بخش ۱۰ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی یک کر است که در حال خواب است و کاروانی از کنار او میگذرد. وقتی او بیدار میشود، متوجه میشود که کاروان رفته و هیچ چیزی از آن را نمیبیند. این کر به خواب خود فکر میکند و متوجه میشود که در خواب، نه فقط خواب بوده، بلکه حالتی آشفته هم داشته و نتوانسته از گذر کاروان آگاه شود. در نهایت، او حسرت میخورد که چرا در خواب مانده و نتوانسته از همراهانش خبری بگیرد. شعر به این موضوع میپردازد که خواب و غفلت میتواند باعث از دست دادن چیزهای مهمی شود.
کری بر ره بخفت از خردهدانیکه تا وقتی درآید کاروانی
هوش مصنوعی: یک سوار به خاطر کمبود خردهریز از راهی توقف میکند و میداند که تا وقتی کاروانی بیاید، صبر و انتظار لازم است.
درآمد کاروان و رفت چون دودکجا آن خفتهٔ کر را خبر بود
هوش مصنوعی: کاروان آمد و رفت، همچون دود. آیا آن خوابآلود کر خبر دارد؟
چو شد بیدار خواب از دیدگان رفتبدو گفتند ای کر کاروان رفت
هوش مصنوعی: وقتی خواب از چشمانش رفت، متوجه شد که کاروان ره سپرده است و به او گفتند: "ای بیچاره، کاروان رفت!"
چرا خفتی که کرد آخر چنین خوابکه بگذشتند همراهان و اصحاب
هوش مصنوعی: چرا در خواب غفلت فرو رفتی تا جایی که دوستان و همراهانت از کنارت رفتهاند؟
ندانم تا چه خوابت دید ایامکه خوش در خواب کردت تا سرانجام
هوش مصنوعی: نمیدانم در خواب چه چیزی دیدی در روزهایی که خوشحال بودی و در خواب عمیق رفتی تا به پایان برسد.
کر آن بشنود گفت آشفته بودمکه هم کر بودم و هم خفته بودم
هوش مصنوعی: من در حالتی آشفته بودم و نمیشنیدم، زیرا هم ناشنوا بودم و هم خوابآلود.
دریغا چون شدم از خواب بیدارنمییابم ز یک همراه آثار
هوش مصنوعی: متاسفانه وقتی از خواب بیدار میشوم، نشانی از همراهی که با من بود پیدا نمیکنم.