بخش ۴ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از پیرمردی میپرسد که در لحظهی جدایی از دنیا چه چیزی با خود دارد. پیر جواب میدهد که او دلی پر از احساسات و امید دارد اما از دنیا چیزی به همراه ندارد. شاعر به خداوند دعا میکند تا او را از سردرگمی نجات دهد و دلش را پر از نور و ایمان کند. او از خدا میخواهد که در مشکلاتش کمکش کند و او را بیدار سازد تا به حقیقت برسد. شاعر به فقر و بیچارگی خود و دیگران اشاره میکند و در پایان اشاره دارد که تنها خداوند میتواند سرنوشت ما را بشناسد و مشخص کند که کدام یک از ما نیکوکار یا بدکار است.
بپرسیدم ز پیری سال فرسوددر آن ساعت که وقت رفتنش بود
هوش مصنوعی: در زمانی که پیرمرد در حال رفتن بود، از او سؤالی کردم.
که همراه تو چیست ای مرد غمناک ؟چه داری زادِ راهِ منزلِ خاک ؟
هوش مصنوعی: ای مرد غمگین، در این سفر چه چیزی با خود داری؟ چه چیزی برای ادامه راهی که به سوی خاک و مرگ میبرد، به همراه داری؟
جوابم داد کز بی آگهی مندلی پر میبرم دستی تهی من
هوش مصنوعی: او گفت که به خاطر نا آگاهیام، دلی پر از احساسات را به همراه میآورم، اما دستم خالی است.
خدایا من درین دیر تحیرچو آن پیرم تهی دست و دلی پر
هوش مصنوعی: خدایا، من مانند آن پیر که در این معبد حیران است، بیپول و بیچیزم، اما دلم پر از احساسات و آرزوهاست.
تهی دستم ز زاد راه جاویدبه فضل تو دلی دارم پر امید
هوش مصنوعی: من از وسایل سفر به دنیای ابدی بیبهرهام، اما با لطف تو دلی دارم پر از امید.
خداوندا امید من وفا کندلم را از کرم حاجت روا کن
هوش مصنوعی: ای خدای مهربان، به من امید بده و خواستههای دلم را برآورده کن.
منور دار جانم را به نوریدلم را زنده گردان از حضوری
هوش مصنوعی: جانم را به نور خود روشن کن و دلم را از وجودت زنده و شاداب گردان.
حضوری ده ز چندین ترهاتمیقینی ده میان مشکلاتم
هوش مصنوعی: بیا تا با وجود خود به من نشان دهی که در میان این همه مشکلات، وجود تو چگونه یک حقیقت مطمئن است.
مرا از من نجاتی ده به توفیقز نور خود براتی ده به تحقیق
هوش مصنوعی: به من کمک کن تا از خودم رهایی یابم و با نور وجودت، به من بخشش و نجاتی عطا کن.
دلم را محرم اسرار گردانز خواب غفلتم بیدار گردان
هوش مصنوعی: دل من را به رازهای درون خود آشنا کن و مرا از خواب غفلت بیدار کن.
بر افروز از خداوندی دلم راتوانگر کن به خرسندی دلم را
هوش مصنوعی: ای خدا، دلم را غنی و توانمند کن تا شاد و خرسند باشد.
نفس چون برکشندم همنفس باشدر آن درماندگی فریادرس باش
هوش مصنوعی: وقتی که دلم به تنگ میآید و در حال ناراحتی هستم، همدرد و همراه من باش و در آن لحظات سخت، به من کمک کن.
چو جان را منقطع شد از جهان دممرا با نور ایمان دار آن دم
هوش مصنوعی: زمانی که جانم از این جهان جدا شود، در آن لحظه مرا با نور ایمان همراه کن.
چو با ایمان فرو بردی به خاکمنیاید از جهانی جرم باکم
هوش مصنوعی: اگر با ایمان و اعتقاد به زمین بیفتم، دیگر از هیچ گناهی در این دنیا نمیترسم.
خداوندا همه بیچارگانیمدرین هنگامه چون نظارگانیم
هوش مصنوعی: ای خدا، ما همه در این زمان دچار مشکلات و ناامیدی هستیم و مانند تماشاگری تنها نظارهگر این وضعیت میباشیم.
همه گر دوزخیایم ار بهشتیتو میدانی و تو تا چون سرشتی
هوش مصنوعی: همه ما ممکن است دوزخی باشیم، اما تو میدانی که چه کسانی بهشتی هستند و تا زمانی که به سرشت خودت برگردی، شناختت از این موضوع ادامه خواهد داشت.
که داند تا به معنی متقی کیست؟سعید از ما کدامست و شقی کیست؟
هوش مصنوعی: چه کسی میداند که متقی واقعی کیست؟ ما نمیدانیم کدام یک از ما انسانهای خوب و شایسته هستیم و کدامیک دچار بدبختی و شقاوت هستیم.