بخش ۱ - المقاله العشرون
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم زندگی و خواب غفلت اشاره دارد و توصیه میکند که انسانها از خواب غفلت بیرون بیایند و بیدار شوند. شاعر میگوید که زمانی که مرگ نزدیک است و انسان در خاک میافتد، دیگر نمیتواند از کارهایی که از دست داده است نالید. او خواهان این است که مردم در زندگی خود قدرت و تحرکی داشته باشند و با جدیت به عبادت و خدمت به خدا بپردازند، زیرا مرگ ناگهانی میآید و باید در زمان حیات به فکر آخرت باشند.
شاعر همچنین تأکید میکند که غفلت از خواب و سکونت در آن، انسان را از حقیقت دور میکند و در نتیجه نیاز به بیداری از خواب غفلت را مطرح میسازد. وی به اهمیت دعا، نماز و نزدیکی به خدا پرداخته و اشاره میکند که انسان باید در دل شبهای تاریک به راز و نیاز با خدا بپردازد و از زندگی دنیوی خود فاصله بگیرد. در نهایت، شاعر با بیانی تشویقی، انسانها را به بیداری و جستجوی حقیقت فرا میخواند.
چو خواهد شد دورخ در خاک ریزاندورخ در خاک مالید ای عزیزان
هوش مصنوعی: وقتی که زیباییها در خاک و غم و اندوهی که به زمین ریخته شده، ناپدید میشوند، ای عزیزان، باید مراقب باشید و از این وضعیت آگاه باشید.
براندیشید از آن ساعت که در خاکفرو ریزد دو رخ چون برگ گل پاک
هوش مصنوعی: به یاد داشته باشید از زمانی که دو صورت، مانند برگ گل، در خاک دفن شوند.
در آن ساعت نه بتوانید نالیدنه رخ در پیش او در خاک مالید
هوش مصنوعی: در آن لحظه نه میتوانید شکایت کنید و نه میتوانید به خاطر او به زمین بیفتید.
کنون باری شما را قدرتی هستشبان روزی بدین سان حضرتی هست
هوش مصنوعی: حال، قدرتی در دست شماست که همچنان در طول روز و شب، وجود دارد و به شما اجازه میدهد تا در این موقعیت باشید.
چرا در کار حق سستی نماییداگر مردید پس چستی نمایید
هوش مصنوعی: چرا در انجام امور درست و خداپسندانه سستی میکنید؟ اگر میخواهید به هدفهایتان برسید، باید با انرژی و جدیت عمل کنید.
بمردی آنگه آید افتخارتکه تو کاری کنی کاید بکارت
هوش مصنوعی: آنگاه که به شجاعت تو افزوده میشود و در زندگیات کار بزرگی انجام میدهی، این امر موجب افتخار تو خواهد بود.
تو خواهی تا بسی طاعت کنی توولی از جهل یک ساعت کنی تو
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به خوبی فرمانبردار باشی، باید از نادانی ولو به مدت کوتاهی دوری کنی.
نخواهد ماند با تو هیچ هم راهمگر سوز دل و آه سحرگاه
هوش مصنوعی: هیچ کدام از همراهان و دوستداران واقعیات در کنارت نمیمانند، جز درد و حسرتی که در دل داری و اندوهی که در صبح زود به دل میآوری.
تو خود هرگز شبی در درد این کارنداری خویش را تا روز بیمار
هوش مصنوعی: تو هرگز شب را در رنج این کار به سر نبردی و از خودت غافل هستی تا روزی که به مشکلات برسی.
مخسب ای دوست تا بیدارگردیمگر شایستهٔ اسرار گردی
هوش مصنوعی: ای دوست، خواب نرو تا وقتی که بیدار شوی و شایستهٔ فهم اسرار و رموز زندگی گردی.
چرا خفتی تو چون در عمر بسیارنخواهی شد ز خواب مرگ بیدار
هوش مصنوعی: چرا خوابیدهای؟ تو که مدت زیادی در این دنیا نخواهی بود، پس از خواب مرگ بیدار شو و به خود بیا.
بروبا گورت افکن خواب خود رامگر بیدار گردانی خرد را
هوش مصنوعی: بروم که خواب خود را فراموش کنی، مگر اینکه خرد را بیدار کنی.
ببین کین آفتاب مانده عاجزنکرد از خواب چشمی گرم هرگز
هوش مصنوعی: نگاه کن که این آفتاب نتوانسته چشم کسی را از خواب بیدار کند و همواره در حال خواب است.
گرت چون آفتاب این درد باشدز بی خوابیت رویی زرد باشد
هوش مصنوعی: اگر مانند آفتاب این درد ناشی از بیخوابی بر تو باشد، چهرهات زرد خواهد بود.
الا ای روز و شب در خواب رفتهبرآمد صبح پیری و تو خفته
هوش مصنوعی: ای روز و شب که در خواب غفلت فرورفتهاید، حالا صبح پیری فرارسیده و تو هنوز در خواب هستی.
نمیترسی که مرگت خفته گیرددلت را خفته و آشفته گیرد
هوش مصنوعی: آیا نمیترسی که مرگ باعث شود قلبت آرام و ناآرام شود؟
تو درخوابی و بیداران برفتندعزیزان وفاداران برفتند
هوش مصنوعی: تو در خواب هستی و کسانی که وفادار و عزیز به تو بودند، از کنار تو رفتهاند.
تویی در کیسهٔ این دهر خود رایبمانده هم چو سیم قلب برجای
هوش مصنوعی: تو همانند نقرهای با ارزش در زندگی این دنیا باقی ماندهای و باید در راه خود مصمم و با اراده بمانی.
ز غفلت بر سر غوغا بماندیسری پر لاف و پر سودا بماندی
هوش مصنوعی: از بیتوجهی در شلوغی باقی ماندی و ذهنی پر از ادعا و خیال در تو باقی مانده است.
گرفتم شب نخفتی صبح گاهانخراخفتی چو خفتی دیرگاهان
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره شده که شبها خواب طویل و عمیق کشیده میشود و صبحها بهسختی از خواب بیدار میشود. همچنین بیانگر این است که وقتی به خواب میروی، دیرینه از خواب خود آگاه نمیشوی. به طور کلی، این شعر حس خوابآلودگی و بیخبر بودن از زمان را منتقل میکند.
مکن در وقت صبح ای دوست سستیکه داری ایمنی و تن درستی
هوش مصنوعی: دوست من، در صبحگاه وقت را بیهوده تلف نکن، زیرا در این زمان تو از سلامت و امنیت برخورداری.
چو پیدا شد نسیم صبح گاهیدر آن ساعت بیابی هرچ خواهی
هوش مصنوعی: وقتی نسیم صبحگاهی به مشام میرسد، در آن لحظه میتوانی هر چیزی را که میخواهی پیدا کنی.
هر آن خلعت کزان درگاه پوشندچوآید صبح دم آنگاه پوشند
هوش مصنوعی: هر بار که لباس خاصی از درگاه دریافت میشود، در صبحگاهان، آن را به تن میکنند.
چو شب از صبح گردد حلقه درگوشدرآید ذرهای خاک درجوش
هوش مصنوعی: وقتی شب به صبح تبدیل میشود، چرخش زندگی مانند حلقهای در گوش ما نمایان میشود و ذرات خاک در حرکت و جوش و خروش قرار میگیرند.
دلی کو از حقیقت بوی داردببیداری آن دم خوی دارد
هوش مصنوعی: دلهایی که از حقیقت بوی خوشی میگیرند، در لحظه بیداری، حالتی خاص و شگفتانگیز دارند.
ترا گر سوی آن درگاه راهیستبوقت صبح خون آلود آهیست
هوش مصنوعی: اگر تو راهی به آن درگاه داری، در صبحی که خون آلود است، نالهای به گوش میرسد.
دلا آن دم دمی از خواب دم زنبآهی حلقهٔ را بر حرم زن
هوش مصنوعی: ای دل! در آن لحظه که از خواب بیدار میشوی، با آهی آرام و بیصدا به حرم برو.
برآر از سینهٔ پرخون دمی پاککه بسیاری دمد صبح و تو در خاک
هوش مصنوعی: از دل پر از درد و غم خود، لحظهای پاک و خالص برآور که بسیاری از مردم صبح را میبینند در حالی که تو هنوز در خاک هستی.
بگیر آن حلقه را در وقت شبگیردل شوریده را درکش بزنجیر
هوش مصنوعی: در شب که تاریکی فرا میگیرد، آن حلقه را به دست بگیر و دل آشفته و شیدایت را به زنجیر کشانده و آرام کن.
و یا بند از دل دیوانه بر گیرخوشی فریاد مشتاقانه برگیر
هوش مصنوعی: دستت را بر دل دیوانه بگذار و با شادی فریاد بزن.
زفان بگشای با حق راز میگویغم دیرینهٔ دل باز میگوی
هوش مصنوعی: از زبان خود را باز کن و با خدا به راز و نیاز بپرداز، و از دردی که مدتها در دلدارید سخن بگو.
خوشی بگری چو باران در عتابیمگر برخیزدت از دل حجابی
هوش مصنوعی: اگر خوشی مانند باران بر چهرهی تو بریزد و از ناراحتی و دلنگرانی خارج شوی، ممکن است که این خوشی تو را از مشکلات و موانع قلبیات آزاد کند.
در آن دم گر شود آهی میسرز دنیا و آنچ در دنیاست خوشتر
هوش مصنوعی: زمانی که در آن لحظه بتوانی آهی از دنیا و آنچه در آن است برآوری، خوشتر از آن چیزی است که در دنیا وجود دارد.
عزیزا عمر شد در یاب آخرشبان روزی مشو در خواب آخر
هوش مصنوعی: ای عزیز، عمرت به سرعت میگذرد، پس از فرصتی که داری بهرهمند شو و در خواب نرو.
بشب خواب و بروزت خواب غفلتکه شرمت باد ای غرقاب غفلت
هوش مصنوعی: در شب در خواب هستی و در روز در خواب غفلت به سر میبری، شرم بر تو باد که در دنیای غفلت غرق شدهای.
مخسب ای خفته آخر از گنه بسچرا خفتی که گورت خوابگه بس
هوش مصنوعی: ای خوابیده، بیدار شو و از گناه دست بردار! چرا مدت زیادی خوابیدهای، در حالی که قبر تو محل خواب تو خواهد بود؟
هزاران جان پر نور عزیزانفدای سجده گاه صبح خیزان
هوش مصنوعی: هزاران جان عزیز و روشن، فدای جایی میشود که صبحخیزان در آن سجده میکنند.
زهی لذت که در شبهای تارینیاز خویش بر حق عرضه داری
هوش مصنوعی: چه لذتی دارد که در شبهای تاریک، نیاز خود را به حق تقدیم کنی.
خوشی در خاک میمالی رخ خویشبزاری میگزاری پاسخ خویش
هوش مصنوعی: شادی را در دل خاک مدفون میکنی و بر چهرهات غم را گذاشتهای، اما به خودت پاسخ نمیدهی.
همه آفاق آرامی گرفتهره تو با حق انجامی گرفته
هوش مصنوعی: تمام هستی در سکون و آرامش است، زیرا مسیر تو به حقیقتی قطعی و مشخص رسیده است.
گشاده پیش او دست نیازیگهی در گریهٔ گه در نمازی
هوش مصنوعی: دست نیاز به سوی او دراز میکنم، گاه با اشک و گریه و گاه با نماز.
بنه پایی که در پیش چنان کسخلایق خفته و تو باشی و بس
هوش مصنوعی: بخواب کسی که مردم دور او خوابیدهاند و تو تنها او را میبینی و هیچ کس دیگری نیست.
ببستر غافلان باز اوفتادهتو و حق هر دو هم راز اوفتاده
هوش مصنوعی: از گروه نادانان دور شدهای و با حقیقت به یکدیگر نزدیک شدهاید.
چنین شب گر کند یزدان کرامتنیاری گفت شکرش تا قیامت
هوش مصنوعی: اگر یزدان در چنین شبی به من لطف و کرامتی عطا کند، من نیز شکر او را تا همیشه به جا میآورم.
خوشا با حق شب تاریک بودنز خود دور و بدو نزدیک بودن
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در شب تاریکی، به خدا نزدیک شود و از خودخواهی دور بماند.
ازین بهتر چه کار و بار داریکه یک شب او بیدار داری
هوش مصنوعی: بهتر از این که یک شب او را بیدار نگهداری، چه کاری میتوانی انجام دهی؟
چو صد شب از هوا بیدار بودیبشهوت ریزهٔ در کار بودی
هوش مصنوعی: شما به مدت صد شب بیدار ماندید و در این مدت به لذتها و خوشیها مشغول بودید.
شبی بیدار دار آخر خدا راچو صد شب داشتی نفس و هوا را
هوش مصنوعی: یک شب را بیدار بمان و به یاد خدا باش، حتی اگر در دیگر شبها نفس و زندگی را داشتهای.