(۷) حکایت پادشاه و انگشتری
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از یک پادشاهی پاکدین صحبت میکند که حکومتش تحت کنترل و نظارت اوست و در جهان نظیری ندارد. حکیمان در درگاه او حضور دارند و روزی یکی از حکیمان از ناشاد بودنش سخن میگوید و از دلش به آرزویی عجیب میرسد؛ او خواهان انگشتری است که هر زمان که ناراحت است، با نگاه کردن به آن دلش شاد شود و از غم رها شود. حکیمان در مورد این موضوع فکر میکنند و در نهایت به این نتیجه میرسند که باید بر روی انگشتر عبارتی بنگارند: "این نیز بگذرد"، به این معنا که هم مشکلات و هم خوشیها گذرا هستند. شاعر به اهمیت دنیا و زندگی پس از آن اشاره میکند و توصیه میکند که برای رسیدن به دنیای بهتر، باید از دنیا فدا کرد.
جهان را پادشاهی پاکدین بودکه مُلک عالَمش زیرِ نگین بود
هوش مصنوعی: دنیا دارای سلطانی دیندار و راستکردار بود که قلمرو و سلطنت او تحت کنترل و فرمان او بود.
نبودش در همه عالم نظیریکه بودش از همه عالم گزیری
هوش مصنوعی: او در تمام جهان نظیر ندارد و از همه چیز و هر چیزی رهایی یافته است.
سواد ملکش از مَه تا به ماهیز شرقش تا به غربش پادشاهی
هوش مصنوعی: سلطنت او از افق شرقی تا غربی گسترده است و از جمال او همچون نور ماه درخشش دارد.
حکیمانی که پیش شاه بودندکه اِجریخوارهٔ درگاه بودند
هوش مصنوعی: عالمان و فرزانههایی که در دربار پادشاه حضور داشتند و به نوعی به ارباب خود وابسته بودند.
چنین گفت ای عجب روزی به ایشانکه حالی میرود بر من پریشان
هوش مصنوعی: این روزها به آنها گفتم که چه عجیب است حالتی که بر من حاکم است و دلم پر از نگرانی شده است.
دلم را آرزوئی بس عجب خاستنمیدانم که این از چه سبب خاست
هوش مصنوعی: دل من خواستهای عجیب و غریب پیدا کرده که خودم نمیدانم از کجا و به چه دلیلی به وجود آمده است.
مرا سازید یک انگشتری پاککه هر وقتی که باشم نیک غمناک
هوش مصنوعی: از من بخواهید تا یک انگشتری بسازند که خیلی خالص و پاک باشد، به طوری که هر زمان که من در حال غم و اندوه باشم، بتوانم آن را ببینم.
چو در وی بنگرم، دلشاد گردمز دست تُرکِ غم آزاد گردم
هوش مصنوعی: وقتی به او نگاه میکنم، قلبم شاد میشود و از غم و اندوه رهایی مییابم.
وگر دلشاد گردم نیز از بختچو در وی بنگرم، غمگین شوم سخت
هوش مصنوعی: اگر دل خوشی پیدا کنم، وقتی که نگاهی به سرنوشت خود میاندازم، به شدت ناراحت میشوم.
حکیمان زو امان جُستند یکچندنشستند آن بزرگان خردمند
هوش مصنوعی: حکیمان برای مدتی از آن موضوع یا خطر در امان بودند و در کنار هم نشسته و به گفتگو پرداختند.
بسی اندیشه و فکرت بکردندبسی خونابهٔ حسرت بخَوردند
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در مورد مسائل مختلف به تفکر و اندیشه پرداختهاند و به خاطر حسرت و آرزوهای برآوردهنشده، غم و اندوه زیادی را در دل تحمل کردهاند.
به آخر اتّفاقی جزم کردندبه یک ره بر نگینی عزم کردند
هوش مصنوعی: در نهایت، تصمیم قطعی گرفتند که به یک مسیر مشخص بروند و برای دستیابی به هدفی مهم، برنامهریزی کردند.
که بنگارند بر وی این رقم زود:که «آخر بگذرد این نیز هم زود»
هوش مصنوعی: باید بر او بنویسند که: این هم به زودی پایان مییابد.
چو ملک این جهان ملکی روندهستبه ملک آن جهان شد هر که زندهست
هوش مصنوعی: این جهان مانند یک ملک است که در حال حرکت و تغییر است. هر کسی که زنده است در واقع به جهانی دیگر منتقل میشود.
اگر آن ملک خواهی این فدا کنبه ابراهیمِ ادهم اقتدا کن
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به مقام بالا و ملکوتی دست پیدا کنی، باید خودخواهی و چیزهای مادی را رها کنی و از حضرت ابراهیم ادهم پیروی کنی.