(۱۰) حکایت در اهل دوزخ
هوش مصنوعی: این متن درباره گروهی از انسانهاست که از رحمت الهی بیبهره ماندهاند و به دوزخ سوق داده شدهاند. آنها در حال گدایی مهلت از خداوند هستند، در حالی که حکمت الهی بر این است که مهلتی برای آنها داده نشود. پس از گذشت هزار سال، آنها همچنان در درد و گریهاند و این وضعیت بدون دلسوزی از سوی دیگران ادامه دارد. بزرگی میگوید که اشک آنها بسیار برایش ارزشمند است و دردشان را حس میکند. او اشاره میکند که درمان واقعی برای دردهای عمیق، تنها در دل این انسانها وجود دارد و باید این درد را شناخت تا بتوان درمانی برای آن یافت. در نهایت، بر اهمیت توجه به درون و همراهی با درد دیگران تأکید میشود.
چنین نقلست کز آحادِ امّتگروهی را کند بی بهره رحمت
هوش مصنوعی: برخی از افراد در میان جامعه وجود دارند که از رحمت الهی بی بهره ماندهاند.
خطاب آید که ایشان را هم اکنونسوی دوزخ برید آغشته در خون
هوش مصنوعی: به آنان گفته میشود که همین حالا به سوی جهنم بروید، در حالی که خونین و آلوده هستید.
بآخر بر لب دوزخ بیکبارز حق خواهند مهل اندک نه بسیار
هوش مصنوعی: در پایان، مردم در کنار دوزخ خواهند ایستاد و از خداوند درخواست مهلت میکنند، اما این مهلت تنها به مدت کوتاهی خواهد بود و نه به مدت طولانی.
خطاب آید ز حضرت آشکاراکه کاری مینگردد دیر ما را
هوش مصنوعی: پیامی از جانب خداوند به ما میرسد که نگران نباشید، چرا که هیچ کاری نیست که طولانی شود و به تعویق بیفتد.
کنون سالی هزاری نه بعلّتبفضل این خلق را دادیم مهلت
هوش مصنوعی: حال اکنون هزار سال است که به دلیل مهربانی و لطف این مردم، فرصت و مهلتی به آنها دادهایم.
چنین نقلست ازان قوم جگر سوزکه میگریند این مدّت شب و روز
هوش مصنوعی: این قصه از آن قوم دلشکسته است که به خاطر اندوهشان، روز و شب اشک میریزند.
چو این سالی هزار آید بسرشانز حضرت مهلتی باید دگرشان
هوش مصنوعی: وقتی که این سال هزار به پایان میرسد، از آقا باید فرصت دیگری برای آنها در نظر گرفته شود.
دوی دیگر ز حق مهلت ستانندکه تا بر دردِ خود خون میفشانند
هوش مصنوعی: در دور دیگری، حق فرصتی میدهد تا انسانها بر دردها و رنجهای خود گریه کرده و اشک بریزند.
مدام این سه هزاران سال افزونهمی گریند و میگردند در خون
هوش مصنوعی: این سه هزار سال پیوسته در حال گریه و آغشته به خون هستند و به دور خود میچرخند.
که کس یک لحظه با آن قوم مسکیننگوید کز چه میگرئید چندین
هوش مصنوعی: کسی از آن گروه بیچاره نمیپرسد که چرا اینقدر گریه میکنند و از چه چیزی ناراحت هستند.
بزرگی گفت صد جان پریشانچو جان من فدای اشکِ ایشان
هوش مصنوعی: یک فرد بزرگ میگوید که قلبها و جانهای زیادی در حال نگرانی و distress (آشفتگی) هستند، و او جان خود را فدای اشک و غم آنها میکند.
که دردی را که آن درمان نداردز حضرت جز دل ایشان ندارد
هوش مصنوعی: دردی که درمانی برای آن وجود ندارد، جز دل خود ایشان، هیچ درمانی ندارد.
ترا تا دردِ بی درمان نباشدبدرمان کردنت فرمان نباشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که درد بی درمانی نداشته باشی، دستور درمان تو داده نخواهد شد.
همی یک دردش از صد جان ترا بهکه دردش از بسی درمان ترا به
هوش مصنوعی: هر چه درد او باشد، بهتر است که من یک بار آن را بچشم و تحمل کنم، تا اینکه درد او از درمانهای متعدد و گوناگونی باشد که نصیب من میشود.
ترا گر بو عُبَیده هست جرّاحدلت را بر جراحت نیست اصلاح
هوش مصنوعی: اگر بوی خوب از عبیده داشته باشی، پس دل جراحتدیدهات درمان نمیشود.
بپای انداز خود را سرنگونسارمگر از خاک برگیرد ترا یار
هوش مصنوعی: به تلاش و کوشش خود ادامه بده و اجازه نده که مشکلات باعث شکستت شوند؛ زیرا ممکن است روزی کسی به تو کمک کند و تو را از این وضعیت نجات دهد.
اگر تو برنگیری سر ز پایشبدست آری کمند دلربایش
هوش مصنوعی: اگر تو از او روی برگردانی، میتوانی با استفاده از جذابیتش دلها را به دام بیندازی.