بخش ۸ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به داستان موری اشاره میکند که به خاطر حرص و طمع خود در جستجوی دانه است. او در طول سال به دنبال دانهها میگردد، اما با آمدن مرگ، همه چیزهایی که جمع کرده و به دست آورده از او گرفته میشود. شاعر با این تمثیل، به وضعیت انسانها اشاره دارد که به خاطر حرص و طمع در دنیا گرفتار میشوند. در نهایت، مرگ به ناگاه میآید و همه چیز را میبرد، و انسان باید از آنچه به آن علاقه داشته ودن استفاده میکرد، دل بکَند. پیام اصلی این است که حرص و طمع بیفایده است و در نهایت چیزی از دنیا نمیماند.
بگوش خود شنودستم ز هر کسکه موری را بسالی دانهٔ بس
هوش مصنوعی: به گوش خود از هر کسی شنیدم که مورچهای را برای سالهای طولانی دانهای پیدا کرده است.
ز حرص خود کند در خاک روزنگهی گندم کشد گه جوگه ارزن
هوش مصنوعی: از روی طمع و حرص، گاهی دانههای گندم و گاهی دانههای جو و ارزن را از خاک برمیدارد.
اگر بادی برآید از زمانهنه او ماند نه آن روزن نه دانه
هوش مصنوعی: اگر بادی از جانب روزگار بوزد، نه خود باد باقی میماند، نه روزنهای که آن را دریافت کرده و نه دانهای که در این حالت وجود داشته باشد.
چو او را دانهٔ سالی تمام استفزون از دانهٔ جستن حرام است
هوش مصنوعی: هرگاه که او برای یک سال به اندازه کافی دانه و غذا دارد، دیگر جستجوی دانه اضافی برایش حرام است.
مثال مردم آمد حال آن مورکه نه تن دارد و نه عقل و نه زور
هوش مصنوعی: مردم مانند موری هستند که نه جسمی دارد، نه درکی و نه قدرتی.
شده در دست حرص خود گرفتاربنام و ننگ و نیک و بد گرفتار
هوش مصنوعی: انسان به خاطر حرص و طمع خود درگیر مسائل و نگرانیهای مختلفی مانند شهرت، بدی و خوبی شده است.
همی ناگاه مرگ آید فرازشکند از هرچ دارد خوی بازش
هوش مصنوعی: ناگهان مرگ به سراغ انسان میآید و او را از تمام داراییها و داشتههایش جدا میکند.
هر آن چیزی که آنرا دوست تر داشتدلش باید ازو ناکام برداشت
هوش مصنوعی: هر چیزی را که بیشتر از همه دوست داری، باید قبول کنی که ممکن است از آن ناامید شوی.
چو بستاند اجل ناگاه جانشسر آرد جملهٔ کار جهانش
هوش مصنوعی: زمانی که مرگ به ناگهانی سر برسد، تمام امور و کارهای دنیا از دستش خارج میشود.
نه او ماند نه آن حرصش که بیش استکدامین خواجه صد درویش پیش است
هوش مصنوعی: نه او باقی ماند و نه آن طمع زیادش، حالا کدام صاحبمنصب، صد درویش را برتر میداند؟