(۱۵) حکایت زنبور با مور
هوش مصنوعی: در این شعر، یک زنبور خوشحال و بیقرار به سمت خانهاش میرود و موری را میبیند که از شادی زنبور تعجب میکند. زنبور پاسخ میدهد که او از انتخابهایش راضی است و به خاطر این شادی نباید غمگین باشد. اما ناگهان زنبور به دکان قصاب میرود و در اثر یک اشتباه به نصف میشود. مور از زنبور نیمهبرخواسته میپرسد چرا چنین سرنوشتی پیدا کرد. زنبور در پاسخ میگوید که هر کس که بر طبق خواستههایش زندگی کند، ممکن است به چنین پایانی دچار شود. او به اهمیت احتیاط و فروتنی اشاره میکند و میگوید که نباید از حد خود خارج شد و باید به آرامی زندگی کرد. در نهایت، زنبور یادآوری میکند که در زندگی باید گزینشهای سالم و با بردباری داشت.
یکی زنبور میآمد ز خانهبغایت بیقرار و شادمانه
هوش مصنوعی: یک زنبور از خانه بیرون میآمد و به شدت بیقرار و شاداب به نظر میرسید.
مگر موری چنان دلشاد دیدشز حکم بندگی آزاد دیدش
هوش مصنوعی: آیا مورچگان را دیدی که چقدر خوشحال هستند وقتی از بندگی رهایی مییابند؟
بدو گفتا چرا شادی چنین توکه از شادی نگنجی در زمین تو
هوش مصنوعی: به او گفتند، چرا اینقدر خوشحالی که گویی جا برای خوشحالیات در این دنیا وجود ندارد؟
جوابش داد آن زنبور کای مورچرا نبوَد ز شادی در دلم شور
زنبور به مور پاسخ داد که چرا دل شاد و شاداب نباشم
که هر جائی که میباید نشینمزهر خوردی که میخواهم گزینم
زیرا که هرجا که دلم بخواهد می نشینم و از هرچیزی می خواهم انتخاب می کنم و می خورم
بکام خویش میگردم جهانیچرا اندوهگین باشم زمانی
هوش مصنوعی: من برای رسیدن به آرزوهایم تلاش میکنم و نمیخواهم در جهانی که در آن زندگی میکنم، ناراحت و غمگین باشم.
بگفت این پاسخ و چون تیرِ پرتابروان شد تا یکی دکّان قصاب
هوش مصنوعی: او این را گفت و مانند تیری که رها میشود، به سرعت به سمت دکان قصابی رفت.
مگر از گوشت آنجا شهلهٔ بوددر آن زنبور در زد نیش را زود
هوش مصنوعی: آیا از آن مکان، شیرینی و طعمی وجود دارد که زنبور در آنجا با سرعت نیش خود را وارد کند؟
همی زد از قضا قصّاب ساطورز زخم او دو نیمه گشت زنبور
هوش مصنوعی: سرنوشت به طور ناگهانی قصابی را به یاد میآورد که با ضربه ساطورش زنبوری را به دو نیم تقسیم کرده است.
بخاک افتاد حالی تا خبر داشتدرآمدمور ازو یک نیمه برداشت
هوش مصنوعی: به زمین افتاد و در حالتی از ناباوری به سر میبرد که خبر آمد و یک موجود کوچک (مور) از او یک تکه برداشت.
بزاری میکشیدش خوار در راهزبان برداشته میگفت آنگاه
هوش مصنوعی: در حین حرکت، آن شخص به تنهایی و با سردی در حال گذر بود و هنگام عبور از یک مسیر، عدهای با زبانی تند و تندخو به او بیاحترامی کرده و از او انتقاد کردند.
که هر کو آن خورد کو را بوَد راینشیند بر مراد خویش هرجای
هوش مصنوعی: هر کسی که چیزی را به دست بیاورد، به خاطر تصمیم و خواستهٔ خودش است و میتواند در هر لحظه به هدفش برسد.
همه آنچش نباید دید ناکامهمه همچون تو آن بیند سرانجام
هوش مصنوعی: همه آنچه که باید ندید، کسانی که ناکام هستند، همه مانند تو در پایان کار خود را خواهند دید.
کسی کو بر مراد خود کند زیستچو تو میرد ببین تا آخرت چیست
هوش مصنوعی: کسی که فقط به خواستهها و آرزوهای خود زندگی میکند، مانند تو زندگیاش پایان مییابد. بنابراین، به این فکر کن که در نهایت نتیجه این زندگی چه چیزی خواهد بود.
چو گام از حدِّ خود بیرون نهادیبنادانی قدم در خون نهادی
هوش مصنوعی: وقتی از مرزهای خود قدم بیرون بگذاری، نمیدانی که ممکن است پا در جایی خطرناک و مملو از دشواریها گذاشتهای.
غرور و کبر کم باید گرفتنره خُلق و کرم باید گرفتن
هوش مصنوعی: باید از احساس غرور و خودبزرگبینی دوری کرد و به مهربانی و بخشش روی آورد.
کم از یک جَو مر او را زورِ بازوستکه وزن کوه قافش در ترازوست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که به نظر میرسد ناتوان یا ضعیف است، ممکن است در حقیقت دارای قدرتی بزرگ باشد. او به ظاهر چیزی به اندازه یک جَو (یک واحد وزن کوچک) ندارد، اما در واقع به اندازه کوهی بزرگ قدرت دارد. این اشاره به این دارد که ارزش و تواناییهای واقعی انسانها گاهی فراتر از آنچه به چشم میآید، است.
کم آزاری گزین و بُردباریکزین نزدیکتر راهی نداری
هوش مصنوعی: کمترین آسیب را انتخاب کن و با بردباری پیش برو، زیرا هیچ راهی نزدیکتر از این نیست.