(۹) گفتار آن مجنون در نمازی که یک نان نیرزد
هوش مصنوعی: در این شعر، مجنون به ملامت دیگران درباره نماز خود پاسخ میدهد. او میگوید که اگر این نماز واقعی و حقیقی بود، باید در زندگی او تأثیر بیشتری میگذاشت و نیازی به یادآوری آن نبود. در واقع، مجنون به نقد نمازی میپردازد که تنها در ظاهر وجود دارد و از نظر او فاقد ارزش واقعی است، چرا که تاثیر آن در زندگیاش و در قیامت درخور توجه نیست. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که اگر نماز تنها یک عمل ظاهری باشد، ارزشی ندارد و به همان اندازه نان بیارزش است.
یکی مجنون که رفتی در ملامتبدو گفتند فردای قیامت
هوش مصنوعی: مجنونی که در حال سرزنش بوده، به او گفتند که روز قیامت چه اتفاقی خواهد افتاد.
کسی باشد که ده ساله نماز اومنادی میکند شیب و فراز او
هوش مصنوعی: کسی هست که مدت ده سال، نماز او به دعوت میخواند و فراز و نشیبهای او را آشکار میکند.
بیک گرده ازو نخرد کسی آنبگوید بر سر مجمع بسی آن
هوش مصنوعی: کسی از گردی و صفایش چیزی نمیخرد، اما اگر دوستی از او بگوید، همه در جمع گرد میآیند و دربارهاش صحبت میکنند.
جوابش داد مجنون کان نیرزدنمازش آن همه یک نان نیرزد
هوش مصنوعی: مجنون به او گفت که نمازش به ارزش یک لقمه نان نمیارزد.
که گر بخریدی آن را خلق وادینبودی حاجت چندان منادی
هوش مصنوعی: اگر آن را که در دل میپرورانی، مردم خریداری میکردند، دیگر نیازی به دعا و ندا نبود.
اگر صد کار باشد در مجازتنیاید یاد ازان جز در نمازت
هوش مصنوعی: اگر در زندگی مشغول کارهای زیادی باشی، تنها در نماز است که میتوانی به یاد خدا بیفتی و از او یاد کنی.
نمازت چون چنین باشد مجازیبوَد اندر حقیقت نانمازی
هوش مصنوعی: اگر نماز تو به این شکل باشد، در واقع نمازی نیست و فقط در ظاهر انجام میشود.