بخش ۶ - الحکایه و التمثیل
هوش مصنوعی: این شعر از نکو، درویش، به سه آرزوی خود از خداوند اشاره دارد: اول، خواستار مرگی با سلامت است، دوم، آرزوی خوابیدن تا قیامت و سوم، چیزی که گفتنش ناممکن است. او از خداوند میخواهد که کسانی که برایشان خوب یاد میکنند، همراه نور و خیر باشند. نکو سپس به وضعیت انسانها بعد از مرگ اشاره میکند؛ اینکه فرزندان وفادار ممکن است به یاد ما صحبت کنند، اما پاسخ از گور ما برنمیخیزد. او به غم و دردهایی که انسانها در زندگی تحمل میکنند، اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که بعد از مرگ، سخن گفتن بیفایده است و همه باید در آرامش زیر خاک خفته باشند.
نکو گفتهست آن درویش حالیکه میخواهم سه چیز از حق تعالی
هوش مصنوعی: آن درویش به خوبی گفته که من از خداوند سه چیز را میخواهم.
یکی در خواب مرگی با سلامتدوم در مرگ خوابی تا قیامت
هوش مصنوعی: یکی در خواب مرگی را تجربه میکند و در حالی که زنده است، دیگری در حالت مرگ، خواب را تجربه میکند و این حالت تا قیامت ادامه دارد.
سیم چیزی که گفتن را نشایدچه گویم زانک در گفتن نیاید
هوش مصنوعی: آنچه را که باید بگویم، نمیتوانم بیان کنم؛ زیرا در گفتن آن، ناتوانم.
خداوندا به فضلت دل قوی بادکسی کز ما کند بر نیکویی یاد
هوش مصنوعی: ای خدا، امیدوارم که به لطف تو دل آن کسی که از ما به خوبی یاد میکند، قوی و محکم باشد.
قرین نور باد آن پاک راییکه این گوینده را گوید دعایی
هوش مصنوعی: آن کسی که این دعا را میگوید، همواره تحت تاثیر روشنایی و نور است و از نظر اندیشهای پاک و مصلح میباشد.
گرت در جام خود خونیست برخیزز چشم خونفشان بر خاک ما ریز
هوش مصنوعی: اگر در دل خود احساس خون و درد داری، از چشمان پر از اشکت برخیز و بر خاک ما بریز.
که بعد از ما عزیزان وفاداربه خاک ما فرو گویند بسیار
هوش مصنوعی: پس از ما عزیزان وفاداری خواهند بود که به یاد ما و ارزشهای ما، سخنهای زیادی خواهند گفت و در مورد ما خواهند نوشت.
کنند از دل بسوی ما خطابیولی از گور ما ناید جوابی
هوش مصنوعی: دلها از دور ما صدایی میفرستند، اما از عمق گور ما پاسخی نمیآید.
بسی خونها بخوردند و برفتندبه درد و غصه زیر خاک خفتند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد در طول تاریخ به خاطر درد و اندوه جان خود را از دست دادهاند و اکنون در زیر خاک آرام خوابیدهاند.
کنون ما نیز خون خوردیم و رفتیمبه درد و غصه زیر خاک خفتیم
هوش مصنوعی: حالا ما هم با درد و غم زندگی را گذراندیم و به زیر خاک رفتیم.
بسی گفتیم و خاموشی گزیدیمز گویایی به خاموشی رسیدیم
هوش مصنوعی: ما خیلی صحبت کردیم و بعد به سکوت پناه بردیم؛ از حرف زدن به سکوت رسیدیم.
خموشانند زیر خاک بسیارنبینم من ازیشان کس خبردار
هوش مصنوعی: بسیاری از افرادی که در زیر خاک خوابیدهاند زبان به گفتار نمیگشایند و من هیچکس را از آنها آگاه نمیبینم.
هزاران جان پاک از قالب پاکفدای این همه روهای پر خاک
هوش مصنوعی: هزاران جان خالص و پاک، از بدنی تمیز فدای این همه چهرههای خاکی میشوند.
چرا چندین سخن بایست گفتن ؟چو زیر خاک میبایست خفتن
هوش مصنوعی: چرا باید برای گفتن حرفهای زیاد وقت صرف کرد، وقتی که در نهایت همهچیز به خواب ابدی زیر خاک منتهی میشود؟