(۱۵) سؤال آن مرد از مجنون در باب لیلی
هوش مصنوعی: در این متن، صحبت از مجنون و عشق او به لیلی است. مجنون در حالت غم و اندوه از عشق لیلی به سوالکننده پاسخ میدهد و میگوید که حتی اشاره به نام لیلی هم برای او کافی است. او تأکید میکند که هر چه درباره لیلی گفته شود، در واقع خداوند و وجود خودش را میبیند و متوجه میشود که اگر از چیز دیگری غیر از لیلی یاد کند، به جنون نزدیک میشود. در نهایت، مجنون به یادآوری خود و وجودش در رابطه با عشقش به لیلی اشاره میکند، به این معنا که عشق او بخشی از هویت اوست.
یکی پرسید ازان مجنونِ غمگینکه از لیلی چه میگوئی تو مسکین
هوش مصنوعی: یکی از مردی که غمگین و دلشکسته بود پرسید که تو دربارهٔ لیلی چه میگویی؟ ای بیچاره!
بخاک افتاد مجنون سر نگون ساربدو گفتا بگو لیلی دگر بار
هوش مصنوعی: مجنون به زمین افتاده و سرش را پایین کرده است. به او میگویند که دوباره نام لیلی را بگو.
تو از من چند معنی جوی باشیترا این بس که لیلی گوی باشی
هوش مصنوعی: تو چه اندازه به دنبال معانی و تفاسیر از من هستی، اما برایت کافی است که خودت مانند لیلی باشی.
بسی گر دُرِّ معنی سفته آیدچنان نبوَد که لیلی گفته آید
هوش مصنوعی: هرچند که معانی عمیق و ارزشمند زیادی وجود دارد، اما هیچکدام به زیبایی و اصالت کلامی که لیلی به زبان میآورد، نیست.
چو نام و نعت لیلی بازگفتیجهانی در جهانی راز گفتی
هوش مصنوعی: وقتی نام و خصوصیات لیلی را گفتی، مانند این بود که رازی را در جهانی دیگر فاش کردی.
چو دایم نام لیلی میتوان گفتز غیری کفرم آید یک زمان گفت
هوش مصنوعی: اگر همیشه نام لیلی را ببرم، از یاد دیگران دچار کفر میشوم و به یک لحظه میرسد که نمیتوانم نام غیر او را بر زبان بیاورم.
کسی کو نام لیلی کردی آغازبر مجنون همی عاقل شدی باز
هوش مصنوعی: اگر کسی نام لیلی را بر زبان بیاورد، بیتردید مجنون نیز به صف عاقلان میپیوندد.
وگر جز نام لیلی یاد کردیشدی دیوانه و فریاد کردی
هوش مصنوعی: اگر غیر از نام لیلی را به یاد آوری، دیوانه میشوی و فریاد میزنی.
اگر گم بودن خود یاد داریروا باشد که از وی یاد آری
هوش مصنوعی: اگر به یادگرفتن گمبودن خود آگاه هستی، میتوانی از آن یاد کنی.
ولی تا از خودی سدّیت پیشستاگر یادش کنی آن یاد خویشست
هوش مصنوعی: اما اگر تو از خودت بگذری و به یاد او بیفتی، در واقع آن یاد هم مربوط به خود توست.