(۳) حکایت در حال ارواح پیش از آفریدن اجسام
هوش مصنوعی: این متن دربارهی ارواح و رابطهی آنها با جهان و خداوند صحبت میکند. ابتدا ذکر میشود که ارواح پیش از به وجود آمدن جسمها وجود داشتهاند و در مدت زمانی طولانی، ارواح جمع شده و در یک صف قرار گرفتهاند. سپس دنیا برای آنها نمایان میشود و آنها به سوی آن میشتابند و بهشت و دوزخ نیز برای آنها رخ مینماید.
در ادامه، صدایی از آسمان به ارواح خطاب میکند و از آنها میپرسد که در آنجا چه میخواهند. آنها از تصمیم خود ابراز ندامت نمیکنند و اعلام میکنند که خواهان بلای خداوند هستند زیرا او را حق الیقین میدانند. این ارواح با شوق و شادی، آمادهاند تا رنجها و بلایای پروردگار را بپذیرند و از عمر جاودان بهرهمند شوند.
در نهایت، متن به این نکته اشاره میکند که هر روح خود به نوعی صاحب اسراری است و درک عمیقتری از وجود و رابطهاش با خداوند دارد، و هدف از وجود هر روح فقط نزدیک شدن به معارف الهی است.
چنین گفتند کان مدت که ارواحدرو بود آفریده پیش از اشباح
هوش مصنوعی: گفته شده که در زمانی که روحها در این دنیا بودند، موجودات دیگر پیش از انسانها خلق شده بودند.
شمار مدتش سالی سه چارستکه هر یک زان جهان او هزارست
هوش مصنوعی: مدت زمانی که او در زندگی میگذرانید، سالی سه یا چهار مرتبه است و هر یک از آن سالها معادل هزار سال در دنیای دیگر است.
چنین نقلست کان جانهای عالیدران مدت که بود از جسم خالی
هوش مصنوعی: در این زمان، ارواح بلندمرتبه و والا از جسم جدا بودند و به دنیای دیگر منتقل شده بودند.
بجمع آن جمله را پیوسته کردندبیک صفشان بهم در بسته کردند
هوش مصنوعی: آنها همه را جمع کردند و به گونهای مرتب کردند که در یک صف منظم و بسته قرار بگیرند.
پس آنگه از پس جانها بیکباربرأی العین دنیا شد پدیدار
هوش مصنوعی: سپس ناگهان پس از جانها، دنیا به وضوح نمایان شد.
چو آن جانها همه دنیا بدیدندبجان و دل سوی دنیا دویدند
هوش مصنوعی: وقتی آن روحها همه زیباییها و لذتهای دنیا را دیدند، با تمام وجود و عاشقانه به سوی دنیا شتافتند.
وزان قسمی که ماند آنجایگه بازبهشت افتاد شان بر راست آنجا
هوش مصنوعی: در نتیجه آن قسمتی که در آنجا باقی مانده، بهشت دوباره در راستای آنجا قرار گرفت.
چو این قسم ای عجب جنت بدیدندبده جان از بر دوزخ رمیدند
هوش مصنوعی: وقتی چنین جنتی را دیدند، شگفتزده شدند و جانشان را از ترس دوزخ فرار کردند.
بماندند اندکی ارواح بر جایکه ایشان را نماند از هیچ سو رای
هوش مصنوعی: اندکی از ارواح در مکانی باقی ماندند، زیرا هیچ راه و چارهای برای آنها از هیچ طرف وجود نداشت.
نه دنیا را نه جنت را گزیدندنه از دوزخ سر موئی رمیدند
هوش مصنوعی: آنها نه به دنیا تمایل داشتند و نه به بهشت، و حتی از جهنم هم به اندازه یک سر مو فرار نکردند.
خطاب آمد که ای جانهای مجنونشما اینجا چه میخواهید اکنون
هوش مصنوعی: به شما ای جانهای دیوانه، چه دلیل و هدفی دارید که در اینجا هستید و اکنون چه میجویید؟
هم آزادید از دنیا و جنتهم از دوزخ شما را نیست محنت
هوش مصنوعی: شما از قید و بندهای دنیوی آزاد هستید و همچنین از نعمتهای بهشت و عذابهای جهنم بیخبر و خالی از رنج هستید.
چه میباید شما را در ره ماکه لازم شد شما را درگه ما
هوش مصنوعی: شما چه نیازی دارید در مسیر ما، زمانی که ما نیازمند شما در درگاه خود هستیم؟
خروشی زان همه جانها برآمدتو گفتی عمر بر جانها سرآمد
هوش مصنوعی: از دل همهی جانها ندایی بلند برخاست، گویی که عمر همهی انسانها به پایان رسیده است.
که ای دارای عرش و فرش و کرسیچو تو داناتری از ما چه پرسی
هوش مصنوعی: ای کسی که مالک عرش و زمین و تخت قدرتی، چه نیازی به پرسیدن از ما داری وقتی تو خود از همه ما باخبرتر هستی؟
ترا خواهیم ما دیگر همه هیچتوئی حق الیقین دیگر همه هیچ
هوش مصنوعی: ما دیگر هیچ چیز نخواهیم، فقط تو را میخواهیم. تو واقعیتی حتمی هستی و غیر از تو هیچ چیز برایمان اهمیت ندارد.
خطاب آمد که گر خواهان مائیدهمه خواهان انواع بلائید
هوش مصنوعی: پیام این است که اگر به دنبال مهر و محبت و نعمتهای زندگی هستید، باید آماده باشید که با چالشها و مشکلات نیز مواجه شوید.
همی چندان که موی جانور هستدگر دیگ بیابان سر بسر هست
هوش مصنوعی: هر چقدر که موی جانوران در دنیا وجود دارد، به همان اندازه هم در بیابان مشکلات و سختیها وجود دارد.
دگر چندان که دارد قطره باراندگر چندان که برگ شاخساران
هوش مصنوعی: به اندازهای که قطرههای باران وجود دارد، به همان اندازه هم برگهای درختان و شاخهها هست.
فزون زان بیش هر رنج و بلا منفرو ریزم بزاری بر شما من
هوش مصنوعی: فراتر از هر درد و مصیبت، من تمام مشکلات را برای شما کنار میگذارم.
خسک سازم هزاران آتشین بیشنهمتان هر زمان بر سینهٔ ریش
هوش مصنوعی: من با کمال میل میتوانم برای شما هزاران آتش سوزان بر سینهٔ کسانی که به من آسیب رساندند، ایجاد کنم.
چو آن جانها خطاب حق شنیدندازان شادی خروشی برکشیدند
هوش مصنوعی: وقتی آن روحها ندای حق را شنیدند، از شادی شور و حالی به پا کردند.
که جان ما فدای آن بلا بادبما تو هرچه خواهی آن بماباد
هوش مصنوعی: جان ما فدای آن عذابی باشد که برای ما مقدر شده است؛ تو هر چه میخواهی برای ما باشد.
بلای تو بجان ما باز گیریمز عمر جاودان آغاز گیریم
هوش مصنوعی: ما مصیبت و آلام تو را با کمال جان در آغوش میگیریم و آغاز زندگی ابدی را با آن شروع میکنیم.
چو با هر جانش سری در میانستگمان سر هر جانی چنانست
هوش مصنوعی: هر فردی که وجود دارد، در دلش پنداشت و خیالی دارد. در واقع هر انسانی همانطور که در جانش زندگی میکند، به نوعی درک و تفکر خاصی درباره خود و دیگران دارد.
که صاحب سر این درگه جز او نیستز سر معرفت آگه جز او نیست
هوش مصنوعی: صاحب این مکان هیچکس جز او نیست و تنها اوست که از واقعیت و معرفت آگاهی دارد.
چنان کارواح میدانند نیکوستولی یک روح را دارد ازان دوست
هوش مصنوعی: درست است که آنچه انجام میدهند خوب و پسندیده است، اما در پس همه این کارها، یک روح و انگیزه از محبت و دوستی وجود دارد.
دگرها پردهٔ آن روح باشندبرای آن همه مجروح باشند
هوش مصنوعی: آنان که دیگران را میپوشانند، خود دلی پر از درد و زخم دارند.
چو موئی راه بر در میکشیدندوگر هجده هزاران میبریدند
هوش مصنوعی: چون موهای در ورودی را به آرامی شانه میزدند، اگرچه ممکن بود هجده هزار نفر را هم از سر راه بردارند.
همه ارواح اگر چه یک صفت بودولی مقصود اهل معرفت بود
هوش مصنوعی: با اینکه همه ارواح از یک ویژگی برخوردارند، اما هدف و منظور کسانی که به دنبال دانش و معرفت هستند، متفاوت است.