(۱۰) حکایت بایزید با آن مرد سائل که او را در خواب دید
هوش مصنوعی: یک شب مردی در خواب بیدار شد و بایزید را دید که میگوید: «ای شیخ، با خدا چه گفتی؟» مرد پاسخ داد که گناهانش را آورده و هیچ شرکی نیاورده است. او از نوشیدن شربت شیر شکایت کرد که باعث دردش شده است. خدا به او گفت که با این حرفش در حقیقت شرکی را از خود نشان داده است، زیرا بوی شرک از او به مشام میرسد. بایزید به او یادآوری کرد که تا وقتی از وابستگی به امور مادی و دنیوی رهایی نیابد، به حقیقت توحید نرسیده است و باید از خوراکهای دنیوی فاصله گیرد تا به کمال برسد.
بهطور کلی، این داستان به اهمیت رهایی از تعلقات دنیوی و شناسایی ذات حقیقی پرداخته است.
شبی در خواب دید آن مرد بیدارکه ناگه بایزید آمد پدیدار
هوش مصنوعی: مردی در خوابش بیدار بود و ناگهان بایزید به او نمایان شد.
بدو گفتا که ای شیخ زمانهچه گفتی با خداوند یگانه
هوش مصنوعی: به او گفتند: ای شیخ، در این زمان چه سخنی با خداوند یگانه گفتی؟
چنین گفت او که امر آمد ز درگاهکه ای سالک چه آوردیم از راه
هوش مصنوعی: او چنین گفت که از سمت خداوند فرمانی آمده است: ای سالک، چه چیزی از سفرت به ارمغان آوردهای؟
بحق گفتم که آوردم گناهتولی شرکت نیاوردم ز راهت
هوش مصنوعی: من حقیقت را گفتم که گناه تو را به دوش میکشم، اما نمیخواهم در این راه کسی را با خود همراه کنم.
بدنیا خورده بودم شربتی شیرشبم درد شکم آمد گلوگیر
هوش مصنوعی: من در دنیای روزمره نوشیدنی شیرینی را نوشیدم، اما بعد از آن دچار درد شکم شدم که به اندازهای شدید بود که به گلویم فشار میآورد.
چو آن شب درد را آهنگ جان خاستبدل گفتم چو خوردم شیر ازان خاست
هوش مصنوعی: وقتی شب درد سراغ جانم آمد، تصمیم گرفتم چیزی بگویم و وقتی شیر نوشیدم، آن افکار آرامش یافتند.
حقم گفتا که میگوئی که از راهترا شرکی نیاوردم بدرگاه
هوش مصنوعی: در اینجا کسی به حق خود اشاره میکند و میگوید که چرا ادعا میکنی که به خاطر تو به درگاه من گناهان و ناپاکیهایی نیاوردهام. این بیان نمادین به مفهوم راستی و پاکی در ارتباط با خالق اشاره دارد.
بدین زودی فراموشت شد ای پیرکه آوردی نو شرک آخر دران شیر
هوش مصنوعی: به زودی فراموش شدی ای پیر، چون در نهایت شرک جدیدی را به میانت آوردند.
چو تو از شرک درد از شیر دیدیخطی در دفتر وحدت کشیدی
هوش مصنوعی: وقتی تو با درد ناشی از شرک مواجه شدی، به روشنی در دل خود یادداشتی از وحدت و یکپارچگی نوشتید.
مکن دعوی وحدت آشکارهکه تو از شرک هستی شیرخواره
هوش مصنوعی: ادعای وحدت نکن که در حقیقت، تو هنوز در مرحله ابتدایی و ناپختهای و به تفاوتها و تضادها آشنا نیستی.
کجا بوید گل توحید جانتکه بوی شرک آید از دهانت
هوش مصنوعی: کجا میتوان بویی از توحید را از جان تو حس کرد وقتی که از دهان تو بوی شرک به مشام میرسد؟
تو وقتی در حقیقت بالغ آئیکه پاک از شیر خوردن فارغ آئی
هوش مصنوعی: تو زمانی به پختگی و بلوغ میرسی که از وابستگی به شیر و دوران کودکی عبور کرده باشی و بتوانی مستقل زندگی کنی.