گفتگوی شیخ ابوسعید مهنه با پیری روشنضمیر دربارهٔ صبر
هوش مصنوعی: شیخ مهنه در حالتی عمیق و غمانگیز بود و در صحرا با چشمان اشکآلودش به دو نیم نگاه میکرد. او در دوردست پیرمردی روستایی را دید که گاوش را میبست و نور از او میتابید. شیخ به سمت او رفت و سلام کرد و حالش را شرح داد. پیرمرد پس از شنیدن صحبتهای شیخ به او گفت که اگر تمام عالم را نیز بر سر یک موضوع بیاورند، کوشش و تلاش مستمر لازم است. او مثالی از مرغی آورد که سالها دانهای را میچینند و در نهایت به سختی به آن دست مییابد.
پیرمرد تأکید کرد که صبر و طلب باید درونی باشد و تنها با تلاش و پشتکار میتوان به هدف رسید. او به شیخ گفت که اگر کسی طلبی در درون خود نداشته باشد، به مانند دیواری بیجان خواهد بود. گنج ارزشمند تنها در دست کسی میآید که در جستجوی آن هست و اگر در راه هدفش توقف کند، آن هدف برایش بت خواهد شد. در آخر نیز به شیخ توصیه کرد که از شراب مست نشود بلکه به حیات خود ادامه دهد و تلاشش را برای طلب ادامه دهد.
شیخ مهنه بود در قبضی عظیمشد به صحرا دیده پر خون، دل دو نیم
هوش مصنوعی: شیخ مهنه در وضعیتی سخت و دشوار قرار گرفته بود، در دل صحرا با چشمانی پر از اشک و قلبی شکسته دیده میشد.
دید پیری روستایی را ز دورگاو میبست و ازو میریخت نور
هوش مصنوعی: یک مرد سالخورده روستایی را از دور دید که در حال بستن گاوش است و نور از او ساطع میشود.
شیخ سوی او شد و کردش سلامشرح دادش حال قبض خود تمام
هوش مصنوعی: شیخ به سمت او رفت و به او سلام کرد و وضعیت خود را به طور کامل برایش توضیح داد.
پیر چون بشنید گفت ای بوسعیداز فرود فرش تا عرش مجید
هوش مصنوعی: پیر با شنیدن این مسأله گفت: ای بوسعید، از پایینترین جایگاه تا بلندترین مقام، همه چیز در دست خداوند بزرگ است.
گر کنند این جمله پر ارزن تمامنه به یک کرت، به صد کرت مدام
هوش مصنوعی: اگر همه این کارها را با ارزش انجام دهند، نه تنها با یک بار، بلکه با تکرار مداوم صد بار باید انجام دهند.
ور بود مرغی که چیند آشکاردانهٔ ارزن پس از سالی هزار
هوش مصنوعی: اگر پرندهای وجود داشته باشد که دانههای ارزن را پیدا کند، حتی اگر پس از هزار سال هم این کار را انجام دهد.
گر ز بعد آنکه با چندین زمانمرغ صد باره بپردازد جهان
هوش مصنوعی: اگر پس از گذر زمان و تجربههای متعدد، باز هم پرندهای با شوق و شجاعت به آسمان پرواز کند، دنیای تازهای را خواهد دید.
از درش بویی نیابد جان هنوزبو سعیدا زود باشد آن هنوز
هوش مصنوعی: از در خانهاش هم هنوز بویی به مشام نمیرسد، ولی انتظار برای بوئی خوش و دلنشین همچنان زودرس است.
طالبان را صبر میباید بسیطالب صابر نه افتد هر کسی
هوش مصنوعی: صبر لازم است برای کسانی که در پی علم و دانش هستند، زیرا هر کسی نمیتواند در این مسیر صبوری و استقامت داشته باشد.
تا طلب در اندرون ناید پدیدمشک در نافه ز خون ناید پدید
هوش مصنوعی: تا زمانی که درون انسان خلوص و طلب واقعی شکل نگیرد، نمیتوان از او انتظار داشت که زیبایی و معانی عمیق را بروز دهد، همانطور که مشک بدون فرآیند خاصی نمیتواند از نافه بوی خوش دهد.
از درونی چون طلب بیرون رودگر همه گردون بود در خون رود
هوش مصنوعی: اگر کسی در درون خود به دنبال چیزی باشد و آن را بجوید، حتی اگر تمام جهان بر ضد او باشد، باز هم به مقصد خود خواهد رسید.
هرک را نبود طلب، مردار اوستزنده نیست او ، صورت دیوار اوست
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال علم و دانش نباشد، مانند مردهای است که زندگی ندارد و تنها به صورت یک دیوار سرد و بیروح میماند.
هرکرا نبود طلب حیوان بودحاش لله صورتی بیجان بود
هوش مصنوعی: هر کسی که خواستهای نداشته باشد، در حقیقت مانند یک حیوان است. بیشک، وجود او تنها یک ظاهر بیجان و خالی از روح است.
گر به دست آید ترا گنجی گهردر طلب باید که باشی گرمتر
هوش مصنوعی: اگر به دستت گنجی ارزشمند برسد، باید در تلاش و کوشش برای به دست آوردن آن بیشتر از همیشه تلاش کنی.
آنک از گنج گهر خرسند شدهم بدان گنج گهر دربند شد
هوش مصنوعی: او از گنج گرانبهای خود شادمان شده، اما همین گنج او را به زنجیر کشیده است.
هرکه او در ره به چیزی ماند بازشد بتش آن چیز، گو با بت بساز
هوش مصنوعی: هر کس که در راه رسیدن به چیزی متوقف شود، آن چیز برای او تبدیل به بت و معبودی میشود که او را نگه میدارد.
چون تنکمغز آمدی، بیدل شدیکز شرابی مست لایعقل شدی
هوش مصنوعی: وقتی که شخصی بفهمد که کمعمق و سطحی است، به خاطر نداشتن احساس و دل، دچار بیحالی و زوال عقل میشود، مانند کسی که از شراب مستانه شده است.
میمشو آخر به یک مِی مست نیزمیطلب چون بینهایت هست نیز
هوش مصنوعی: نظم و ترتیب برای نوشیدن مشروبات زودگذر نباش، زیرا همواره جستجوی شادی و لذت باید ادامه داشته باشد و تا بینهایت در این مسیر میتوان پیش رفت.