(۱۱) حکایت ابرهیم علیه السلام
هوش مصنوعی: این متن درباره حضرت ابراهیم (ع) و مقام و ویژگیهای اوست. نویسنده به بیان عجایب و ویژگیهای اخلاقی ابراهیم میپردازد که با داشتن چهار هزار غلام و گوسفند زیاد، از دنیا و مال خود جدا شده و تمام این داراییها را فدای خداوند میکند. همچنین نویسنده به واقعهای اشاره میکند که ابراهیم با شنیدن صدای جبریل (روحالقدس) به یاد خدا میافتد و از شوق، ثلثی از گوسفندانش را میبخشد و نهایتاً همه آنها را برای خدا درمیآورد. جبریل به او تأکید میکند که او در حقیقت هیچ آرزویی ندارد و این ابراهیم است که به خاطر خلوص نیتش نزد خداوند با ارزش است.
ماجرای قربانی کردن پسرش (ایسماعیل) نیز نقل میشود که در نهایت با رحمت خدا به سلامتی به پایان میرسد و ابراهیم به عنوان یک فرد آزمایشکشیده در برابر خداوند شناخته میشود.
نویسنده همچنین بر این نکته تأکید میکند که دنیا و مال و ثروت فقط زینت زندگی هستند و در نهایت آنچه ارزش دارد، نزد خداوند است و انسان باید به خاطر خدا از همه چیز بگذرد. او به مفسران و انسانها میگوید که نباید خود را به دنیا محدود کنند و زندگی واقعی و حقیقی را در نزدیکی به خدا جستجو کنند.
نوشته در قصص اینم عیان بودکه ابرهیمِ پیغامبر چنان بود
هوش مصنوعی: در داستانها آمده است که ابراهیم، پیامبر، به این شکل و روش بود.
که بودی چل هزارش از غلامانسگی آن هر غلامی را بفرمان
هوش مصنوعی: بیت اشاره به این دارد که شخصی، به تعداد بالا، از افرادی که در خدمت او هستند، دارد و هر کدام از این افراد را مطابق دستورات و فرامین خود به کار میگیرد. به نوعی، او کنترل و رهبری بسیاری را در دست دارد.
قلاده جمله را زرّین ولیکنشمار گوسفندش نیست ممکن
هوش مصنوعی: هر چند که گردنبند زیبایی است و زینتی برای همه محسوب میشود، اما این زیبایی نمیتواند نشاندهندهی تعداد و کمیت موجودی آن باشد.
ملایک چشم بر کارش گشادندز کارش در گمانی اوفتادند
هوش مصنوعی: فرشتهها به کار او خیره شدهاند و به خاطر آنچه که میبیند، در افکارش دچار تردید شدهاند.
که او مشغول چندین گوسفندستخدا میگوید او پاک و بلندست
هوش مصنوعی: او در حال مراقبت از چندین گوسفند است و خداوند میفرماید که او پاک و والا است.
گر او مستغرق ربّ جلیلستبنگذارد خلیلی چون خلیلست
هوش مصنوعی: اگر او در عشق خدا غرق شده است، باید مانند خلیل (ابراهیم) دوست خود را رها کند.
بجبریل امین حق گفت برخیزبه پیش او زبان ز آواز کن تیز
هوش مصنوعی: فرشتهای به پیامبر گفت: برخیز و به ملاقات او برو و زبانت را برای گفتوگو آماده کن.
که تا چون بینی او را در ره ماچه زو بینی به پیش درگه ما
هوش مصنوعی: این جمله به این معنی است که وقتی تو او را ببینی، در راه ما چه چیزی از او را مشاهده میکنی تا او را در برابر درگاه ما تشخیص دهی.
چو مردی گشت روح القدس محسوسبآوازی خوش الحان گفت قدّوس
هوش مصنوعی: وقتی که مرد به کمال رسید و روح قدس را احساس کرد، با صدایی خوش و زیبا اعلام کرد که پاک و منزه است.
خلیل الله چون بشنیدش آوازز پای افتاد گفتی آن سرافراز
هوش مصنوعی: خلیل خدا زمانی که صدای او را شنید، به زمین افتاد و گویی که آن فردی سر بلند و با وقار است.
بدو بخشید ثُلثی گوسفندانبدو گفت ای دوای دردمندان
هوش مصنوعی: به او یک-third از گوسفندان را بخشیدند و به او گفتند: ای کسی که درد بیماران را دوا میکنی.
بگو یکبار دیگر نام یارمکه این نامست دایم غم گسارم
هوش مصنوعی: بگو نام محبوبم را یک بار دیگر، چون این اسم همیشه مایه تسکین دردهایم است.
دگر ره گفت روح القدس آنگاهدگر ره اوفتاد از شوق در راه
هوش مصنوعی: سپس روح القدس راه دیگری را نشان داد و در نتیجه او به خاطر شوق و اشتیاق خود به آن مسیر افتاد.
بدو بخشید آن تاج بلنداندوم ثلثی که بود از گوسفندان
هوش مصنوعی: او به آن کسی که از نظر قد و مقام بلندتر است، توجیه کرد که جایگاهش را از گوسفندان به دست آورده است و به او اجازه داده تا بر این ویژگی خود ببالد.
دگر ره گفت نام حق دگر باربگو چون بِه ازین نبوَد دگر کار
هوش مصنوعی: راهی دیگر را بگوید و نام حق را یاد کن، و بار دیگر بگو که در این دنیا جز این کار دیگری وجود ندارد.
دگر ره گفت قدّوسی بآوازدگر ره بیخودش افتاد آغاز
هوش مصنوعی: گروه دیگری از فرشتگان با صدای جدیدی صحبت کردند و او از خود بیخود شد و به راهی نوین پا گذاشت.
بدو بخشید یکسر گوسفندانکم از میشی، همی نگذاشت چندان
هوش مصنوعی: او همه گوسفندان را به او بخشید، اما از تعداد میش ها کم کرد و اجازه نداد که به اندازه کافی باقی بمانند.
درآمد جبرئیل و گفت ای پاکمنم روح القُدُس در عالم خاک
هوش مصنوعی: جبرئیل وارد شد و گفت: من روحالقدس هستم، از آسمان آمدهام و در این دنیای خاکی حضور دارم.
مرا این گوسفندان نیست در خورتراست این جمله ای پاک مطهّر
هوش مصنوعی: من به این گوسفندها نیازی ندارم، زیرا تو خود برتری و پاکی مکملی هستی.
که جبریل امین در هیچ بابینبودست آرزومند کبابی
هوش مصنوعی: جبریل امین، فرشته وحی، هیچ گاه آرزوی خوردن کباب را نداشته و در این زمینه هیچ خواستهای ندارد.
خلیلش گفت آگاهی ازین رازکه چیزی داده نستانم ز کس باز؟
هوش مصنوعی: دوست خلیل گفت: اگر از این راز باخبر شوم، آیا باید به کسی بگویم که چیزی از من نگرفته است؟
بدو جبریل گفت از من شبانینیاید، من کنون رفتم تو دانی
هوش مصنوعی: جبریل به او گفت که از من شبانی صحیحی برنمیآید، اکنون من میروم و تو خود میدانی.
خلیلش گفت من نیز این همه پاکرهاکردم رها کردی تو بی باک
هوش مصنوعی: دوستش گفت من هم تمام این پاکی را رها کردم، تو هم بدون هیچ تردیدی این کار را انجام دادی.
خطاب آمد ز حق سوی ملایککه هان چون بود ابرهیم مالک
هوش مصنوعی: خداوند به فرشتگان فرمود: ای فرشتگان، ابراهیم چه ویژگیهایی دارد که او را به عنوان مالک و فرمانروا برگزیدهام؟
که چون جبریل نام ما ندا کردبنام ما همه نقدی فدا کرد
هوش مصنوعی: زمانی که جبرئیل نام ما را به صدا درآورد، همه چیز به خاطر ما قربانی شد.
یقین تان شد که او جز بنده نبوَدبما زنده بمالی زنده نبوَد
هوش مصنوعی: شما مطمئن شدید که او جز بنده نیست، زیرا اگر به شما بمالد، زنده خواهد ماند.
ملایک باز گفتند ای خداوندمگر دل زندگی دارد بفرزند
هوش مصنوعی: فرشتگان گفتند: ای پروردگار، آیا دل هم زنده است و حس و حال دارد مانند فرزند؟
پس آنگه کرد حق از راهِ خوابشبتسلیم پسر کُشتن خطابش
هوش مصنوعی: سپس خداوند در خواب، به او الهام کرد که پسرش را قربانی کند و این امر را به او فرمان داد.
پسر را چون برای کُشتن آوردزمین را چون فلک در گشتن آورد
هوش مصنوعی: وقتی که پسر را برای کشتن به زمین آوردند، زمین به گونهای چرخید که انگار آسمان در حال گردش است.
برآمد از ملایک بانگ و فریادکه او از مال و فرزندست آزاد
هوش مصنوعی: از آسمان صدای ملائکه بلند شد که او از مال و فرزندش رها و آزاد است.
ولیکن ایمنی او بخویشستبسی آن زندگی از جمله بیشست
هوش مصنوعی: اما امنیت او به خودش بستگی دارد و این زندگی بسیار بیشتر از آن است که به چشم میآید.
چنان تقدیر رفت از غیبِ دانشکه در آتش کنند از امتحانش
هوش مصنوعی: قدر و سرنوشت به گونهای رقم میخورد که در نتیجه آزمونهایی که از آن میگیرند، همه چیز تحت فشار و در شرایط سخت قرار میگیرد.
بآخر چون بآتش شد گرفتاردرآمد جبرئیل از اوجِ اسرار
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی که او در آتش عشق گرفتار شد، جبرئیل از بالای رازها و اسرار ظاهر شد.
که هان در خواه هر حاجت که داریبتو، گفتا، ندارم چون نه یاری
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هرگاه خواستهای داشته باشی، اگر کسی نباشد که به تو کمک کند و یاریات کند، به نظر میرسد که هیچ چیز نداری و نمیتوانی به خواستهات دست یابی.
اگر از غیر حاجت خواه باشمپس از اغیارِ این درگاه باشم
هوش مصنوعی: اگر بدون نیاز از دیگران چیزی بخواهم، پس باید از دیگران دور باشم و به این درگاه مراجعه نکنم.
من از غم فارغم بشنو سخن راستخدا داند کند آنچش بوَد خواست
هوش مصنوعی: از غم رهایی یافتم، پس به تو میگویم حقیقت را، خدا بهتر میداند که آن چه را که او بخواهد، محقق میسازد.
ملایک چون مقام او بدیدندز صدق او خروشی برکشیدند
هوش مصنوعی: وقتی فرشتگان مقام و مرتبه او را مشاهده کردند، از صدق و راستگویی او به هیجان آمدند و ندا و فریادی برپا کردند.
کالهی، پاک جسم و پاک جانستبهر چش آزمودی بیش ازانست
هوش مصنوعی: کسی که باهوش است و فاقد هرگونه آلودگی در جسم و روح خود، دارای ویژگیهای برتر و ارزشمندی است که فراتر از آنچه به نظر میرسد، میباشد.
چنان در حکم تو دیدیم نرمشکه آتش سرد شد از عشق گرمش
هوش مصنوعی: در حکم تو چنان نرمش و لطافتی مشاهده کردیم که آتش از حرارت عشق او سرد شد.
بهشتی گشت دوزخ از دل اوزهی خِلّت که آمد حاصل او
هوش مصنوعی: دل او به گونهای است که باعث شده دوزخ به بهشت تبدیل شود؛ چه شگفتانگیز است که چنین نتیجهای از وجود او بهدست آمده است.
گرش خوانی خلیل خویش شایدگرش جلوه دهی زین بیش شاید
هوش مصنوعی: اگر او را بخوانی، شاید مانند خلیل خودت شود، و اگر جلوهگری کنی، ممکن است حتی بیشتر از این نیز نمایان شود.
گر از دین خلیلت رهبری نیستترا پس جز طریق آزری نیست
هوش مصنوعی: اگر در پیروی از دین ابراهیم (خلیل) راهنمایی برایت وجود ندارد، پس راهی جز راه نمرود (آزر) برایت نخواهد بود.
گرت بی سیمیَست و بی زری همترا نمرودیسَت و آزری هم
هوش مصنوعی: اگر تو بدون قدرت و ثروت باشی، در حقیقت شبیه نمرود و آزر خواهی شد.
عجب داری که نمرودی چنان شدکه بهر حرب حق بر آسمان شد
هوش مصنوعی: عجب است که نمرود با این همه قدرت و arrogance، به جایی رسید که برای مقابله با حق، به آسمان رفت.
که گر کاریت ناگه کوژ گردددلت نمرودِ ره آن روز گردد
هوش مصنوعی: اگر در کارهایت ناگهان دلت شکسته شود، مانند نمرود در روزهای سخت، بیثبات و بیقرار خواهی شد.
چنان در چشم آید خشم و کینهتکه بر گردون رسد صندوقِ سینهت
هوش مصنوعی: خشم و کینهات به قدری در چشمانت نمایان است که حتی آسمان هم از آن باخبر میشود و در صندوق صداقتت تاثیر میگذارد.
ترا چون کر گس و صندوق هم هستبنمرودیت در عالم علم هست
هوش مصنوعی: شما به اندازه یک کرگدن و یک صندوق، ارزش و اعتبار دارید و در دنیای دانش، هیچ چیز خاصی از شما وجود ندارد.
چو هر دم میرسد صد تیرِ انکارچو نمرودت بدین گردنده پرگار
هوش مصنوعی: هر لحظه که تردید و انکار به سراغت میآید، به یاد نمرود و چرخش پرگار باش.
تو پس در کارِ خود نمرودِ خویشیبنیک و بد زیان و سودِ خویشی
هوش مصنوعی: پس در کارهای خود همانند نمرود (دیکتاتور) باش که در مورد نیک و بد، زیان و سود خود آگاه باشد.
توئی در بندِ افزونی بماندهملایک غرقِ بیچونی بمانده
هوش مصنوعی: تو درگیر کثرت و زیادتی هستی، در حالی که فرشتگان در حال غرق شدن در سکوت و عدم فعالیت هستند.
چوعمرت رفت آخر چون کنی توکه بنشستی که زر افزون کنی تو
هوش مصنوعی: وقتی زمانت به پایان میرسد، چگونه میخواهی به چیزی ادامه دهی در حالی که زمانی برای تو باقی نمانده است تا برای به دست آوردن بیشتر تلاش کنی؟
همه عمرت زیان بودست ای دوستکه تا یک جَو زرت سودست ای دوست
هوش مصنوعی: عمر تو به هدر رفته است، ای دوست، چرا که هیچ سودی از آن به دست نیامده جز یک مقدار ناچیز.
چو همت جای مردی یک قراضهستبسی کم از زنان مستحاضهست
هوش مصنوعی: وقتی که اراده و انگیزه یک مرد تنها به اندازه یک تکه کوچک باشد، به مراتب کمتر از زنان بیحال و بدون اراده است.
توانگر را پیمبر مُرده خواندهستکسی کو سیم دارد مرده ماندهست
هوش مصنوعی: کسی میگوید که ثروتمند را مثل پیامبر مردهای میداند، چرا که او به رغم داشتن ثروت، همچنان در زندگیاش بیروح و بیمعنا باقی مانده است.
چو سگ از پس مکن چندین جهانیکه این سگ را تمامست استخوانی
هوش مصنوعی: مثل اینکه سگ به دنبال استخوانی است و به دیگر دنیاها توجهی ندارد، تو هم نباید به دنبال چیزهای بیفایده و بیاهمیت باشی. این دنیا امکانات و منابعی دارد که باید برای رسیدن به آنها تلاش کنی و به چیزهای بیمورد بیتوجهی کنی.
ترا این نفس همچون گبرِ زردشتبزیر پای ناگه خواهدت کُشت
هوش مصنوعی: این نفس تو مانند زرتشتیان گبر، ناگهان تو را زیر پا خواهد انداخت و از بین خواهد برد.
بکاری گر نمیداریش مشغولشوی از دست او از کار معزول
هوش مصنوعی: اگر به او توجه نکنی و سرگرم کارهای خودت شوی، در نهایت از انجام وظایف و کارهایت باز میمانی.