(۲) حکایت هارون با بهلول
هوش مصنوعی: در این شعر، داستانی از هارون الرشید و بهلول مجنون روایت میشود. هارون به بهلول میرسد و از او به خاطر سخنانش خشمگین میشود. بهلول او را نصیحت میکند و به او یادآوری میکند که مقام و ثروتش موقتی است. او به هارون میگوید در جایی که دراز نمیکشد و مرگ در کمین است، باید به نیکی و عدالت اندیشد و از ظلم پرهیز کند. بهلول همچنین از اهمیت نداشتن نسب در دین سخن میگوید و یادآور میشود که امید به شفاعت بدون اجازه خداوند بیاساس است. در نهایت، او به هارون هشدار میدهد که زندگی دنیا فانی است و باید به بازتاب اعمال خود توجه کند. این گفتگو نمایانگر تعارض میان قدرت و حکمت است که بهلول به عنوان یک عارف به هارون یادآوری میکند.
مگر روزی گذر میکرد هارونرسید آنجایگه بهلولِ مجنون
هوش مصنوعی: روزی هارون به طور تصادفی از جایی میگذشت و به بهلول مجنون برخورد کرد.
زبان بگشاد کای هارونِ غم خوارقوی در خشم شد هارون بیکبار
هوش مصنوعی: زبان به حرکت درآمد و گفت: ای هارون، تو که در درد و رنج دیگران را دلگرمی میدهی، ناگهان در خشم و عصبانیت قرار گرفتهای.
سپه را گفت کیست این بی سر و پایکه میخواند بنامم در چنین جای
هوش مصنوعی: سپه از خود میپرسد که این شخص بیهویت که در این مکان نام او را میخواند، کیست؟
بدو گفتند بهلولست ای شاهروان شد پیشِ او هارون هم آنگاه
هوش مصنوعی: به او گفتند که این شخص بهلول است. ای پادشاه، هارون نیز به سمت او رفت.
بدو گفتا ندانی احتراممکه میخوانی تو بیحاصل بنامم؟
هوش مصنوعی: او به او میگوید: نمیدانی که احترام من چیست، وقتی تو مرا بیفایده میخوانی؟
نمیدانی مرا ای مردِ مجنون؟که بر خاکت بریزم خون هم اکنون
هوش مصنوعی: ای مرد مجنون، نمیدانی که چقدر به تو وابستهام و حالا آمادهام برای تو جانم را فدای خاکت کنم.
جوابش داد مرد پُر معانیکه میدانم تو این نیکو توانی
هوش مصنوعی: مردی با دانایی به او پاسخ داد که من میدانم تو هم توانایی خوبی در این زمینه داری.
که در مشرق اگر زالیست باقیکه بر سنگ آیدش پای اتّفاقی
هوش مصنوعی: اگر در مشرق زمین زالِی هست که بر سنگی بایستد، این موضوع تصادفی است.
وگر جائی پُلی باشد شکستهکه گرداند بُزی را پای بسته
هوش مصنوعی: اگر در جایی پلی شکسته وجود داشته باشد، بهطوری که بزی که پایش بسته است نتواند از آن عبور کند.
تو گر در مغربی از تو نترسندبترس ای بیخبر کز تو بپرسند
هوش مصنوعی: اگر در جایی به تو اعتماد دارند و از تو نمیترسند، باید نگران شوی، زیرا ممکن است در آینده از تو سوالاتی بپرسند که به تو آسیب برساند.
بسی بگریست زو هارون بزاریبدو گفتا اگر تو وام داری
هوش مصنوعی: بسیار گریه کرد و هارون به او گفت: اگر تو بدهی داری، پس چرا اینقدر غمگینی؟
بگو تا جمله بگزارم بیکبارجوابش داد بهلول نکوکار
هوش مصنوعی: بگو تا همه چیز را یکجا بگویم. بهلول نیکوکار یکبار به همه سوالات پاسخ داد.
که تو وامی بوامی میگزاریچو مال خویشتن یک جَو نداری
هوش مصنوعی: تو به دیگران کمک میکنی و به آنها اعتماد میکنی، در حالی که خودت حتی یک چیز کوچک هم نداری.
ترا گر مال مال مردمانستکه نیست آن تو هر چت این زمانست
هوش مصنوعی: اگرچه تو در این دنیا چیزهایی را از آن خود میدانی، باید بدانید که این possessions و داراییها در واقع متعلق به دیگران هستند و هیچ کدام از آنها به واقع برای تو نیست.
برَو مال مسلمانان ز پس دهکه گفتت مالِ کس بستان بکس ده
هوش مصنوعی: مال مسلمانان را ببر و آن را بده به کسی که به تو گفته مال دیگران را نبر.
نصیحت خواست از بهلول هارونبدو گفت آن زمان بهلولِ مجنون
هوش مصنوعی: هارون از بهلول نصیحت خواسته بود و بهلول، که در آن زمان دیوانهوار رفتار میکرد، او را جواب داد.
که ای استاده در دنیا چنین راستنشان اهلِ دوزخ در تو پیداست
هوش مصنوعی: ای کسی که در دنیا به طور مستقیم ایستادهای، نشانههای اهل دوزخ در تو به وضوح دیده میشود.
ز رویت محو گردان آن نشانیوگرنه گفتم و رفتم، تو دانی
هوش مصنوعی: اگر نشانی از تو بر چهرهام باقی بماند، محو میشوم و هیچ چیز نمیگویم و میروم؛ اما تو خود میدانی چه احساسی دارم.
دگر ره گفت اگر دوزخ نشینمکجا شد آن همه اعمالِ دینم
هوش مصنوعی: چنانچه به دوزخ بروم، پس آن همه کارهای نیکو و دیانت من کجا میرود؟
بدو گفتا ببین هر ماه و هر سالکه همچون اهلِ دوزخ داری احوال
هوش مصنوعی: به او گفته شد که هر ماه و هر سال را مشاهده کن، که حالت مانند اهل دوزخ است.
دگر ره گفت اگرچه بوالفضولمنسَب نقدست باری از رسولم
هوش مصنوعی: من دیگر به راهی میروم، هرچند که سخن چرب و شیرین میزنم و نسب من به رسول الله برمیگردد.
بدو گفتا که چون قرآن شنیدیفلا اَنسابَ بَینَهُم ندیدی؟
هوش مصنوعی: به او گفتند: وقتی قرآن را شنیدی، چرا نتوانستی ارتباط و پیوندهای میان آنها را ببینی؟
دگر ره گفت هان ای کم بضاعتامیدم منقطع نیست از شفاعت
هوش مصنوعی: ای کمبرکت، بدان که امید من از شفاعت قطع نمیشود.
بدو گفتا که بی اِذن الهیشفاعت نکند او زین می چه خواهی
هوش مصنوعی: به او گفتند که بدون اجازه خدا هیچ کس نمیتواند شفاعت کند، پس تو از این موضوع چه انتظاری داری؟
سپه را گفت هارون هین برانیدکه او ما را بکُشت و می ندانید
هوش مصنوعی: هارون به سپاه گفت که به جلو برانید و حمله کنید، زیرا او ما را کشته و شما از این موضوع بیخبر هستید.
چو نه ملکست اینجا و نه مالکنجات تست اگر گردی تو هالک
هوش مصنوعی: اگر در اینجا نه پادشاهی هست و نه کسی که نجاتت دهد، اگر خود را در peril (خطر) بیابی، بدان که باید خودت تلاش کنی.
چو سنگی صد هزاران سال برجایبمی ماند نمیمانی تو بر پای
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دنیا وجود دارد، حتی سنگها هم با گذشت زمان تغییر میکنند و از بین میروند. تو هم نمیتوانی برای همیشه و بدون تغییر بمانی.
چه خواهی کرد درجائی درنگیکه آنجا بیش ماند از تو سنگی
هوش مصنوعی: اگر در جایی بایستی که در آنجا سنگی بیش از تو باقی مانده است، چه کار میکنی؟
دلا کم گیر چرخ سرنگون راچه خواهی کرد این دریای خون را
هوش مصنوعی: ای دل، چرا به گردونهی سرنگون دل ببندی؟ چه فایدهای دارد در این دریای خون غوطهور شدن؟
زهی خوش طعم دیگ چرب روغنکه از مرگش بوَد زرّین نهنبن
هوش مصنوعی: چه لذیذ و خوشمزه است این دیگ پر از روغن که عطرش مانند طلای ناب به مشام میرسد و به یاد مرگش میافتد.
قدم باید بگردون بر نهادنسر این دیگ پر خون بر نهادن
هوش مصنوعی: باید با احتیاط و دقت به این موضوع بحرانی وارد شد و پای خود را بر روی این دیگ که سرشار از مشکل و درد است، بگذاریم.
چو پُر خون اوفتاد این دیگ پُر جوشمزن انگشت در وی سر فرو پوش
هوش مصنوعی: وقتی که او به شدت مجروح شد و در حال غرق شدن است، به این دیگ جوشیده دست نزن و انگشتت را در آن نکن.
شفق خونست و دایم چرخِ گردونسر بُرّیده میگردد در آن خون
هوش مصنوعی: در آسمان، افقی سرخرنگ همچون خون دیده میشود و در میان این منظر غمانگیز، روزگار به طور مداوم در حال چرخش و تغییر است.
جهانی خلق بین در هم فتادههمه از بهرِ زیر خاک زاده
هوش مصنوعی: جهان در هم و برهم است و همه این آشفتگیها به خاطر این است که انسانها در نهایت به خاک میروند.
همه خاک زمین خون سیاهستسیاوش وار خلقی بی گناهست
هوش مصنوعی: تمام خاک این سرزمین پر از خون است و مانند سیاوش، مردمی بیگناه در آن زندگی میکنند.
عیان بینی اگر باشی تو با هُشز یک یک ذرّه خون صد سیاوش
هوش مصنوعی: اگر نگاهی عمیق و هوشمندانه داشته باشی، میتوانی با دیدن هر ذرهای از خون، یاد سیاوش را زنده کنی.