(۵) حکایت نوشروان عادل با پیر بازیار
هوش مصنوعی: در این شعر، فردی پیر درختانی میکارد و شاه نوشروان به او میگوید که با این سن چرا درخت میکاری وقتی که عمر تو به پایان است. پیر پاسخ میدهد که درختان را برای نسلهای بعدی میکارد تا آنها هم از برکت آنها بهرهمند شوند. پیر تأکید میکند که حتی اگر خودش دیگر عمر طولانی نداشته باشد، این کار نیکو برای دیگران ارزشمند است. شاه از این سخن خوشش میآید و به او زمین و آب میدهد. در ادامه، پیر به شاه نصیحت میکند که در امور دین قدم بردارد و از ریا و تکبر دوری کند و خاطرنشان میسازد که انسان باید در کارهای نیک و دیانت همواره در کنش باشد. در نهایت، او به صفات نیک و ادب تاکید میکند و از شاه میخواهد که در انجام کارهایش از دیگران یاد بگیرد.
فرس میراند نوشروان چو تیریبه ره در، چون کمانی دید پیری
هوش مصنوعی: نوشروان بر فرس سوار بود و مانند تیر پرتابی بر هدف حرکت میکرد. در این حین، چشمش به پیرمردی افتاد که در حال تماشا بود.
درختی چند میبنشاند آن پیرشهش گفتا چو کردی موی چون شیر
هوش مصنوعی: درختی چند میکارد و با تجربهاش میگوید که اگر موهایت را مانند شیر سفید کردی، چه فایدهای خواهد داشت؟
چو روزی چند را باقی نمانیدرخت اینجا چرا در می نشانی
هوش مصنوعی: وقتی که مدت زیادی در اینجا نخواهی ماند، چرا باید درختی را در این مکان بکاری؟
بشاه آن پیر گفتا حجتت بسچو کشتند از برای ما بسی کس
هوش مصنوعی: پیر به پادشاه گفت: "حجت و دلیل تو کافی است، چون برای ما خیلیها را به قتل رساندند."
که تا امروز ازینجا بهره داریمبرای دیگران ما هم بکاریم
هوش مصنوعی: تا به حال از این مکان بهرهمند شدهایم، حالا باید برای دیگران هم تلاش کنیم تا بتوانیم آنها را نیز بهرهمند کنیم.
بوسع خود بباید رفت گامیکه در هر گام میباید نظامی
هوش مصنوعی: برای پیشرفت و رسیدن به هدف، باید قدمی برداشت که در هر مرحله آن باید به اصول و قوانین توجه کرد.
خوش آمد شاه را گفتار آن پیرکفی پر کرد زر گفتا که این گیر
هوش مصنوعی: پیر با سخن خود، شاه را خوشحال کرد و او را با کفی پر از طلا مورد استقبال قرار داد و گفت این را بگیر.
بدو آن پیر گفت ای شاه پیروزدرخت من ببار آمد هم امروز
هوش مصنوعی: پیر به شاه پیروز میگوید امروز زمان برداشت میوه درخت من است.
چه گر شد عمر من افزون ز هفتادازین کِشتم تو دانی بد نیفتاد
هوش مصنوعی: عمر من اگر از هفتاد سال هم بیشتر شده باشد، چه اهمیتی دارد، چون به هرحال من تو را کشتهام و میدانم که این کار به صلاح من نبوده است.
نداد این کِشت ده سال انتظارمکه هم امروز زر آورد بارم
هوش مصنوعی: این جمله بیان کننده ناامیدی و بی صبری است. شخصی بیتابانه منتظر نتیجه ای بوده که به اندازه ده سال به طول انجامیده، اما در نهایت تنها امروز به ثمر رسیده و انتظارش برآورده نشده است. در واقع، او به این نتیجه میرسد که تلاشهایش به کندی و با تاخیر به نتیجه میرسند.
چو شه را خوشتر آمد این جوابشزمین وده بدو بخشید و آبش
هوش مصنوعی: چون پاسخ مورد پسند پادشاه قرار گرفت، به زمین و آب آن ناحیه اهدا کرد.
ترا امروز باید کرد کاریکه بیکارت نخواهد بود باری
هوش مصنوعی: امروز باید برای تو کاری انجام دهم که بیفایده نباشد و به نفع تو باشد.
قدم در راه دین باید نهادنرعونت بر زمین باید نهادن
هوش مصنوعی: برای ورود به مسیر دین و راه معنوی، باید از غرور و خودپسندی دوری کرد و آن را کنار گذاشت.
اگر مردی محاسن همچو مردانطهارت جای را جاروب گردان
هوش مصنوعی: اگر مردی، باید تنها به ظواهر نپردازی و با نیت پاک، به اصلاح و پاکسازی دنیا بپردازی.
نداری شرم با این زورِ بازونهادن سنگِ خود را در ترازو
هوش مصنوعی: اگر قدرت و توانایی داری، نباید شرمنده باشی؛ زیرا نمیتوانی سنگ خود را در ترازوی سنجش بگذاری.
تو کم باشی ز سگ بشنو سخن راگر از سگ بیش دانی خویشتن را
هوش مصنوعی: اگر تو کمعرضه یا کمفهم هستی، بهتر است از کسی که به اندازه سگ باشد، صحبتهای او را بشنوی. اما اگر خودت آگاهی و دانش بیشتری داری، در آن صورت میتوانی به خودت اعتماد کنی و از خودت میدانی.