بخش ۶ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: شاعر به توصیف یک پیرمرد میپردازد که با وجود سالها زحمت و کار سخت به عنوان حمال، هرگز نتوانسته از زندگی لذت ببرد. او به خرابات میرود و نشان میدهد که با وجود رنج و زحمت، از شراب و خوشیهای زندگی بیبهره بوده است. مرد با درد و غم، به خداوند میگوید که زندگیاش بینتیجه و سرد بوده و از او طلب عفو میکند. به طور کلی، این شعر به نکوهش زندگی سخت و بیثمر پیرمرد میپردازد و در عین حال به امید رحمت و بخشش الهی اشاره دارد.
رسید آن پیر را سرّ الهیکه مردی ز آنِ ما گر دید خواهی
هوش مصنوعی: زنپیر به اسرار الهی دست یافته و مردی از ما وجود دارد که اگر بخواهی میتوانی او را ببینی.
برو سوی خرابات و نشان خواهکه پیریست آن ز حمّالانِ این راه
هوش مصنوعی: به همنشینی با اهل خوشی و دلباختگی برو و بپرس که در این مسیر، کسی از پیری و تجربه خبر دارد.
بیامد مرد و شرح حال او خواستبدو گفتند دی شد کار او راست
هوش مصنوعی: مردی آمد و خواست تا اطلاعاتی دربارهٔ حال و احوال یکی از افراد بگیرد. به او گفتند که کار آن فرد به پایان رسیده و دیگر به راه صحیح خود نرسیده است.
به صد زاری و غم دی مرد اینجاجهان بر خود به سردی برد اینجا
هوش مصنوعی: با صدای نگرانی و اندوه بسیار، امروز اینجا زندگی به سردی و یأس رسیده و سختیهای زیادی را تجربه کرده است.
سپیدش موی بود و روی زردیهمه حمّالیِ خُمخانه کردی
هوش مصنوعی: موی او سفید و رویش زرد است، تماماً در زحمت حمل کردن بار در خانه شراب است.
همیبردی سبوی خَمر بر دوشولی هرگز نکردی قطرهای نوش
هوش مصنوعی: تو همیشه خمر را در سبویی بر دوش میبردی، ولی هیچگاه حتی یک قطره از آن را نچشیدی.
به هر گامی که در ره برگرفتیبه سوزِ جان و دردِ دل بگفتی
هوش مصنوعی: برای هر قدمی که در این مسیر برداشتید، احساسات عمیق و درد دلتان را بیان کردید.
که«ای دارندهی دنیا و دین همببخش آنرا که آنش نیست و این هم»
هوش مصنوعی: ای صاحب دنیا و دین، لطف کن و به کسی که نه دنیا دارد و نه دین، ببخش.