(۷) حکایت جوان گناه کار و ملایکۀ عذاب که برو موکّلند
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر به بیان حالتی در روز قیامت میپردازد که جوانی با وجود گناهان زیاد به درگاه خداوند مراجعه میکند و از او درخواست کمک میکند. فرشتگان سعی در آوردن او به دوزخ دارند اما در میانه راه به یکدیگر میفهمانند که نباید او را به عذاب بیندازند، چون او در نهایت به رحمت و کرامت خداوند وابسته است. جوان در حالی که در اضطراب است، به خداوند میگوید که در این وضعیت هیچ راه نجاتی ندارد. در نهایت، خداوند او را از انظار دیگران مخفی میکند و او را به مقام و جایگاهی خاص میرساند. فرشتگان که به دنبال او هستند، نمیتوانند او را پیدا کنند و متوجه میشوند که او در رحمت الهی قرار دارد. این متن نشاندهندهی عظمت رحمت الهی و کرامت انسانی است.
چنین خواندم که در محشر جوانیدرآید وز خدا خواهد امانی
هوش مصنوعی: در روز قیامت جوانی خواهد آمد و از خدا درخواست پناه میکند.
بغایت جُرمِ او بسیار باشدولی قاضی فضلش یار باشد
هوش مصنوعی: جرم او ممکن است بسیار بزرگ باشد، اما قاضی به خاطر فضل و کرامتش، به او کمک خواهد کرد.
ملایک میکنند آنجا شتابشکه پیش آرند در دوزخ عذابش
هوش مصنوعی: فرشتگان در آنجا با عجله عمل میکنند تا عذاب او را در دوزخ به پیش ببرند.
همی حالی خطاب آید ز درگاهکه از چه میکشید او را درین راه
هوش مصنوعی: پیامی از درگاه میآید که از او میپرسند چرا چنین سختیها را در این مسیر تحمل میکند.
چنین گویند میتازیم او راکه تا در دوزخ اندازیم او را
هوش مصنوعی: برخی میگویند ما او را میرانیم تا اینکه او را به دوزخ بفرستیم.
خطاب آید دگر امّا معمّاکه هستیم ای عجب با او بهم ما
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به ویژگیهای خاص و حیرتانگیز وجود انسان اشاره دارد. گویی با وجود تجربیات و سوالات بسیار، هنوز هم در فهم خود از وجود و هویتمان، معماهایی باقی مانده است. به نوعی، معماهای وجود خود را با دیگری، که شاید خود ما باشیم، در میان میگذاریم و در عجب از این رابطه و شناختهای ناقص هستیم.
شما را این نمیباید شنودنکه ما هر دو بهم خواهیم بودن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نباید به حرفهایی که ما درباره روابطمان میزنیم گوش فرا دهید، زیرا ما هر دو قصد داریم که همیشه با هم باشیم.
ملایک این سخن نشنیده باشندنه هرگز این کرامت دیده باشند
هوش مصنوعی: فرشتگان هرگز این سخن را نشنیدهاند و هرگز چنین کرامتی را ندیدهاند.
ازین هیبت همه خاموش گردندبلرزند آنگهی بیهوش گردند
هوش مصنوعی: به خاطر این ظاهر و جلال، همه ناگهان ساکت میشوند و لرزان شده، سپس از حال میروند.
خطاب آید جوان را کای پریشانچه میپائی هلا بگریز ازیشان
هوش مصنوعی: ای جوان، چرا در این نگرانی و آشفتگی به سر میبری؟ ای کاش از این مشکلات و سختیها فرار کنی و به دنبال راهی برای آرامش باشی.
جوان گوید خدایا در چنین جایکه نه سر دارد این وادی ونه پای
هوش مصنوعی: جوانی در اینجا از خدا میخواهد که در این مکان، که نه سر دارد و نه پای، او را یاری کند. او احساس میکند که در وضعیتی نامشخص و گیجکننده قرار دارد، جایی که نمیتواند مسیر خود را بیابد و به کمک کسی نیاز دارد.
کجا یارم شدن از رستخیزیکه نیست این جایگه راه گریزی
هوش مصنوعی: به کجا می توانم بروم در روز قیامت، جایی که هیچ راه فراری وجود ندارد؟
خطاب آید که ای در عین مستیبیا در ما گریز از جمله رستی
هوش مصنوعی: به شخصی گفته میشود که در حالی که در حال لذت و شادی است، بیا و از جمع ما جدا نشو و در کنار ما بمان.
جوان گوید مرا این یارگی نیستکه نقد من به جز بیچارگی نیست
هوش مصنوعی: جوان میگوید که این یاری که به من کمک کند وجود ندارد و در حال حاضر هیچ چیزی جز درد و رنج برای من باقی نمانده است.
مگر تو فضل خود در کار آریمرا در پردهٔ اسرار آری
هوش مصنوعی: آیا تو لطف و کرم خود را به من نخواهی رساند و مرا به دنیای پنهان و اسرار خود راه نمیدهی؟
خداوندش بپوشد از کرامتکند پنهانش از خلق قیامت
هوش مصنوعی: خداوند به او لطف میکند و او را از چشم مردم پنهان میسازد، به طوری که جایگاهش در روز قیامت مخفی بماند.
بدولت جای اسرارش رساندبخلوتگاه دیدارش رساند
هوش مصنوعی: با کمک نعمت و رحمت الهی، به رازهای او پی بردم و به مکان خلوتی که میتوانم او را ملاقات کنم، رسیدم.
ملایک چون بهوش آیند آنگاهنه بینند آن جوان را بر سر راه
هوش مصنوعی: وقتی فرشتگان به هوش میآیند، دیگر جوان را در مسیر نمیبینند.
بجویندش بسی امّا نیابندبهر سوئی بمردی میشتابند
هوش مصنوعی: آنها به دنبال او میگردند، اما موفق به پیدا کردنش نمیشوند. در هر طرف که میروند، به خاطر وجود مردی به تندروی میپردازند.
بحق گویند خصم ما کجا شدمگر در عالم باقی فنا شد
هوش مصنوعی: به راستی که میگویند دشمن ما کجا رفته است، جز اینکه در جهان باقی نابود شده است.
بهشت و دوزخ این ساعت بجُستیمنمیبینم و از وی دست شستیم
هوش مصنوعی: در این لحظه، نه بهشت را میبینیم و نه دوزخ را؛ به نظر میرسد که از هر دو فاصله گرفتهایم.
تو میدانی الهی کو کجا شداگر با ما نگوئی جان ما شد
هوش مصنوعی: تو میدانی ای اللّه، حال آن الهی کجاست، اگر با ما سخن نگویی، جان ما به حالت افسردگی میرسد.
خطاب آید که این از حکمت ماستکه در پرده سرای عصمت ماست
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که این موضوع ناشی از راهنمایی و دانایی ماست که در فضایی محفوظ و مقدس قرار دارد.
چو او را هست پیش ما قراریشما را نیست با او هیچ کاری
هوش مصنوعی: هر زمان که او در کنار ما قرار دارد، شما هیچگونه رابطهای با او ندارید.
کنون او داند و ما جاودانهشما را رفت باید از میانه
هوش مصنوعی: حالا او میداند و ما باید از بین شما تا ابد دور شویم.
عنایت چون ز پیشان یار باشدکجا اندر میان اغیار باشد
هوش مصنوعی: اگر لطف و محبت دوست در پیشانی او باشد، هیچ جای دیگری میان جمع دیگران نمیتواند باشد.
ولی اوّل نبی را در هدایتنماید آفتابی در عنایت
هوش مصنوعی: ولی در آغاز، پیامبر را در راه هدایت مانند آفتابی میسازد که به او لطف و رحمت میکند.
عنایت گر ترا با خاص گیردهمه نقصان تو اخلاص گیرد
هوش مصنوعی: اگر لطف و توجه الهی شامل حال تو شود، همه عیوب و کوتاهیهای تو به واسطه اخلاص و صداقت از بین میرود.
کند دیدار خویشت آشکارهکه تا کارت نباشد جز نظاره
هوش مصنوعی: در دیدار خودت آشکار میشود که تا کار و فعالیتی نداشته باشی، فقط نظارهگر خواهی بود.