عقیدهٔ دیوانهای دربارهٔ عالم
هوش مصنوعی: مردی عزیز به دیوانهای گفت که این جهان چیست. دیوانه جواب داد که این جهان پر از نام و ننگ است، مانند نخلهایی که رنگهای مختلفی دارند. اگر کسی به دست این نخلها بمالد، همه چیز به یک موم تبدیل میشود و در واقع هیچ چیز واقعی نیست. چون در نهایت تمام رنگها یکی است و وجود دوگانگی (من و تو) در این میان بیمعناست.
گفت آن دیوانه را مردی عزیزچیست عالم، شرح ده این مایه چیز
هوش مصنوعی: مردی محترم از دیوانه پرسید: "این دنیا چیست؟" و از او خواست که توضیح بدهد که این موجودات و مسائل چه هستند.
گفت هست این عالم پر نام و ننگهمچو نخلی بسته از صد گونه رنگ
هوش مصنوعی: این جهان پر از نام و سرزنش است، مانند درختی است که به صد رنگ مختلف آراسته شده.
گر به دست این نخل میمالد یکیآن همه یک موم گردد بیشکی
هوش مصنوعی: اگر کسی به این نخل دست بزند، آنقدر نرم و منعطف میشود که میتواند به راحتی شکل بگیرد.
چون همه مومست و چیزی نیز نیسترو که چندان رنگ جز یک چیز نیست
هوش مصنوعی: همه چیز در اصل از یک ماده و ذات واحد تشکیل شده و در واقع ماهیت واقعی آنها یکی است، فقط ظاهر و رنگها متفاوت است.
چون یکی باشد همه، نبود دوینه منی برخیزد اینجا نه توی
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به اتحاد و یگانگی وجود دارد. وقتی همه یکپارچه و یکسان شوند، هیچ جدایی و دوگانگی وجود نخواهد داشت. در چنین حالتی، نه من وجود دارد و نه تو، و همه به یکدیگر متصل هستند.