه با توجه به این نصایح، تصمیم به بخشیدن غنایم گرفت و به درویشان کمک کرد.
گفت چون محمود شاه خسروانرفت از غزنین به حرب هندوان
هوش مصنوعی: محمود شاه خسروان وقتی از غزنین به جنگ با هندیها رفت، چنین گفت.
هندوان را لشگری انبوه دیددل از آن انبوه پر اندوه دید
هوش مصنوعی: دیدههایش را که به آن لشکر بزرگ هندوها میاندازد، قلبش از دیدن این تعداد زیاد، پر از غم و اندوه میشود.
نذر کرد آن روز شاه دادگرگفت اگر یابم برین لشگر ظفر
هوش مصنوعی: روز دادگر، شاه نذر کرد که اگر بر این سپاه پیروز شوم.
هر غنیمت کافتدم این جایگاهجمله برسانم به درویشان راه
هوش مصنوعی: هر چیزی که به دست میآورم در این مکان را به درویشان بینوا خواهم رساند.
عاقبت چون یافت نصرت شهریاربس غنیمت گرد آمد بیشمار
هوش مصنوعی: سرانجام، وقتی که سلطان پیروزی را بهدست آورد، غنایم و دستاوردهایش به فراوانی رسید.
بود یک جزو غنیمت از قیاسبرتر از صد خاطر حکمت شناس
هوش مصنوعی: یک بخش از دستاوردها و غنایم، از بسیاری اندیشههای عمیق و حکیمانه ارزشمندتر است.
چون ز حد بیرون غنیمت یافتندوآن سیه رویان هزیمت یافتند
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده است که وقتی برخی افراد از حد و مرز خود خارج میشوند و به نوعی در موقعیت بهتری قرار میگیرند، در مقابل، کسانی که در وضعیت وخیمتری هستند، شکست را تجربه میکنند.
شه کسی را گفت حالی از کسانکین غنیمت را به درویشان رسان
هوش مصنوعی: یک فرد با مقام بالا به شخصی دیگر گفت که حال و احوال کسانی که این نعمت و برکت را به افراد فقیر میرسانند چگونه است.
زانک با حق نذر دارم از نخستتا درین عهد وفا آیم درست
هوش مصنوعی: چون از همان ابتدا با خدا عهد کردهام، تا الان در این پیمان وفادار بمانم.
هرکسی گفتند چندین مال و زرچون توان دادن به مشتی بیخبر
هوش مصنوعی: هر کس که بگوید چقدر پول و ثروت دارد، چگونه میتواند آن را به افرادی که هیچ آگاهی ندارند بدهد؟
یا سپه را ده که کینه میکشندیا بگو تا در خزینه میکشند
هوش مصنوعی: یا به سپاهیان بگو که از دشمنی دست بردارند، یا بگذار همه چیز در خزینه (دولت و ثروت) نابود شود.
شه درین اندیشه سرگردان بمانددر میان این و آن حیران بماند
هوش مصنوعی: پادشاه در این تفکر و تردید به سر میبرد که آیا باید به این سمت برود یا به آن سمت، و از سردرگمی نمانده است.
بوالحسینی بود بس فرزانه بودلیک مردی بیدل و دیوانه بود
هوش مصنوعی: بوالحسینی فردی بسیار خردمند و عاقل بود، اما در عین حال انسانی بود که دل نداشت و کمی دیوانه به نظر میرسید.
میگذشت او در میان آن سپاهچون بدید از دور او را پادشاه
هوش مصنوعی: او در میان آن لشکر در حال گذر بود که از دور پادشاه را مشاهده کرد.
گفت آن دیوانه را فرمان کنمزو بپرسم، هرچ گوید آن کنم
هوش مصنوعی: من به آن دیوانه گفتم که دستوری به او میدهم و از او میپرسم، هر چه که بگوید، همان را انجام خواهم داد.
او چو آزادست از شاه و سپاهبی غرض گوید سخن وز جایگاه
هوش مصنوعی: او وقتی از قید و بندهای شاه و سپاه آزاد است، بدون هیچ قصد و غرضی سخن میگوید و از جایگاه خود حرف میزند.
خواند آن دیوانه را شاه جهانپس نهاد آن قصه با او در میان
هوش مصنوعی: شاه جهان دیوانه را خواند و بعد آن داستان را در میان صحبتهایشان قرار داد.
بیدل دیوانه گفت ای پادشاهکارت آمد با دوجو این جایگاه
هوش مصنوعی: یک فرد دیوانه و بیدل به پادشاه گفت: کارت با دو سکه اینجا آماده شده است.
گر نخواهی داشت با او کار نیزتو بدوجو زو میندیش ای عزیز
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی با او رابطهای داشته باشی، پس به او فکر نکن و در جستجوی او نباش، ای عزیز.
ور دگر با اوت خواهد بود کارپس مکن زینجا دوجو کم، شرم دار
هوش مصنوعی: اگر کار دیگری با او دارید، پس از اینجا دور نشوید و کمی شرم داشته باشید.
حق چو نصرت داد و کارت کرد راستاو بکرد آن خود، آن تو کجاست
هوش مصنوعی: وقتی که حقیقت، یاریات کند و کارهایت را به درستی پیش ببرد، او به آنچه که خودش انجام داده است، میرسد. حالا تو در کجایی؟
عاقبت محمود کرد آن زر نثارعاقبت محمود داشت آن شهریار
هوش مصنوعی: در نهایت، محمود نتیجه نیکو از سرمایهگذاریاش را به دست آورد و آن شاه نیز به ثمر رسید.
دیگری گفت ای به حضرت برده راهچه بضاعت رایج است آن جایگاه
هوش مصنوعی: کس دیگری سوال کرد که ای شخصی که به مقام و منزلت رسیدهای، در آن مکان چه چیزهایی معمول و رایج است؟
گر بگویی، چون بدین سودا دریمآنچ رایجتر بود آنجابریم
هوش مصنوعی: اگر بگویی که چگونه به این کار علاقهمند شدیم، آن وقت میفهمیدیم که در آنجا چه چیز بیشتر مورد توجه و محبوب است.
پیش شاهان تحفهای باید نفیسمردم بی تحفه نبود جز خسیس
هوش مصنوعی: برای نزدیک شدن به بزرگان و شاهان، هدیهای ارزشمند لازم است، چون انسانهای معمولی بدون هدیه به نظر بخیل میآیند.
گفت ای سایل اگر فرمان بریآنچ آنجا آن نیابند آن بری
هوش مصنوعی: اگر به حرف من گوش کنی و پیرو باشی، آنچه در آنجا وجود ندارد، به دست نمیآوری.
هرچ تو زینجا بری کانجا بودبردن آن بر تو کی زیبا بود
هوش مصنوعی: هر جا که بروی، آنجا هم با تو خواهد بود. بردن آنچه که برای تو زیبا نیست، چه فایدهای دارد؟
علم هست آنجایگه و اسرار هستطاعت روحانیون بسیار هست
هوش مصنوعی: دانش و علم در جایی وجود دارد که رازهای خاصی نهفته است و اطاعت از روحانیون بسیار زیاد است.
سوز جان و درد دل میبر بسیزانک این آنجا نشان ندهد کسی
هوش مصنوعی: عذاب و رنجی که در دل دارم، بسیار است زیرا هیچکس نمیتواند آن را در آنجا مشاهده کند.
گر برآید از سردردی یک آهمیبرد بوی جگر تا پیش گاه
هوش مصنوعی: اگر از سردردی آهی برآید، بوی جگر به پیشگاه میرسد.
جایگاه خاص مغز جان تستقشر جانت نفس نافرمان تست
هوش مصنوعی: مغز تو حکم مرکز اصلی وجودت را دارد و در حقیقت، جان تو وابسته به آن است. نفس تو که ممکن است نافرمان باشد، از لایههای مختلف وجودت نشأت میگیرد.
آه اگر از جای خاص آید پدیدمرد را حالی خلاص آید پدید
هوش مصنوعی: اگر آن حالت خاص به وجود آید، مرد احساس رهایی و آرامش خواهد کرد.