(۴) حکایت پیمبر در شب معراج
هوش مصنوعی: در شب معراج، پیامبر با دریای عظیمی مواجه میشود که ملائکه دور آن ایستادهاند و گریه میکنند. پیامبر از آنها میپرسد چرا اینگونه زار و گریانند. آنها توضیح میدهند که از زمانی که خداوند، انسانها را از نور خود آفرید، به خاطر امت پیامبر اسلام، دایم گریه میکنند. آنها از انسانها میگویند که بسیاری در زندگی خود به کارهایی مشغولاند که به حقیقت نمیرسد و عمری را بدون آگاهی و ارزشگذاری بر زمان خود میگذرانند. پیامبر نگرانی خود را برای عمر انسانها ابراز میکند که به هدر میرود و از آنها میخواهد که به ارزش زندگی و دین خود بیشتر توجه کنند و عمرشان را در راه حق و حقیقت صرف کنند. این هشدار درباره سرنوشت افرادی است که از معنای زندگی غافل شدهاند و به کارهای بیهوده میپردازند.
پیمبر در شب معراج ناگاهیکی دریای اعظم دید در راه
هوش مصنوعی: در شب معراج، پیامبر به طور ناگهانی دریای وسیعی را در مسیر خود مشاهده کرد.
ملایک گردِ آن استاده خَیلیگشاده هر یکی از دیده سَیلی
هوش مصنوعی: فرشتگان دور آن استاد بسیار تماشایی هستند و هر کدام از یک چشمه زیبایی مینگرند.
پیمبر گفت ای پاکان بیکبارچرا گرئید پیوسته چنین زار
هوش مصنوعی: پیامبر فرمود: ای پاکان، چرا همیشه اینقدر مظلوم و غمگین هستید و بیوقفه اشک میریزید؟
ز غیب الغیب چون فرمان بدادندزبان در پیشِ پیغامبر گشادند
هوش مصنوعی: وقتی که از عالم پشت پرده فرمان صادر شد، زبانها در برابر پیامبر به سخن آمدند.
کز آنگه باز کین گردون خمیدستخدا از نور ما را آفریدست
هوش مصنوعی: از زمانی که این فضا و دنیا به ما ظلم کرده، خداوند ما را از نور خودش آفریده است.
وز آنگه باز میگرئیم از آنگاهبقومی ز امّتت کایشان درین راه
هوش مصنوعی: از آن زمان به بعد، ما از آن لحظه باز میگردیم به گروهی از پیروانت، که آنها در این مسیر هستند.
چنان دانند و در باری نباشندکه درکارند و در کاری نباشند
هوش مصنوعی: برخی افراد میدانند و آگاهند، اما در عمل هیچ نقشی ندارند و کاری انجام نمیدهند.
ندانند و ز پنداری که دارنددران پندار عمری میگذرانند
هوش مصنوعی: آنها نمیدانند و به توهماتی که دارند، زندگی خود را سپری میکنند.
بدین نقدی که تو داری و دانیچگونه میکنی بازارگانی
هوش مصنوعی: تو با این دانش و تجربهای که داری، میدانی چگونه باید در بازار تجارت عمل کنی.
اگر بودی غم دینت زمانینبودی هر دمت در دین زیانی
هوش مصنوعی: اگر در حفظ دین خود سستی کنی، هر لحظه ممکن است به آن آسیب برسانی.
بکن کاری که اینجا مردِ کاریکه چون آنجا رَوی در زیرِ باری
هوش مصنوعی: هر کاری که در این دنیا انجام میدهی، باید به گونهای باشد که وقتی به دنیای دیگر رفتی، تحت فشار و دشواری قرار نگیری.
دریغا سودِ بسیارت زیان شدکه راهت محو گشت و کاروان شد
هوش مصنوعی: متأسفانه، سود زیادی که میتوانستی از آن ببری، به زیان تبدیل شد. زیرا راهی که در آن گام بر میداشتی، به کلی ناپدید شد و تو در میان کاروانها گم شدی.
دریغا عمرِ خود بر باد دادینه نیکو عمرِ خود را داد دادی
هوش مصنوعی: ای افسوس که عمر خود را تباه کردی، نه اینکه به خوبی از عمر خود بهره نبردی و آن را به درستی مصرف نکردی.
دگر از حق چه خواهی زندگانیکه قدر این قدر هم میندانی
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که چه ارزشی دارد زندگی و از حقیقت چه میطلبی، پس از زندگی چه انتظاری داری؟
کسی کو قدرِ یک جَو عمر نشناختبگنجی عمر نتواند سرافراخت
هوش مصنوعی: کسی که ارزش یک روز از عمرش را درک نکند، نمیتواند به مقام بلند زندگی دست یابد.
مده بر باد عمرت رایگانیکه بر بادست عمر و زندگانی
هوش مصنوعی: عمر و زندگی خود را بیهوده و به هدر نده، زیرا زندگی همواره در حال گذر و نابودی است.
چنین عمری که گر خواهی زمانیکسی نفروشدت هرگز بجانی
هوش مصنوعی: زندگی به گونهای است که اگر بخواهی، هیچکس هرگز نمیتواند جانت را به چیزی بفروشد.