(۱۱) حکایت درخت بریده
هوش مصنوعی: در این شعر، مردی درختی سبز را قطع میکند و در این حین، شخصی به او میگوید که این درخت ممکن است از آسیب و قطع شدنش آگاه نباشد و هنوز در حال زندگی است. او اشاره میکند که ممکن است این درخت بعد از مدتی به آگاهی برسد. سپس با مثالی از آدم و دانه، میگوید که آدم به خاطر خوردن دانه از بهشت رانده شد و اگر آدم از دانهای که به او داده شده بود، استفاده نمیکرد، چنین اتفاقی نمیافتاد. در نهایت، به این نکته تأکید میشود که اگر انسان به حیوانات آسیب برساند، آنها از او فرار میکنند و این ناشی از ارتباطی است که بین او و موجودات دیگر وجود دارد.
درختی سبز را ببرید مردیبرو بگذشت ناگه اهل دردی
هوش مصنوعی: مردی از کنار درختی سبز عبور کرد و آن را برید، ناگهان فردی که در رنج و درد بود، او را دید.
چنین گفت او که این شاخ برومندکه ببریدند ازو این لحظه پیوند
هوش مصنوعی: او گفت: این شاخهی بزرگ و سرسبز که هماکنون از آن جدا شده، پیوندش را با درخت قطع کردند.
ازان ترّست و تازه بر سر راهکه این دم زین بریدن نیست آگاه
هوش مصنوعی: از چیزی که تازه بر سر راه قرار دارد بترس، زیرا در این لحظه از بریدن زین آگاه نیست.
هنوزش نیست آگاهی ز آزارشود یک هفتهٔ دیگر خبردار
هوش مصنوعی: اوتی به این معناست که هنوز از درد و رنج خود آگاهی ندارد و باید یک هفته دیگر بگذرد تا متوجه این موضوع شود.
ز حال خود خبر نه این زمانتولی چون بر لب آید مرغ جانت
هوش مصنوعی: حالت را در این زمان نمیدانی، اما وقتی که مرگ نزدیک شود و روح تو آماده پرواز باشد، به آنچه بر تو گذشته پی میبری.
بدام از دانه بینی مرغ جان راکه این دانه دهد مرغی چنان را
هوش مصنوعی: اگر مرغ جان را در دامی ببینی که دانهای در آن است، بدان که این دانه میتواند جان تو را به دردسر بیندازد و تو را به خود مشغول کند.
چو آدم مرغ جان را داد دانهبیفتاد از بهشت جاودانه
هوش مصنوعی: زمانی که آدم به مرغ جان خود غذا داد، از بهشت ابدی سقوط کرد.
ولی آدم اگر گندم نخوردیهمی مردم به جز مردم نخوردی
هوش مصنوعی: اگر تو گندم نخوری، یعنی از روزی و نعمتها بهرهمند نشوی، در واقع مانند مردم عادی زندگی نکردهای و نمیتوانی خود را جزو انسانها به حساب آوری.
ز تو گر مرغ و حیوان میگریزندچو زیشان میخوری زان میگریزند
هوش مصنوعی: اگر پرندهها و حیوانات از تو فرار میکنند، به خاطر این است که تو آنها را میخوری و از این مسئله میترسند.