تناجی
عطار نیشابوری

(۱۰) حکایت آن مجنون که تب داشت

یکی پرسید ازان مجنون که تب داشتکه تب می‌گیردت مجنون عجب داشت
جوابش داد آن شوریده مجنونکه گر میرم کراگیرد تب اکنون