(۵) حکایت جبریل با یوسف علیهما السلام
هوش مصنوعی: در این متن، به داستان یوسف و ارتباط او با جبرییل اشاره میشود. جبرییل به یوسف در چاه میگوید که دلش را خوش نگه دارد و از جدایی ناامید نباشد، زیرا روزی از این چاه رهایی پیدا خواهد کرد. جبرییل از آیندهای سخن میگوید که یوسف به مقام عالی در مصر خواهد رسید و برادرانش در جستجوی نان به او خواهند آمد. یوسف در پاسخ به جبرییل ابراز میدارد که وقتی برادرانش نزد او آیند، به آنها پاسخ خواهد داد و به یاد اعمال شنیع آنها خواهد افتاد. او میگوید که اگر دل کسی از دردی بمیرد، زندهها احساسات و درد را درک میکنند. در نهایت، پیامی از خودآگاهی و توجه به عیوب خویش به جای دیگران نیز ارائه شده است.
چو یوسف را در افکندند در چاهدرآمد جبرئیل از سدره ناگاه
هوش مصنوعی: زمانی که یوسف را در چاه انداختند، جبرئیل ناگهان از درخت سدر به سراغ او آمد.
که دل خوش دار در درد جدائیکه خواهد بود زین چاهت رهائی
هوش مصنوعی: دل خود را در درد جدایی خوش نگهدار، زیرا روزی از این چاه نجات خواهی یافت.
تو را برْهاند از غم حق تعالیدهد از ملکت مصرت کمالی
هوش مصنوعی: خداوند تو را از غم و اندوه نجات میدهد و کمالی به تو عطا میکند که از سرزمین مصر برمیخیزد.
نهد تاجی ز عزّت بر سر توفرستد مصریان را بر در تو
هوش مصنوعی: مصرها به تو افتخار میکنند و تاجی با عزت بر سر تو میگذارند.
جهان در زیر فرمان تو آردجهانی خلق مهمان تو آرد
هوش مصنوعی: جهان به زیر اقتدار توست و همه مردم در زندگی خود به نوعی مهمان تو به شمار میآیند.
بیارد ده برادر را که داریبرای نان به پیش تو بخواری
هوش مصنوعی: ده برادر را بیاور تا برای نان و زندگی به خدمتت بیایند.
علی الجمله بگو با من درین چاهکه چون چشمت برایشان افتد آنگاه
هوش مصنوعی: به طور کلی بگو با من در این چاه که وقتی چشمت به آنها بیفتد، آن زمان...
بزندانشان کنی یا دار سازیو یا از بهرِ کشتن کارسازی
هوش مصنوعی: شما میتوانید آنها را در اسارت نگه دارید، گرفتار کنید یا برای کشتن، نقشهریزی کنید.
و یا از زخم چوب و تازیانهز هر یک خون کنی جوئی روانه
هوش مصنوعی: در اثر ضربههای چوب و شلاق، از هر زخم، خون به راه میافتد.
چنین گفت آن زمان یوسف بجبریلکه چون آیند خوانمشان بتعجیل
هوش مصنوعی: یوسف به جبرئیل گفت که وقتی بیایند، من آنها را به سرعت دعوت میکنم.
نه از بفروختن گویم نه ازچاهبراندازم نقاب از روی آنگاه
هوش مصنوعی: من نه دربارهی فروش چیزی حرف میزنم و نه از چاهی که در آن افتادهام پرده برمیدارم.
اگر سازند پیشم خویش را خمچه گویم هَل عَلِمتُم ما فَعَلتُم
هوش مصنوعی: اگر کسی به من نزدیک شود و خودش را خم کند، چه بگویم؟ آیا میدانید که چه کارهایی انجام دادهاید؟
شما آخر تأسّف می نخوردیدز درد آنکه با یوسف چه کردید؟
هوش مصنوعی: شما در پایان حسرت نمیخورید از درد و رنجی که بر یوسف(معشوق) آوردید؟
بر ایشان بر گشادن این کمین بسعذاب سخت ایشان را همین بس
هوش مصنوعی: فتح این کمین بر آنها، عذاب سختی برایشان خواهد بود و همین برایشان کافی است.
اگر دلهای ایشان خاره گرددازین تشویر حالی پاره گردد
هوش مصنوعی: اگر دلهای آنها از این تحریک آسیب ببیند، حالشان دچار تغییر و آشفتهگی خواهد شد.
دلت مردهست اگر زین درد فردستکه بی شک زنده را احساس در دست
هوش مصنوعی: اگر دل تو نسبت به دردهای آینده بیتفاوت شده، نشان میدهد که دیگر زنده نیستی؛ زیرا انسانهای زنده همیشه احساساتی در دل دارند و به دردها واکنش نشان میدهند.
تو خامی، زین حدیثت خوش نیفتدکه جز در سوخته آتش نیفتد
هوش مصنوعی: تو هنوز ناآگاه هستی و از این موضوع نمیتوانی به خوبی درک کنی، زیرا تنها کسانی که در آتش و سختیها تجربه دارند میتوانند درباره آن صحبت کنند.
چو مومی روز و شب در سوختن باشکه تا آتش کند افروختن فاش
هوش مصنوعی: مانند موم روز و شب در تلاش و سوز و گداز باش، تا جایی که آتش وجودت به روشنی درآید.
چو در غیری ندیدی هیچ خیریچرا مشغول میگردی بغیری
هوش مصنوعی: اگر در دیگری خیری نمیبینی، چرا خودت را به او مشغول میکنی؟
چو کارت با خود افتادست پیوستسفر در خویش کن بی پای و بی دست
هوش مصنوعی: زمانی که کار تو به خودت مرتبط شد، باید در درون خودت سفر کنی، بینیاز از کمک دیگران و بدون اینکه وابسته به چیزی باشی.
اگر در خویشتن یک دم بگردیچو صد دل دان که در عالم بگردی
هوش مصنوعی: اگر لحظهای درون خودت تأمل کنی، به اندازهای که صدها دل در دنیا جستوجو میکنند، میفهمی که در عمق وجودت چه چیزهای زیادی نهفته است.
ترا یک ذرّه در خود عیب دیدنبه از صد نورِ غیب الغیب دیدن
هوش مصنوعی: بهتر است که یک نقص کوچک در خودت را ببینی تا اینکه بخواهی به دنبال عیوب و خوبیهای نهانی دیگران باشی.