(۵) حکایت دیوانه که رازی با حق گفت
هوش مصنوعی: این متن به بیان سخنان دیوانهای میپردازد که در بند و محدودیتهای دنیایی گرفتار است و رازهایی با خداوند دارد. او به فردی گوشزد میکند که در حقیقت او نیز زمانی همراه و همخانهاش بوده است. دیوانه به او میگوید که به دلیل ناتوانی در تحمل بار سنگین دنیایی و محدودیتهای خانگی، باید از این مکان تنگ بیرون برود و سفر عشق را آغاز کند. او بر این باور است که عشق بار سنگینی را بر دوش انسان نمیگذارد و در نهایت به قرب الهی منجر میشود. او به این نکته اشاره میکند که در این مسیر، اگر فرد درگاه الهی را درک کند، به مقبولان قرب خداوند خواهد پیوست.
یکی دیوانهٔ کو بود در بندبلب میگفت رازی با خداوند
هوش مصنوعی: یک دیوانهای وجود داشت که در زندان به سر میبرد و با زبان بیزبان رازی را با خداوند در میان میگذاشت.
یکی بر لب نهادش گوش حالیکه تا واقف شود زان سرِّ عالی
هوش مصنوعی: کسی چیزی را بر لب او گذاشت و به او گوشزد کرد تا درکی از آن راز بزرگ پیدا کند.
بحق میگفت: این دیوانهٔ توکه بود او مدّتی هم خانهٔ تو
هوش مصنوعی: به راستی درست میگفت: این فرد دیوانهٔ تو که بود، مدتی در کنار تو زندگی کرد.
چو در خانه نگنجیدی تو با اوکه در خانه تو میبایست یا او
هوش مصنوعی: اگر در خانه نتوانستی با کسی که باید در آنجا باشد، زندگی کنی، پس بهتر است که او را ترک کنی.
بحکم تو کنون زین خانه رفتمچو توهستی من دیوانه رفتم
هوش مصنوعی: با توجه به حکم و دستور تو، من اکنون از این خانه خارج شدم، زیرا تو هستی و من به خاطر تو دیوانهوار رفتم.
درین مذهب که جز این هیچ ره نیستبترکه ما و من شرک و گنه نیست
هوش مصنوعی: در این دین و مذهب هیچ راهی جز این وجود ندارد که خود را از تعلقات منیت و گناه دور کنیم.
برون آ ای پسر زین خانهٔ تنگکه بار تو گرانست و خرت لنگ
هوش مصنوعی: خارج شو ای پسر از این خانهٔ کوچک، زیرا بار سنگین تو و قیمتتو ناتوانی تو را سنگین کرده است.
ازینجا رخت سوی لامکان کشبُراق عشق را در زیرِ ران کش
هوش مصنوعی: از اینجا به سمت جاهایی برو که هیچ مکان و محدودیتی در آن نیست، و عشق را مانند براق (پیکری سریع و شگفتانگیز) زیر ران خود بکش.
که بار عشق را جان بارگیرستولی میدان خلدش ناگزیرست
هوش مصنوعی: عشق به اندازهای سنگین و دشوار است که تنها روح میتواند آن را تحمل کند، اما برای ورود به بهشت و رسیدن به مقام والای آن، نمیتوان از سختیها و مشکلات آن فرار کرد.
ملازم باش این در راه که ناگاهبقرب خویشتن خاصت کند شاه
هوش مصنوعی: همواره در این مسیر قدم بزن که ناگهان ممکن است که شاهی تو را به سمت خود بخواند.
حضور تست اصل تو و گر هیچحضور تو همی باید دگر هیچ
هوش مصنوعی: حضور تو مهمترین مسئله است و اگر هیچ چیز دیگری نباشد، باز هم وجود تو کافیست.
اگر تو حاضر درگاه گردیز مقبولان قرب شاه گردی
هوش مصنوعی: اگر در درگاه خداوند حاضر باشی و به بندگی او بپردازی، به جمع مقربان و محبوبان نزد او خواهی پیوست.