(۷) حکایت آن پیر که دختر جوان خواست
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده به بررسی رابطهای میان یک پیرمرد و یک دختر جوان میپردازد. پیرمرد آرزوی بوسیدن دختر را دارد، اما او به خاطر سن کم و جوانیاش به این خواسته پاسخ نمیدهد. او به رفیق پیرش میگوید که از این رابطه گیج و سردرگم است. دختر به پیر میگوید که نمیتواند او را دوست داشته باشد زیرا او پیر شده است و احساس خوبی ندارد.
سپس، گوینده به پیر توصیه میکند که به پیری خود فکر کند و از گناه دوری کند. او همچنین اشاره میکند که انسان باید به طور جدی و با شهامت زندگی کند و از ضعفها و تصورات منفی خود رهایی یابد. در نهایت، او به اهمیت ایمان و دوری از شرک و گناه اشاره میکند و به عواقب سخت برای کسی که آخر عمرش در کفر بگذرد، هشدار میدهد.
مگر پیری یکی دختر جوان خواستنیامد کار این با کارِ آن راست
هوش مصنوعی: شاید پیرمردی از دختر جوانی خواستگاری کند، اما این خواستگاری با وضعیت و شرایط آن دختر مطابقت ندارد.
بهخود میخواندش بهر بوسه آن پیرنمیآمیخت با او چون مَی و شیر
هوش مصنوعی: پیر، به خاطر بوسه او را به خود میخواند، اما او هرگز با او نمیآمیخت، همانطور که شراب با شیر مخلوط نمیشود.
رفیقی داشت پیر سال خوردهبدو گفت ای بسی تیمار برده
هوش مصنوعی: دوستی پیر و سالخورده به او گفت: «ای کسی که زیاد رنج و سختی را تحمل کردهای،...»
بگو تا حالِ تو با زن چه گونهستتو پیر و او جوان، این باژگونه ست
هوش مصنوعی: بگو حال و روز تو با همسرت چطور است؟ تو سالخوردهای و او جوان است، این وضعیت عجیبی به نظر میرسد.
چنین گفت او که گمراهم من از ویکه هر ساعت که بوسی خواهم از وی
هوش مصنوعی: او گفت که من به خاطر او گمراه هستم، زیرا هر زمانی که بخواهم او را ببوسم.
مرا گوید ندارم موی تو دوستکه پنبه در دهان ِ مرده نیکوست
هوش مصنوعی: او به من میگوید که موی تو را دوست ندارم، چون پنبه در دهان مرده بهتر است. یعنی احساس میکند که دوست داشتن موی تو به معنای بیارزشی است و تلاشی بیهوده به نظر میرسد، همانطور که پنبه در دهان یک مرده هیچ فایدهای ندارد.
چو تو در بوسه آیی هر زمانمنهی چون پنبه موی اندر دهانم
هوش مصنوعی: هر بار که تو به من بوسه میزنی، حالم به گونهای است که مانند پنبهای در دهانم میماند.
برَو پنبه خوشی از گوش برکشکه پنبه گرد موی تو ترا خوش
هوش مصنوعی: گوشهای خود را از پنبههای خوشی که مانع میشود برطرف کن، زیرا پنبهها به زیبایی موهای تو لطمه میزنند.
مگر پنبه ز گوشت برکشیدیکه موی خویش همچون پنبه دیدی
هوش مصنوعی: آیا از جسم و روح خود جدا شدهای که موهایت را همانند پنبه میبینی؟
ازان پشتت به پیری چون کمان شدکه چون تیر از گناهت سرگران شد
هوش مصنوعی: پشت تو به دلایلی چون کمان خم شده و چون تیر، گناهانت تو را به سمت نابودی میبرند.
ز حق پیش از اجل بیدارییی خواهچو مست غفلتی هشیارییی خواه
هوش مصنوعی: پیش از اینکه زمان مرگ فرا برسد، از حق و حقیقت آگاه شو و تلاش کن تا از خواب غفلت بیدار شوی و به هشیاری دست پیدا کنی.
برافشان هرچه داری همچو مردانچه سازی چون زنان با چرخ گردان؟
هوش مصنوعی: هر آنچه که داری را با شجاعت و قدرت نشان بده و به مانند مردان عمل کن؛ چه فایدهای دارد که همچون زنان با مشکلات به شکل سستی و افراطی واکنش نشان دهی؟
اگر داری گِل اندر سر چه شوییسرت در گل نخواهد ریخت گویی؟
هوش مصنوعی: اگر در سر تو گلی وجود دارد، چگونه میخواهی سرت را در گل بشویی بدون اینکه گلی که در سر داری، در گل بیفتد؟
حجابت از تن ویرانه بردارطبقپوش از طبق مردانه بردار
هوش مصنوعی: پوشش خود را از این بدن خراب بردار و از لایههای مردانه نیز بگذر.
که تا ویرانه جای شرک و علتشود معمورهٔ دین، اینت دولت
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که تا زمانی که آثار ویرانی و شرک در دین وجود داشته باشد، این دین به درستی و قدرت خود ادامه خواهد داشت. در حقیقت، اشاره به این دارد که برای برقراری و حفظ دین، لازم است که مشکلات و ناهنجاریها برطرف شوند و دین به یک وضعیت مستحکم و سالم برسد.
اگر در شرک میری، وای بر توکه خون گریند سر تا پای بر تو
هوش مصنوعی: اگر در گناه بزرگ شرک دربیفتی، وای بر تو که به شدت مورد عذاب و اندوه قرار خواهی گرفت.
کسی عمری در ایمان ره سپردهدر آخر، چون بوَد، کافر بمرده؟
هوش مصنوعی: آدمی که تمام عمر خود را در راه ایمان و اعتقاد گذرانده است، در پایان چگونه میتواند به کفر بمیرد؟