بخش ۲۲ - آمدن مرغان بدیوان و دیدن ایشان بلبل را و از هیبت او خاموش شدن ایشان را
هوش مصنوعی: در داستانی که به تصویر کشیده شده، مرغان به دیوان آمده و سر و صدای زیادی را ایجاد میکنند. وقتی بلبل را میبینند، به ناگهان سکوت میکنند و تحت تاثیر قرار میگیرند. سلیمان از بلبل میپرسد که چرا در جمع مرغان حاضر نمیشود و چرا خاموش مانده است. او از بلبل میخواهد که سخن بگوید و داستانش را بیان کند، زیرا مرغان به او نیاز دارند و باید شاهدی برای گفتوگوهای خود بیاورد.
به دیوان آمدند مرغان چو دیوانهمی کردند پر از آشوب دیوان
هوش مصنوعی: پرندگان به دیوان آمدند و زمانی که دیوان مشغول کار بودند، جو شلوغی و آشوب به راه انداختند.
چو بلبل را بدیدند لال گشتنددر آن حالت همه از حال گشتند
هوش مصنوعی: وقتی بلبل را دیدند، به سکوت افتادند و در آن لحظه همه تحت تأثیر قرار گرفتند و تحت تاثیر حال او، حالشان تغییر کرد.
سلیمان گفت بلبل را کجائیچرا در معرض مرغان نیایی
هوش مصنوعی: سلیمان از بلبل پرسید که کجا هستی و چرا در میان دیگر پرندگان نمیآیی.
چرا خاموش گشتی ای سخندانز لعل خود بر افشان دُرّ و مرجان
هوش مصنوعی: چرا سکوت کردهای ای گوهر کلام؟ چرا زیباییها و درخشندگیهای خود را نشان نمیدهی؟
زبان بگشای و شرح حال برگویسراسر قصهٔ اقوال برگوی
هوش مصنوعی: زبانت را باز کن و داستان زندگیات را بگو، همهٔ ماجراها را برایم تعریف کن.
چو مرغان آمدند اکنون بداورچه داری حجت قاطع بیاور
هوش مصنوعی: وقتی پرندگان به اینجا آمدند، دیگر چه سخنی برای گفتن داری؟ بهتر است برهانی روشن و قوی ارائه کنی.