بخش ۷ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر از گفتوگویی بین یک عابد و شخصی به نام عباس صحبت میکند. عابد در حال نزع و احتضار است و عباس که به او نزدیک میشود، او را در حالت بیحالی و ناامیدی میبیند. عباس از عابد میپرسد که چرا در این وضعیت خاموش و بیعمل است، در حالی که او همیشه در گفتار و بیان خود فعال بوده است. عباس به او میگوید که چرا در این لحظه حساس و بحرانی از سخن گفتن خودداری کردهای، در حالی که همیشه به سخن گفتن علاقهمند بودی.
شنودم من از آن داننده استادکه چون عبادی اندر نزع افتاد
هوش مصنوعی: من از استاد دانایی شنیدهام که وقتی عبادی در حال مبارزه یا درگیری باشد، چگونه باید عمل کند.
درآمد پیش او عباسه ناگاهز پای افتاده دیدش بر سر راه
هوش مصنوعی: عباس ناگهان در مقابل او حاضر شد و او را از دور مشاهده کرد که به زمین افتاده است.
ز سیلاب اجل مدهوش گشتهز پاسخ بلبلش خاموش گشته
هوش مصنوعی: از طوفان مرگ گیج و پریشان شده و به خاطر نداشتن پاسخ، بلبلش خاموش مانده است.
بدو گفت ای لطیف نغز گفتارزفانت در سخن گفتن شکر بار
هوش مصنوعی: به او گفت: ای شخص با کلام زیبا و نرم، در سخنانت مانند عسل شیرینی وجود دارد.
تو تا پیش سخنگویان نشستیهمه دست سخنگویان ببستی
هوش مصنوعی: وقتی تو در کنار اهل سخن نشستهای، همه افراد دیگر نمیتوانند به راحتی صحبت کنند یا حرفی بزنند.
چرا گشتی چنین خاموش بیکار ؟چو بود آن حرص بسیارت به گفتار
هوش مصنوعی: چرا اینقدر ساکت و بیکار شدهای؟ وقتی که آنقدر حرص و اشتیاق زیادی برای صحبت کردن داری؟