بخش ۳ - فرستادن سلیمان(ع) باز را باحضار بلبل ومراعات او ازتشویش
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی از مرغان روایت میشود که به شنیدن سخنانی چون سلیمان شاد شدند و به شور و هیجان آمدند. یکی از آنها از خشم آتش را برافروخت و از آن سوخت. باز به او فرمودند که به عنوان آتش برود و به عنوان دود برگردد تا ببیند کدام پرنده است که سایر پرندگان از دست او نالان هستند. سوالات و نکات مهمی مطرح میشود درباره دانش، شجاعت و خدمت به دیگران. دلیلی برای دوری و بیخبری از نیک و بد مطرح میشود و همچنین تأکید بر عشق و شگفتی مرغان نسبت به او وجود دارد. در نهایت به یادآوریهای محبتآمیز و احتیاط در نزدیک شدن به او اشاره میشود.
ز مرغان چون سلیمان قصه بشنیدبتندید و ببالید و بجوشید
هوش مصنوعی: سلیمان داستانی از پرندگان را شنید و باعث شد که آنها پرواز کنند، بال بزنند و سر از جا درآورند.
یکی از خشم آتش را برافروختگهی بر آب و آتش را فرو سوخت
هوش مصنوعی: شخصی از روی خشم آتش را روشن کرد و گاهی آن را بر آب انداخت و گاه هم خودش را به آتش انداخت و سوخت.
همان دم باز را فرمود هان زودبرو چون آتش و باز آی چون دود
هوش مصنوعی: وقتی آن لحظه فرا رسید، او گفت: «ها! برو سریع مانند آتش و برگرد مثل دود.»
به بین خود تا چه مرغ است آنکه مرغانز دست او همی دارند افغان
هوش مصنوعی: به خود بنگر که آن پرنده چه حالی دارد که مرغان دیگر از دست او ناله و شکایت میکنند.
ز دانش بهره دارد یا نداردچو شیران زهره دارد یا ندارد
هوش مصنوعی: دانش شخص مانند قدرت شیر است؛ ممکن است کسی دارای علم و دانش باشد یا نباشد، اما روحیه و شجاعت او را نمیتوان نادیده گرفت.
چرا آرد به بین نفرت ز کثرتکه داد او را بگو منشور وحدت
هوش مصنوعی: چرا باید از زیادتی نفرت داشته باشد، در حالی که او را به وحدت و همبستگی دادهاند؟
نمیگردد دمی خالی ز غوغانمیبندد کمر در خدمت ما
هوش مصنوعی: هیچ لحظهای از هیجان و شور خالی نمیماند و همواره در خدمت ما مشغول است و هیچگاه بیکار نمیشود.
چرا از خدمت ما مستمند استوزین دوری گزیدن دردمند است
هوش مصنوعی: چرا از کمک ما بیبهره است و چرا دوری از ما باعث رنجش او شده است؟
مگر دیوانه و مستست و بی خودکه دائم غافلست از نیک و از بد
هوش مصنوعی: آیا ممکن است که کسی دیوانه و مست باشد و به طور مداوم از خوب و بد غافل بماند؟
به تن زار و نزارش مینمایندبه هر گلزار زارش مینمایند
هوش مصنوعی: او به خاطر وضعیت بد و رنجوریش، در هر مکانی که میرود، توجهات را جلب میکند. در واقع، درد و زخمهایش به چشمان همه میآید و باعث میشود دیگران به او توجه کنند.
ز استغناء او بسیار گفتندهمه مرغان ز عشقش درشگفتند
هوش مصنوعی: همه پرندگان درباره بینیازی او سخنها گفتند و از عشق او در شگفتیاند.
چو نزدیکش رسی میکن تبسممبادا کو بمیرد از توهم
هوش مصنوعی: وقتی به او نزدیک میشوی، لبخند بزن؛ مبادا که او به خاطر توخیالاتش بمیرد.
مگو سختش بنه انگشت بر لبنگه میدارش از منقار و مخلب
هوش مصنوعی: نگو که به او فشار بیاوری و ساکت نگهاش داری، زیرا او را به شیوۀ خفاش و با چنگال نمیتوان کنترل کرد.