(۱۲) حکایت شبلی رحمة الله علیه
هوش مصنوعی: در این متن، شخصی به نام شبلی به خاطر شورش و شورشگریاش به قید و بند افتاده است. گروهی از دوستانش به او نزدیک میشوند و خود را تنها دوستان او میخوانند و میگویند که جز دوستی او نمیشناسند. شبلی، پس از شنیدن این حرفها، به طعنهای به آنها میگوید که اگر واقعاً دوست او هستند، نباید از زخمهای او بترسند. او میگوید که زخمهای دوست به خاطر محبت است و باید آنها را بپذیرند. شبلی سپس به مقایسه ابلیس و زخمهای او میپردازد و میگوید که حتی ابلیس هم در حضور خداوند است و میتوان از او درس آموخت. در نهایت، شبلی از دوستانش میخواهد که از تظاهر دوری کنند و به حقیقت ایمان بیاورند.
چو شبلی را زیادت گشت شورشفرو بستند در قیدی بهزورش
هوش مصنوعی: زمانی که شورش شبلی افزایش یافت، او را از شدت خشم در قید و بند قرار دادند.
گروهی پیش او رفتند ناگاهبه نظاره باستادند در راه
هوش مصنوعی: گروهی به سمت او رفتند و ناگهان در میانه مسیر ایستادند تا او را تماشا کنند.
بهایشان گفت شبلی سخنسازکه چه قومید؟ بر گویید هین راز
هوش مصنوعی: شبلی به کسی که سخنی ساخته بود گفت: شما از چه کسانی هستید؟ پس بیایید و رازی را بگویید.
همه گفتند خیل دوستانیمکه ره جز دوستی تو ندانیم
هوش مصنوعی: همه بر این نکته تأکید کردند که ما دوستانی یکدل هستیم و جز راه دوستی با تو، راه دیگری نمیشناسیم.
چو بشنید این سخن شبلی ز یارانبر ایشان کرد حالی سنگباران
هوش مصنوعی: شبلی وقتی این حرف را از یارانش شنید، به شدت ناراحت شد و به آنها برخوردی تند نشان داد.
همه یاران او چون سنگ دیدندز بیم سنگ از پیشش رمیدند
هوش مصنوعی: همه دوستان او وقتی سنگ را دیدند، از ترس سنگ از مقابل او فرار کردند.
زبان بگشاد شبلی گفت آنگاهکه ای جمله بههم کذّاب و گمراه
هوش مصنوعی: شبلی با بیان خود گفت که همه شما، در واقع، دروغگو و گمراه هستید.
چو لاف از دوستیتان بود با مننبودید ای خسیسان پاکدامن
هوش مصنوعی: وقتی میگویید که دوستم دارید، اما در واقع در کنارم نیستید، شما کسانی هستید که خود را پاکدامن میدانید اما در کارتان صداقت ندارید.
که بگریزد ز زخم دوست آخر؟که زخم او نه، رحم اوست آخر
هوش مصنوعی: آیا میتوان از زخمهای دوستی فرار کرد؟ در حالی که آن زخم در حقیقت نشانهای از محبت و رحمت اوست.
چو زخم دوست دید ابلیس نگریختولی از زخم او صد مرهم آمیخت
هوش مصنوعی: وقتی ابلیس زخم دوست را دید، سرش را برگرداند، اما از زخم او صد دارو و درمان ترکیب کرد.
بهجان بپذیر هر زخمی که او زدکه گر او زخم بر جان زد نکو زد
هوش مصنوعی: با جان و دل هر زخم و آسیبی که از او میبینی بپذیر، زیرا اگر او زخم میزند، زخمهایش نیکو و درستی است.
اگر یک ذرّه عشق آمد پدیداربهصد جان زخم را گردی خریدار
هوش مصنوعی: اگر حتی مختصری از عشق ظاهر شود، میتواند بهراحتی صدها جان زخمخورده را به خود جذب کند.
تو پنداری که زخمش رایگان استهزاران ساله طاعت نرخ آن است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که فکر میکنی این زخم بیهزینه است، اما باید بدانی که سالها عبادت و اطاعت، بهای آن است.
هزاران ساله گرچه طاعتش بودبهای لعنت یک ساعتش بود
هوش مصنوعی: علیرغم اینکه انسانها هزاران سال در خدمت خداوند بودهاند و به او احترام گذاشتهاند، تنها یک ساعت نافرمانی و گناه میتواند به عذاب و لعنتی بزرگ منجر شود.
قوی شایسته باشی در خداییاگر گویند تو ما را نشایی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در مقام خدایی شایسته باشی، باید قوی و توانا باشی؛ زیرا اگر کسی از تو شکایت کند و بگوید که نتوانستی به وظایف خود عمل کنی، در واقع به تو انتقاد میکند.
عزیزا قصّهٔ ابلیس بشنوزمانی ترک کن، تلبیس بشنو
هوش مصنوعی: ای عزیز، داستان ابلیس را بشنو و زمانی را ترک کن که تظاهر و فریب را درک کنی.
گر این مردی ترا بودی زمانیز تو زنده شدی هر دم جهانی
هوش مصنوعی: اگر این مرد (محبت یا عشق) برای تو باشد، مدام زنده و جوان خواهی بود و هر لحظه جهانی نو را تجربه خواهی کرد.
اگرچه رانده و ملعونِ راهستهمیشه در حضور پادشاهست
هوش مصنوعی: هرچند که او همیشه طرد شده و نفرین شده راه است، اما در حضور پادشاه قرار دارد.
چه لعنت میکنی او را شب و روزازو باری مسلمانی درآموز
هوش مصنوعی: چرا شب و روز به او بد و بیراه میگویی و از او یاد نمیگیری که چگونه مسلمان واقعی باشی؟